چرا خداوند بچه های معلول می آفریند؟

چرا خداوند بچه های معلول (مثلاً یک مرض روانی ژنتیکی) می آفریند. آیا این یک اشتباه ژنتیک نیست؟ چرا باید این بچه ها (و خانواده) زجر بکشند؟ چرا وقتی بچه ای سالم دنیا می آید می گویند باید خدا را شکر کنید و وقتی بچه سالم نباشد می گویند خدا می خواهد پدر و مادر ما را امتحان کند؟ ولی بچه چه گناهی کرده؟ چرا وقتی در اولتراشال(در آلمان) معلوم می شود که بچه سالم نیست، ۹۰ درصد بچه ها را سقط می کنند، آیا این هم خواست خدا هست؟ ولی در ایران چون سقط جنین ممنوع هست بچه های داون ـ سندروم بیشتر به دنیا می آیند؟

پاسخ

نظام هستی نظامی است که بر اساس اسباب و مسببات و علت و معلول استوار است یعنی هر پدیده‏ای که به وجود پا می‏نهد بر اساس مقدمات، زمینه ها و شرایط خاصی می‏باشد و نظام دنیای ما که قاعده واساس آن ماده است نیز همینگونه است با این فرق که در عالم ماده هم اختلاف هست و هم تزاحم .

 درگیری و تضاد و جا تنگ کردن دسته‏ای از موجودات برای دسته‏ای دیگر از آنان، از ویژگی‏های این عالم است.

و اینگونه تزاحم و تضاد لازم و لا ینفک از این نظام می‏باشد و چون این گونه است همیشه مسیر تکامل به دلخواه پیش نمی‏رود بلکه بعضی مواقع موانع و عدم شرائط، باعث عدم تکامل و پیشرفت و ادامه مسیر تعالی موجودات می‏شود و البته با این حال عدم پیشرفت و سیر تکاملی برای موجودات استثناء است و نه قاعده و این نظام اسباب و مسببات همه لوازم خود را دارند و اینگونه نیست که اگر آهن را بر سنگ فرود آوردیم آن را خُرد کند و اگر بر سر فرود آید فورا مانند پنبه شود. سبب، مسبب را به دنبال دارد خواه به ضرر و خواه به سود ما باشد . عوامل ژنتیکی از این قاعده مستثنی نیستند آنان هم عواملی دارند که اگر چه ممکن است از چشم ما پنهان باشد ولی خواه ناخواه تأثیرات خود را خواهد گذاشت و گاهی نتائجی تلخ مانند اطفال فلج و ناقص به بار می‏آورد و گاهی (اکثرا) نتائج شیرین و فرزندان سالم و رشیدی را بدنبال دارد و این دنیای بزرگ با خیر کثیری که دارد و این خیر کثیر مقصود اصلی است، ناچار شرّ قلیلی و حوادثی از این قبیل را به تبع و بالعرض همراه دارد و هرگز سزاوار نیست که بخاطر شر قلیل از خیر کثیر گذشت و اما اگر ما دنیا را بدون این توابع بالعرض بخواهیم، امکان ندارد و هویت این دنیا آنگونه است که نیش و نوش و خار و گل به هم سرشته باشند.

علاوه  در مباحث اسلامی بحثی تحت عنوان «اعواض» داریم یعنی هر کس در این دنیا به مصیبتی که خود عامل مختار آن نباشد گرفتار شود، در آخرت خداوند عوض آن را به نحو احسن خواهد پرداخت و هم در این دنیا از هر کس به اندازه سعه وجودی و وسع آن، تکلیف خواسته شده است اما اینکه کسی انسانی را (چه جنین باشد و چه غیر جنین) به جرم نقص از بین ببرد، باید دارای چنین حقی باشد در حالی که چنین حقی را هیچکس ندارد که حق حیات دیگری و لو ناقص را ، سلب نماید اگرچه این حق در محدوده‏ای، سالب حق او و مزاحم با حق او هم باشد مگر در وضعیت خاص با شرائط ویژه .

 در ضمن اسلام در مورد روابط جنسی مرد و زن دستورات خاص بهداشتی داده شده است که با رعایت آن و رعایت مسائل دیگر که علم در اختیار بشر گذاشته است، زمینه بوجود آمدن این گونه مشکلات کمتر و کمتر می‏شود.

منبع: حوزه نت

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.