آیا عیسی پدری از جنس بشر داشته است؟

دوستم معتقد است که عیسی پدری از جنس بشر داشته است من به او آیاتی را نشان دادم که بیان می دارد این مطلب صحیح نیست ولی او گوش نمی دهد. من احتیاج به چند دلیل غیر قابل انکار برای او دارم.

پاسخ

1- نوشته بودید دوست شما شیعه است، مسلماً اگر او در ادعای خود صادق باشد حداقل باید قرآن را به عنوان کلام الهی و معجزه پیامبر (ص) بپذیرد. حداقل مسلمانی این است که ما توحید را بپذیریم و به نبوت و معاد و لوازم آن معتقد باشیم. آنچه در سؤالات شما آمده بود، بیانگر این نکته بود که دوست شما با نگاهی تردید آمیز به قرآن می نگرد. آنچه او به عنوان اعتقادات خود در مورد پدر عیسی مسیح مطرح کرده است با صریح آیات قرآن متضاد است.

 به نظر می رسد ابتدا باید در مبانی اعتقادی او تأملی کرد، باید دریافت که تا چه اندازه واقعاً شیعه است، آیا کسی که به آیات قرآن با سوء ظن می نگرد یا روایات ائمه را به راحتی خدشه دار می بیند می تواند یک مسلمان و شیعه باشد. اگر کسی آئینی را نپذیرفته باشد، می تواند در تعالیم و آموزه های آن ایراد و اشکال داشته باشد و یا نپذیرد، اما وقتی کیشی را گردن نهاد، باید به مسائل یقینی آن معتقد و ملتزم شود، اگر طالب فهم است بپرسد ولی ندانسته منکر نشود، آنانکه طالب فهم و هدایتند همیشه پرسشگرانی صادق اند نه منکرانی متزلزل.

 2- به نظر می رسد آنچه ایشان در رابطه با پدر حضرت عیسی مطرح کرده اند، تأثیری باشد که از اندیشه های مسیحی گرفته اند، اینکه حضرت مریم همسر داشته باشد نکته ای است که در اناجیل آمده است اما در هیچ انجیلی، یا در معارف مسیحیت اشاره نشده است که این همسر (یوسف یا ژوزف) با مریم نزدیکی کرده باشد. برای نمونه به آیاتی از انجیل یوقا و انجیل متی اشاره می کنیم:

“در ماه ششم جبرائیل فرشته از جانب خدا به بلدی از جلیل که ناصره نام داشت فرستاده شد نزد باکره نامزد مردی مسمی بیوسف از خاندان داود و نام آن باکره مریم بود. [1]

“اما ولادت عیسی مسیح چنین بود که چون مادرش مریم به یوسف نامزد شده بود قبل از آنکه با هم آیند، اور ا از روح القدس حامله یافتند و شوهرش یوسف چونکه مرد صالح بود و نخواست او را عبرت نماید، پس اراده نمود او را به پنهانی رها کند، اما چون او در این چیزها تفکر می کرد، ناگاه فرشته خداوند در خواب بر وی ظاهر شده گفت: ای یوسف پسر داود از گرفتن زن خویش مریم مترس زیرا که آنچه در وی قرار گرفته است از روح القدس است… [2]

با دقت در این آیات می توان دقیقاً این نکته را دریافت که یوسف همسر مریم بوده است اما با وی نزدیکی نکرده اما در اینجا تذکر دو نکته لازم است:

الف) شاید این تعبیر که یوسف پدر عیسی بوده از اینجا ناشی شده باشد که مسیحیان برای درست کردن مطلبی که در عهد قدیم با این مضمون آمده بود که: مسیحی و مصلحی که خواهد آمد از نسل داود پادشاه است“ به این مسأله متوسل شدند که نسب یوسف را به داود برسانند همانطور که در تعابیر فوق می بینیم آمده “یوسف از خاندان داود” و “یوسف پسر داود” بعد که این نسب درست شد، شاید در بعضی تعابیر یوسف پدر عیسی خوانده شده باشد تا نسب عیسی به داود برسد (ظاهراً این مطلب در تعالیم مسیحی وجود ندارد) یعنی جالب است که با تمام این تلاشها بدانیم هیچ مشکل حل نشده، یعنی حتی اگر بپذیریم یوسف از نسل داود باشد چه ربطی دارد که عیسی از نسل داود باشد.

ب) در اناجیل بیش از اینکه یوسف نامزد مریم بوده، مطلبی نیامده است و هیچ اشاره ای نشده که او امام یا شخص مهمی بوده اما آمده که انسان صالح و پایبند به مسائل اخلاقی بوده است و او با نام (یوسف نجار) شناخته می شود، اگر او امام بوده مسلماً مسیحیان صلیبی بیشتر و پیشتر از ما بدان می پرداختند.

3- مهمترین مسأله در این باب پرداختن به قرآن و متون دینی خود ماست.

داستان حضرت عیسی در قرآن در 2 سوره آل عمران از آیات 42 به بعد و در سوره مریم به صورت مفصل مطرح شده و در هر دو جا به تولد ایشان اشاره شده است. در رابطه با این آیات چند نکته را متذکر می شویم:

الف) داستان تولد حضرت عیسی در سوره مریم بعد از داستان تولد حضرت یحیی آمده است، این خود نشانگر تشابه این دو تولد است، همانطور که تولد حضرت یحیی در زمان پیری حضرت زکریا و با توجه به نازا بودن همسرش صورت گرفت، یعنی اتفاقی بوده غیر طبیعی و خارق عادت، تولد حضرت عیسی (ع) نیز مسأله غیر طبیعی و خارج از روال عادی بوده است.

ب) آیه ای که در میان این آیات، تمامی آنچه را در آیات دیگر آمده  است، به نحوی خلاصه،  بیان می کند آیه 59 سوره آل عمران است.

 در این آیه می خوانیم: “مثل عیسی در نزد خداوند مثل آدم است که خداوند او را از خاک آفرید پس به او گفت باشد پس او وجود یافت” .

حداقل دو مسأله از این آیه قابل استفاده است:

1. خداوند با این بیان که حضرت عیسی تولدش همانند تولد حضرت آدم بوده است می فهماند که او پدری نداشته و از خاک آفریده شده است، آنچه در مورد او تصور می شود نباید خارج از محدوده مقامی باشد که برای حضرت آدم قائل هستیم یعنی مخلوق بودن و عدم الوهیت او را بپذیریم.

 2. تعبیر کن فیکون که در انتهای آیه آمده است می فهماند که خلقت عیسی با دیگر خلقتها متفاوت بوده است یعنی این خلقت با امر مستقیم خداوند و بدون واسطه مخلوقی انجام شده است همانطور که در تعبیر آیه 45 می گوید:

إِذْ قالَتِ الْمَلائِکَةُ یا مَرْیَمُ إِنَّ اللّهَ یُبَشِّرُکِ بِکَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسیحُ عیسَی ابْنُ مَرْیَمَ وَجیهًا فِی الدُّنْیا وَ اْلآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبینَ.

) به یاد آورید) هنگامی را که فرشتگان گفتند: »ای مریم! خداوند تو را به کلمه‏ای > وجود باعظمتی از طرف خودش بشارت می‏دهد که نامش »مسیح، عیسی پسر مریم« است؛ در حالی که در این جهان و جهان دیگر، صاحب شخصیّت خواهد بود؛ و از مقرّبان الهی است. [3]

اینکه خداوند خود می فرماید وجود پیدا کن و با اراده اوست که عیسی هستی می یابد، نکته ای است بسیار مهم،  چرا که ما در مورد خلقت سایر مخلوقات این تعبیر مستقیم را نداریم.

ج)  تعابیری که در مورد جبرئیل به کار رفته است، در اینجا هم وجود دارد.

در آیه 17 سوره مریم تعبیر “رُوحَنا “ آمده است یعنی روح ما ، و در آیه 19 هم می گوید “رَسُولُ رَبِّکِ” یعنی این روح، فرستاده خداست، در آیاتی که در این زمینه است ما تصریحی به نام جبرئیل نداریم اما می دانیم که آیات قرآن یکدیگر را توضیح داده و مفهوم همدیگر را روشن می کنند، با مراجعه آیات دیگر درمی یابیم این روحنا همان “روح القدس” یا “جبرئیل” است. بهرحال بین تعابیری که برای “جبرئیل” به کار رفته است هیچ تناقضی وجود ندارد.

د) وقتی مریم به سوی قوم خود بازگشت پس از تولد عیسی بود یعنی او کودک بوده، این مطلبی است که هم “قرآن“ و هم “اناجیل” بدان تصریح کرده اند. مستند کسی که غیر اینرا ادعا می کند باید مشخص شود و اعتبار آن ارزیابی شود.

ه) به نظر می رسد منظور ایشان از طرح این مسأله که چرا قوم مریم او را سنگسار نکردند، این باشد که مردم می دانستند این فرزند پدر دارد و از این بابت او را سنگسار نکردند. اما این مطلب را نمی توان پذیرفت و نمی توان تصریح قرآن را که می فرماید عیسی در گهواره سخن گفت و بر عصمت مادر خود صحه نهاد نادیده گرفت.

و) تعبیر آیه 47 سوره آل عمران “وَ لَمْ یَمْسَسْنی بَشَرٌ” نشان می دهد که مریم می خواسته بگوید “نه نکاح و نه زنا” هیچکدام وجود نداشته چرا که “مس” را به کار می برد.

به هر حال، نکته اصلی که به ذهن می رسد، عدم اعتقاد کامل دوست شما به مطالب طرح شده در قرآن است که این مسأله به سستی پایه های اعتقادی دینی او مربوط می شود یعنی باید مشکل را ریشه ای تر حل کنید و در مبانی اعتقادی او تأمل کنید و به تحکیم آنها بپردازید. [4]

[1] انجیل لوقا، آیه 27 ـ 26

[2] انجیل متی، 18 تا 20

[3] سوره آل عمران، آیه 45

[4] برای آگاهی بیشتر به تفسیر المیزان مراجعه کنید.

منبع: حوزه نت

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.