چگونه کسی می تواند از سحر و جادو، مصون بماند و چگونه می تواند از اثرات آن در امان ماند؟

 راههای جلوگیری از سحر: آنچه از مجموعه آیات و روایات بدست می آید آن است که با توکل و استعانت به درگاه ربوبی و پناه بردن به تعویذات قرآنی می توان به نتایج مثبت دست یافت مثل قرائت آیات 54 تا 56 سوره اعراف:

إِنَّ رَبَّکُمُ اللّهُ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ فی سِتَّةِ أَیّامٍ ثُمَّ اسْتَوی‏ عَلَی الْعَرْشِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهارَ یَطْلُبُهُ حَثیثًا وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ اْلأَمْرُ تَبارَکَ اللّهُ رَبُّ الْعالَمینَ.

پروردگار شما، خداوندی است که آسمانها و زمین را در شش روز (شش دوران‏)آفرید؛ سپس به تدبیر جهان هستی پرداخت؛ با (پرده تاریک) شب، روز را می پوشاند؛ و شب به دنبال روز، به سرعت در حرکت است؛ و خورشید و ماه و ستارگان را آفرید، که مسخّر فرمان او هستند. آگاه باشید که آفرینش و تدبیر (جهان)، از آن او (و به فرمان او)ست! پر برکت (و زوال ‏ناپذیر) است خداوندی که پروردگار جهانیان است ! [i]

ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعًا وَ خُفْیَةً إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدینَ

پروردگار خود را (آشکارا) از روی تضرّع، و در پنهانی، بخوانید! (و از تجاوز، دست بردارید که) او متجاوزان را دوست نمی‏دارد ! [ii]

وَ لا تُفْسِدُوا فِی اْلأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها وَ ادْعُوهُ خَوْفًا وَ طَمَعًا إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَریبٌ مِنَ الْمُحْسِنینَ.

و در زمین پس از اصلاح آن فساد نکنید، و او را با بیم و امید بخوانید! (بیم از مسؤولیتها، و امید به رحمتش. و نیکی کنید) زیرا رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است ! [iii]

و یا  دو سوره آخر قرآن [معوذتین].

 بعضی از این تعویذات در باب سوم از ابواب ملحقات کتاب مفاتیح الجنان ـ تالیف مرحوم شیخ عباس قمی آمده است.

البته این موضوعی نیست که صد در صد نتیجه بخش باشد چون بالاخره ساحران نیز با قدرت و اراده و وسائلی که در اختیار دارند می توانند موثر واقع شوند.

بنابراین دعا و تضرع به درگاه خداوند و توسل و تعویذ به سوره ها و آیات قرآن برای کسانی که در معرض خطر ساحران می باشند، توصیه می گردد.

خلاصی از سحری که الان شخص گرفتار آن است:

 در کتب روائی تعویذاتی آمده است که از آن جمله، دو سوره آخر قرآن است و بعضی از این تعویذات در کتاب مفاتیح الجنان ـ در  همان آدرس بالا آمده است.

در عین حال برای رفع افسون می تواند به افرادی که توانائی باطل کردن سحر را دارند مراجعه نمود و اگر چه انجام سحر حرام است ولی برای باطل کردن اثر سحر دیگری که موجب اذیت یا ضرر مسلمان است، مجاز و لازم می باشد. حتی در ذیل آیه 102 سوره بقره “ما أُنْزِلَ عَلَی الْمَلَکَیْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ وَ ما یُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتّی یَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَکْفُرْ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ ما هُمْ بِضارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاّ بِإِذْنِ اللّهِ وَ یَتَعَلَّمُونَ ما یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِی اْلآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ.

” (یهود) از آنچه بر دو فرشته بابل »هاروت« و »ماروت«، نازل شد پیروی کردند. (آن دو، راه سحر کردن را، برای آشنایی با طرز ابطال آن، به مردم یاد می‏دادند. و) به هیچ کس چیزی یاد نمی‏دادند، مگر اینکه از پیش به او می‏گفتند: »ما وسیله آزمایشیم کافر نشو! (و از این تعلیمات، سوء استفاده نکن!)« ولی آنها از آن دو فرشته، مطالبی را می‏آموختند که بتوانند به وسیله آن، میان مرد و همسرش جدایی بیفکنند؛ ولی هیچ گاه نمی‏توانند بدون اجازه خداوند، به انسانی زیان برسانند. آنها قسمتهایی را فرامی‏گرفتند که به آنان زیان می‏رسانید و نفعی نمی‏داد. و مسلما می‏دانستند هر کسی خریدار این گونه متاع باشد، در آخرت بهره‏ای نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر می‏دانستند ! ” [iv]

” بسیاری از مفسرین گفته اند که اصلاً هاروت و ماروت آن علوم غریبه را برای این به روی زمین آورده اند که انسان ها را از شر سحر شیاطین و دوستانشان، خلاصی بخشند.

حتی بعضی از  بزرگان دینی نظر داده اند که: در صورتی که کسی در معرض گرفتاری به سحر یک ساحری است می تواند قبل از گرفتاری و برای جلوگیری از ابتلاء به ساحرانی که توانائی جلوگیری را دارند مراجعه نماید.

توجه به قضیه ذیل که در بعضی تفاسیر و کتب روایی در این رابطه نقل شده است جالب می باشد:

نقل است که مردی یهودی رسول خدا (ص) را جادو کرد و آن حضرت بیمار شد، جبرئیل دو سوره معوذتین را نازل کرد و گفت: مردی یهودی تو را سحر کرده و سحر مذکور در فلان چاه است، رسول خدا (ص) علی (ع) را فرستاد آن سحر را آوردند، دستور داد گره های آن را باز نموده، برای هر گره یک آیه بخواند، علی علیه السلام هر گرهی را که باز می کرد یک آیه را می خواند، به محضی که گره ها باز و این دو سوره تمام شد، رسول خدا (ص) برخاست، گویا پای بندی از پایش باز شده باشد. [v] [vi]

[i] سوره اعراف ، آیه 54

[ii] سوره اعراف ، آیه 55

[iii] سوره اعراف ، آیه 65

[iv] سوره بقره، آیه 102

[v] تفسیر المیزان، جلد 20، ذیل تفسیر سوره فلق، به نقل از “الدر المنثور” و بعضی از منابع شیعه.

[vi] برای اطلاع بیشتر به تفسیر سوره های معوذتین و آیه 103 سوره بقره مراجعه نمائید.

منبع: حوزه نت

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.