نظر «معتزله» و «اشاعره» در مورد غایت داشتن افعال الهی، چیست ؟

معتزله طبعاً طرفدار غایت داشتن و غرض داشتن صنع الهی شدند و حکیم بودن خداوند را که در قرآن کریم، مکرّر به آن تصریح شده است به همین گونه تفسیر کردند که او در کارهای خویش، غرض و هدف دارد و از روی کمال دانائی، کارها را برای اغراض و اهداف مشخص و معین با انتخاب اصلح و ارجح انجام میدهد.
اما اشاعره منکر غایت و غرض داشتن خداوند در فعل خویش شدند و مفهوم حکمت را که در قرآن کریم، مکرّر آمده است همانگونه توجیه کردند که عدل را توجیه کردند؛ یعنی گفتند آنچه خداوند میکند حکمت است نه اینکه آنچه حکمت است خدا میکند.
از نظر معتزله، افعال ذات باری برای یک سلسله مصلحتها است ولی از نظر اشاعره غلط است که بگوئیم افعال ذات باری به خاطر یک سلسله مصلحتهاست. خداوند متعال همانطوری که خالق و آفریننده مخلوقات است، خالق و آفریننده آن چیزهایی که مصلحت نامیده میشود نیز هست، بدون آنکه مخلوقی را به خاطر مصلحتی آفریده باشد و بدون آنکه رابطهای تکوینی و ذاتی و علّی و معلولی میان اشیاء و مصلحتهایی که برای آنها فرض میشود وجود داشته باشد.