چه آیاتی از قرآن به موضوع منزه و بری بودن خداوند از ظلم پرداخته است؟

نمونهای از آن آیات که خدا را منزّه و بری از ظلم معرفی میکند، بقرار زیر است:
پس از بیان نابود شدن قوم ثمود، داستان فرعون و نابود شدن شوکت او را متذکر شده سپس میفرماید:
۱ـ «وَ ما ظَلَمْناهُم وَلکِن ظَلَمُوا اَنفُسَهُمْ» هود/۱۰۱ [و ما به آنان ستم نکردیم، بلکه آنان بودند که به خودشان ظلم میکردند.]
۲ـ «وَ عَلیالَّذینَ هادُوا حرَّمنا ما قَصَصنا عَلَیکَ مِن قبلُ و ما ظَلَمْناهُم وَ لکِنْ کانوُا اَنفُسَهُمْ یَظْلِمونَ» نحل/۱۱۸ [و به آنان که به یهودیت گرویدند، آنچه را که پیش از این داستانش را به تو گفتیم، حرام کردیم و ما به آنان ظلم نکردهایم، بلکه آنان بودند که بخودشان ستم میکردند.]
توضیح ـ قوم یهود در عمل به شریعت، خودسریها کردند و احترام قانون الهی را بجای نیاوردند، در نتیجه به سختیها گرفتار شدند. عامل مشقتها و سختیها خودشان بودهاند، نه خداوند متعال.
۳ـ «مَثَلُ ما یُنفقُونَ فی هذِهِ الْحَیوهِ الدُّنیا کَمَثَلِ ریحٍ فیها صِرٌّ اَصابَتْ حَرْثَ قَومٍ ظَلَمُوا اَنْفُسَهُم فَاَهلَکَتْهُ و ما ظَلَمهُمُ اللهُ وَ لکِن اَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ» آل‎عمران/۱۱۷
[مثل آنچه که در این زندگی دنیوی در راه هوی و هوسهای خود انفاق میکنند مانند باد زهر آگینی است که به زراعت مردمی که به خویشتن ستم ورزیدهاند بوزد و آن را نابود بسازد. خداوند به آنان ظلم نکرده است، بلکه خودشان بودهاند که ستم به خویشتن میورزیدند.]
۴ـ «هَلْ یَنْظُرُونَ الا اَنْ تأتِیَهُمُ الْمَلائِکَهُ اَوْ یَأتِیَ اَمرُ رَبِّکَ کَذلِکَ فَعَلَ الَّذینَ مِنْ قَبلِهِمْ وَ ما ظَلَمَهُمُ اللهُ و لکِن کانُوا اَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ» نحل/۳۳
[آیا مینگرند و انتظار آن را میکشند که فرشتگان به سراغشان بیایند، یا امر پروردگارت بیاید، آنان که پیش از این تبهکاران بودند، چنین توقع و انتظاری داشتند. و خداوند بر آنان ظلم نکرد، بلکه آنان بودند که به خویشتن ظلم میورزیدند.]
در چهار آیه فوق عوامل ظلم صریحاً به خود مردم تبهکار نسبت داده شده است:
۱ـ کبر و خودکامگی فرعون و فرعونیان و غوطهور شدن آنان در لذایذی که به تیره روزی بینوایان جامعه تمام میشد.
۲ـ از ارزش انداختن قانون و خودسری در انجام تکلیف.
۳ـ مصرف کردن مواد اقتصادی که رکن معیشت جامعه است،در راه هوی و هوسها و بدست آوردن مقام و برتریهای بی پایه و از بین بردن انسانهایی که به صلاح جامعه کار میکردند.
۴ـ خرافات پرستی و غوطهور شدن در موهومات، بجای حقپرستی و واقعیتگرایی.
این امور چهارگانه که موجبات بدبختی و تباهی ملل را ببار میآورد، مربوط به اراده و اختیار خود تبهکاران است، نه به مشیت خداوندی.