چگونه ممکن است انسان مقدرات و سرنوشت خود را به دست استخاره بسپارد و با تفال به قرآن و یا دانه های تسبیح تکلیف خود را تعیین کند ؟

اولا : اسـتـخـاره در لـغـت بـه معنی طلب خیر از خداوند کردن است خداوندی که جهان آفـریـنـش در قبضه قدرت اوست , آفریدگاری که سرنوشت تمام موجودات جهان از اوسرچشمه می گیرد و می تواند بنده خود را به نیکیهای رهبری نماید . مـعـنـی ایـن نوع استخاره این است : هنگامی که انسان می خواهد کاری را انجام دهد لازم است با نهایت دقت و توجه , تمام مقدمات کار را تا آنجا که ممکن است فراهم سازدو از آنچه موجب ضرر و زیان است بپرهیزد , سپس از صمیم قلب از خداوند بخواهد اورا در این راه موفق کند و نفع و خیر نصیب او سازد . خـلاصـه این که , وقتی انسان دست به یک کار بزرگ می زند و سرانجام کار روشن نیست , پس از انـجـام کـارهای لازم که در پیشرفت او دخالت دارد , باید در این حال خدا را بخواند و از او بطلبد که وی را در این کار از هر نظر پیروز گرداند و او را در رسیدن به مقصود رهنمون گردد . این همان استخاره به معنی طلب خیر از خدا کردن است که روایات صحیح و معتبری دارد . این نوع استخاره نه احتیاج به قرآن دارد و نه تسبیح , بلکه یک توجه باطنی است که انسان می تواند هر روز دهها مرتبه آن را انجام دهد . در روایات می خوانیم : ما استخاراللّه عبد مومن الا خاراللّه له هیچ بنده باایمانی از خداوند طلب خیر نکرد , مگر این که خداوند خیر را برای او فراهم ساخت . نـتـیـجـه این گونه استخاره این نیست که انسان تردید خود را به وسیله استخاره رفع کند , بلکه غـرض از آن ایـن اسـت کـه پـس از انـجام تدابیر صحیح , از خداوند خیر ونفع بخواهد و ناگفته پـیـداسـت هـیـچ موحدی نمی تواند تاثیر خواست و کمک خداوند را درهیچ امری انکار کند و در وسعت قدرت او شک و تردید نماید . ایـن تـوجـه , به انسان با ایمان نیرو و توان می بخشد که در برابر مشکلات کارها ایستادگی کند و باتکیه کردن به نیروی لایزال الهی پیش رود . ثـانیا : درباره استخاره هایی که امروز مرسوم است هرگز مطلب آن طور نیست که درسوال تصور شـده اسـت – انـسـان مـقدرات خود را به دست تسبیح بسپارد – بلکه لازم است پیش از استخاره جهات زیر در نظر گرفته شود . ۱ – استمداد از عقل و فکر : خداوند بر بندگان منت گذارده و آنها را به نیروی عقل مجهز ساخته است ۰ عقل می تواند در بسیاری از موارد سر انجام کار را از نظرسود و زیان روشن سازد و تشخیص دهد کدام یک از انجام و ترک , مصلحت است , در این موارد هرگز استخاره به تسبیح و قرآن مورد نـدارد ۲۰ – مشورت با افراد مطلع : اسلام بقدری به مسئله مشورت اهمیت داده که آن را ازعلائم ایمان دانسته است . قرآن مجید می فرماید : و امرهم شوری بینهم وکارهایشان به صورت مشورت در میان آنهاست (۱) و نـیز خداوند به پیامبر خوددستور می دهد که در کارهای مهم با یاران خود مشورت کند : و شـاورهـم فی الامر با آنان مشورت کن (۲) در این صورت هرگاه نظر قاطعی از افراد با تجربه درکاری ابراز گردید , دیگر موردی برای استخاره باقی نمی ماند . اما در صورتی که ابهام کار از طریق عقل خود انسان و از راه مشورت گشوده نشد ومطلب ابهام و پیچیدگی پیدا کرد , در این موقع انسان در حالت تحیر و تردیدفرو می رود و یک حال بلاتکلیفی , توام با ناراحتی برای او پدید می آید . نخستین فایده استخاره با قرآن یا تسبیح در این موقع این است که آن حالت تحیر رااز بین می برد و انسان را از تردید و دو دلی رنج دهنده ای راحت می کند . دیـگـر این که , معنای استخاره در این هنگام این است که از خداوند می خواهد خیر و صلاح او رااز این راه نشان دهد . اکـنـون کـه بـنده اش تمام درها را به روی خود بسته دیده است از صمیم قلب و با خلوص تمام از پروردگار خود می خواهد او را از این راه به آنچه صلاح در آن است – اعم از فعل و ترک – راهنمایی بفرماید . مسلما توجه به خدا توام با خلوص نیت در این حالت موثر است . چـه مـانعی دارد که خداوند از این راه خیر و صلاح او را نشان دهد ؟فرض کنیم این شخص متحیر اسـتـخاره نکند آیا می تواند خود را از یکی از فعل و ترک باز دارد ؟ بطور مسلم نه , بالاخره در این موقع یا آن کار مورد نظر را انجام می دهد , یا انجام نمی دهد . چـه بـهـتـر کـه در ایـن حالت , در انتخاب یکی از دو طرف ,توجهی قلبی به خدا پیدا کند و از او بخواهد که آنچه مصلحت است برای او از طریق استخاره معین فرماید . مسلما به هنگام انتخاب آن – از این راه – با قاطعیت واطمینان بیشتری به راه خود ادامه می دهد و آن نیز در پیروزی او موثر است .