آیا استغفار با معصوم بودن منافات دارد ؟

دانشمندان اسلامی , از دیر زمانی به این ایراد توجه داشته و پاسخهای گوناگونی به آن گفته اند که شاید روح همه آنها یک چیز باشد و آن این که گناه و معصیت در این گونه موارد همه جنبه نسبی دارد نه این که از قبیل گناهان مطلق و معمولی باشد . تـوضـیـح ایـن که : در تمام امور اجتماعی , اخلاقی , علمی , تربیتی و دینی انتظاراتی که از افراد مختلف می رود همه یکسان نیست . مـا از میان صدها مثالی که ممکن است برای روشن شدن این مطلب آورد , تنها به نمونه زیر اکتفا مـی نـمـایـیـم :هـنـگـامـی کـه عده ای برای انجام یک خدمت اجتماعی پیش قدم می شوند و تـصـمـیـم مـی گـیـرند مثلا یک بیمارستان برای مستمندان بسازند , اگر یک کارگر معمولی کـه درآمـدش بـرای مـخـارج خـودش کـافـی نیست مبلغ مختصری به این کار کمک کند بسیار شایان تقدیر است , اما اگر همین مبلغ را یک فرد بسیار ثروتمند و پولدار بدهد , نه تنها شایان تقدیر نـیست بلکه ایجاد یک نوع نفرت و ناراحتی و انزجار می کند ;یعنی , همان چیزی که نسبت به یک فـرد , خدمت قابل تحسینی محسوب می شد , از یک فرددیگر کار ناپسندی شمرده می شود با آن که از نظر قانونی , چنین شخصی به هیچ وجه مرتکب جرم و خلافی نشده است . دلـیـل ایـن مـوضوع همان طوری که در بالا تذکر داده شد این است که : انتظاراتی که ازهر کس می رود بسته به امکانات او از قبیل عقل , دانش , ایمان و بالاخره قدرت وتوانایی اوست . چـه بـسا کاری که انجام آن از یک نفر عین ادب , خدمت , محبت و عبادت شمرده می شود , اما از فـرد دیـگـری عـیـن بی ادبی , خیانت , خلاف صمیمیت و کوتاهی در بندگی و اطاعت محسوب می گردد اکنون با توجه به این حقیقت , موقعیت پیامبران و امامان را در نظر بگیریم واعمال آنها را بـا آن مـوقعیت فوق العاده عظیم مقایسه نماییم :آنها مستقیما با مبدا جهان هستی مربوطند و شعاع علم و دانش بی پایان او بر دلهای آنها می تابد , حقایق بسیاری بر آنها آشکار است که از دیگران مـخـفـی اسـت , عـلـم وایـمان و تقوای آنها در عالیترین درجه قرار دارد , خلاصه به اندازه ای به خدانزدیکند که یک لحظه سلب توجه از خداوند برای آنها لغزش محسوب می شود . بـنـابـر این , جای تعجب نیست افعالی که برای دیگران مباح یا مکروه شمرده می شود ,برای آنها گناه نامیده شود گناهانی که در آیات و سخنان پیشوایان بزرگ دینی به آنها نسبت داده شده و یـا خـوددر مـقـام طلب آمرزش از آنها برآمده اند همه از این قبیل است ; یعنی , مقام وموقعیت مـعـنـوی و عـلـم و دانش و ایمان آنها , آنقدر برجسته است که یک غفلت جزئی دریک کار ساده معمولی – که باید توجه خاص و همیشگی به خداوند داشته باشند – برای آنها گناه شمرده شده اسـت و جـمله معروف حسنات الابرابر سیئات المقربین اعمال نیک خوبان , گناه مقربان خدا محسوب می شود نیز ناظر به همین حقیقت است . (۱)فـیـلسوف عالیقدر شیعه , مرحوم خواجه نصیر الدین طوسی نیز در یکی از کتابهای خودپاسخ فوق را این طور توضیح می دهد : هرگاه کسی مرتکب کار حرامی شود و یا امر واجبی را ترک کند معصیتکار است وباید توبه کند , این نوع گناه و توبه مربوط به افراد عادی و معمولی است . ولی هرگاه امور مستحب را ترک کند و کارهای مکروه را به جا آورد , این نیزنوعی گناه شمرده می شود و باید از آن توبه نماید , این نوع گناه و توبه مربوط به افرادی است که از قسم اول از گناه معصومند . گـناهانی که در قرآن و روایات به برخی از انبیای گذشته مانند آدم , موسی ,یونس ۰۰۰ نسبت داده شـده از ایـن نـوع گناهان است نه از نوع اول و هرگاه کسی التفات به غیر خدا پیدا کند و با اشـتغال به امور دنیا از توجه به خدا آنی غافل شود , این نیز برای اهل حقیقت نوعی گناه به شمار می آید و بایستی از آن توبه کندو از خدا برای آن طلب آمرزش نماید . پـیـامـبـر اسـلام و پـیشوایان دین ما که در دعاها اقرار به گناهان خود کرده و ازخدا آمرزش و بخشش خواسته اند , گناهان آنان از این نوع گناهان است , نه از نوع اول و دوم . (۲)بـد نـیست برای تکمیل این پاسخ , موضوعی را که دانشمند بزرگوار شیعه مرحوم علی بن عـیـسـی اربـلـی در جـلـد سـوم کتاب نفیس کشف الغمه فی معرفه الائمه ضمن بیان تاریخ زندگانی حضرت موسی بن جعفر علیه السلام نوشته در اینجا نقل نماییم : امام هفتم دعایی دارد که آن را هنگام سجده شکر می خوانده و در آن اقرار به انواع گناهان کرده و از خدا پوزش خواسته است . (۳) مـن هـنگامی که آن دعا را دیدم در فهم معنای آن زیاد فکر کردم و با خود گفتم :چگونه از کـسـی کـه شـیعه عقیده به عصمت او دارد , این گونه کلماتی که اقرار به انواع گناهان است صـادر مـی شود ؟ هر چه فکر کردم , فکرم به جایی نرسید تا روزی فرصتی دست داد و با رضی الـدیـن ابـی الـحسن علی بن موسی بن طاووس در یک جا بودیم , این مشکل را از او پرسیدم ,او فرمود : موید الدین علقمی وزیر , همین سوال را چندی پیش از من کرد و من درجواب او گفتم : این نوع دعاها برای تعلیم مردم بوده است من بعد از این پاسخ کمی فکر کردم و با خود گفتم : آخر این دعا را حضرت موسی بن جعفر علیه السلام در سجده های نیمه شب خود می خواند و در آن ساعتها کسی کنارش نبوده تا منظور تعلیم آنها باشد ؟ مدتی از این واقعه گذشت , روزی موید الـدین محمد بن علقمی وزیر همین سوال را از من کرد و من همان پاسخ اول و ایرادی که به آن داشتم را به او گفتم ,آنگاه اضافه کردم که شاید معنی صحیح این دعا جز این نباشد که حضرت آن را ازباب تواضع و فرو تنی نسبت به پروردگار عرضه داشته باشد . ولـی بیان ابن طاووس مشکل مرا حل نکرد و این عقده همچنان در دلم ماند تا معظم له دارفانی را بدرود گفت . پس از گذشت روزگار درازی از توجهات امام موسی بن جعفر علیه السلام مشکلم حل شد و پاسخ صحیح آن را یافتم که اینک برای شمامی نویسم : اوقات پیامبران و ائمه – علیهم السلام – مشغول بـه ذکـر خـداست و دلهای آنها بسته به جهان بالاست , آنها همیشه – همچنان که معصوم فرموده است : خدا را آنچنان عبادت کن مثل این که تو او را می بینی که اگر تو او را نبینی او تو را می بیند ,مراقب این حقیقتند . آنـها همیشه متوجه او و به تمام معنی رو به سوی او دارند که هرگاه لحظه ای ازاین حالت غافل شـونـد و کارهای مباحی از قبیل خوردن و آشامیدن آنها را از این حالت توجه باز دارد , آنها همین مقدار غفلت را برای خود گناه و خطا می دانند واز خدا طلب آمرزش می نمایند . و گـفته پیامبر اسلام که فرمود : ( انه لیران علی قلبی و انی استغفر بالنهارسبعین مره , و جمله معروف ( حسنات الابرار سیئات المقربین , و نظایر اینها اشاره به همین واقعیت است که ما توضیح دادیم . (۴)