به چالش کشاندن شبهه ی غدیر

حادثه عظیم غدیر، خطّ روشن خلافت الهیِ انسان کامل را در تمامی دورانها روشن کرد و با صدای بلند، انتصابی بودن خلافت را اعلام نمود.البته پس از رحلت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) عدّه‌ای بی توجّه به آیات و روایات فراوان مبنی بر لزوم حاکمیّت انسان کامل، این حقّ الهی را غصب کردند و راه روشن جامعه اسلامی را به انحراف کشیدند.پس از آن دوران سیاه، برخی دیگر برای توجیه عملکرد آن عدّه، تا آنجا که توانستند از نقل روایات رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) جلوگیری کردند. در مرحله بعد روایات مجعولی را برای پوشاندن حقیقت، درست کردند و در لابلای کتب حدیث وارد نمودند. برخی روایات را حذف کردند و برخی دیگر را که به حدّ استفاضه یا تواتر رسیده بود، بر معانی دیگر حمل کردند. [۱]

حدیث متواتر غدیر از این دست روایات است که با وجود عدم تغییر در الفاظ، دچار تحریف مضمونی و دلالی شده است. عبارت مشهور این حدیث “مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِیٌّ مَوْلَاهُ” [۲] است که هر مسلمان منصفی که مقداری با الفاظ قرآن و حدیث آشنا باشد، بدون کمترین شکّی ولایت الهی به معنای سرپرستی و حقّ حاکمیّت در تمام شؤون زندگی را از آن متوجّه می‌شود. امّا همان خطّ انحرافی برای توجیه خلافت غیر علیّ، معنای “ولیّ” را در این عبارت “دوست” دانسته‌اند و معتقدند: پیامبر در گرمای عربستان، جمعیّت عظیمی از حاجیان خسته برگشته از مناسک حجّ را در بیابانی نگه داشته (حتّی عدّه‌ای را که جلوتر رفته بودند به عقب فراخوانده و منتظر جا ماندگان شد) تا به ایشان بگوید این علیّ رفیق و دوست شماست.

برای اثبات این مطلب، مجبور شده‌اند دست به ابتکاری خنده‌دار بزنند و داستانی سر هم کنند مبنی بر اینکه علیّ و برخی اصحاب به یمن رفته بودند و بر سر غنائم با هم اختلاف پیدا می‌کنند و بریده اسلمی برای شکایت نزد پیامبر می‌آید و در سفر حج به ایشان می‌رسد و پیامبر در غدیر دست علی را بلند کرد و فهماند که حقّ با علی بوده است! [۳]
و بعد همه اصحاب یکی یکی با علیّ بیعت رفاقت کردند تا با او دوست باشند و دیگر دعوایشان نشود!

الله اکبر از این همه استعداد قصّه پردازی! کسانی که حاضر نبوده‌اند کوچکترین فضائل علیّ(علیه‌السلام) را نقل کنند[۴]، برای پوشاندن غدیر، مجبور به نقل چه قصّه‌ای شده‌اند. قصّه‌ای که به فرض صحّت، با مبنای اصلی اهل سنّت (عدالت صحابه) مخالفت دارد زیرا طبق نقل احمد بن حنبل از بریده، این قضیه سبب خشم رسول الله شد. [۵] و طبق صریح قرآن، کسانی که موجبات آزار و اذیت پیامبر را فراهم کنند مورد لعن خداوند در دنیا و آخرت قرار می‌گیرند. [۶]پاسخ این شبهه بارها داده شده و تعجّب از این جماعت قصّه گو که بدون توجّه به این پاسخ‌ها دوباره با شوق و ذوق فراوان، به نقل این قصّه می‌پردازند و عدّه‌ای از همه جا بی خبر از آنان نقل می‌کنند.

حقیقت تاریخی غدیر، ربطی به این داستان ندارد. این داستان به فرض صحّت، مربوط به ماه‌ها یا سال‌ها قبل از حجّه الوداع بوده و پیامبر در مدینه با دفاع از امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) آن‌را فیصله داده‌اند. [۷]اصلاً این ادّعاهای واهی با متن حدیث غدیر، آیات نازله در مورد آن و عمل اصحاب در بیعت با آن حضرت، سازگار نیست.[۸] خطیب بغدادی نقل کرده که خلیفه دوم اولین شخصی بود که به امام علی(علیه‌السلام) تبریک گفت. [۹] حال باید از آنهایی که می‌گویند خداوند، محبت حضرت علی را در روز غدیر مشخص کرده، پرسید: آیا محبت آن حضرت تبریک دارد؟ مگر در قرآن کریم نیامده: «اَلْمُومِنُونَ بَعْضُهُمْ اَوْلِیَاءُ بَعْضٍ» آیا این خلل در حکمت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) ایجاد نمی‌کند که ۱۲۰ هزار نفر جمعیت را در شرایطی سخت، به خاطر دوستی علی(علیه‌السلام) در بیابان سوزان عربستان معطّل کند؟!! [10]
حاشا و کلّا.

پی نوشت:
[۱]. شرح نهج البلاغه، بیروت: دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ج ۱ ص۱۰۱۲و ۱۰۰۵و…
[۲]. الکافی (ط – الإسلامیه) ج‏۱ ص۲۹۴- باب الإشاره و النص على أمیرالمؤمنین.
[۳]. مسند أحمد: ۶/ ۴۷۶ ح ۲۲۴۳۶: غزوت مع علیٍّ الیمن، فرأیت منه جَفوهً، فلمّا قدمتُ على رسول اللَّه صلى الله علیه و سلم ذکرت علیّا فتنقّصتُه، فرأیت وجه رسول اللَّه یتغیّر، فقال: «یا بریده أ لستُ أولى بالمؤمنین من أنفسهم؟ قلت: بلى یا رسول اللَّه. قال: من کنتُ مولاه فعلیٌّ مولاه».
[۴]. هزاران روایت را از یهودیان تازه مسلمان آورده‌اند امّا از نفس پیامبر که حتّی در غار حراء با پیامبر بود حدیثی نقل نکرده‌اند. به عنوان نمونه به کتاب معروف فقهی مالکی ها یعنی الموطّأ توجّه بفرمایید!
[۵]. مسند احمد (چاپ قاهره ، شرح حمزه احمد زین) ، ج۱۶ ، ص۴۸۶.
[۶]. « إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِینًا؛ [احزاب/۵۷] آنها که خدا و پیامبرش را ایذاء مى‏کنند خداوند آنها را از رحمت خود در دنیا و آخرت دور مى‏سازد، و براى آنان عذاب خوار کننده‏اى آماده کرده است.»
[۷]. معجم أوسط طبرانی ، ج۶ ، ص۱۶۳ و معجم کبیر طبرانی ، ج۱۸ ، ص۱۲۸ و مستدرک حاکم نیشابوری، ج۳ ، ص۱۱۰.
[۸]. متن این خطبه و آیات نازله در مورد آن به وضوح غیر شخصی بودن حکم را می‌رساند.
[۹]. تاریخ بغداد جلد ۸ صفحه ۲۸۴: بخ بخ لک یابن أبی طالب، أصبحت مولای ومولى کل مسلم؛ به ! به ! ای فرزند ابی‌طالب امروز مولای من و مولای همه مسلمانان شدی!
[۱۰]. برای رسیدن به توضیحات مبسوط‌تر به این کتب مراجعه کنید:
عبقات الانوار فى امامه الائمه الاطهار، ج‏۱۰، ص۵۶۶: جواب شبهات دهلوى به نحو مبسوط- الصوارم المهرقه فى نقد الصواعق المحرقه، ص: ۱۸۵- الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏۱، ص: ۶۶۹.

منبع: پایگاه اینترنتی رهروان ولایت