عوامل محرک تاریخ چیست؟

0

از آن زمان که بحث در فلسفه تاریخ بشکل جدیدش اوج گرفت و فلاسفه برای ابراز نظر در علّتها و هویّت وهدفهای تاریخ خود را مجبور دیدند, بررسی عامل محرّک تاریخ هم بطور جدّی توجه آنان را به خود جلب نمود, تا آنجا که به نظر برخی از نویسندگان درباره فلسفه تاریخ: اگر یک متفکّر نتواند عامل محرّک تاریخ را بیان کند, او حقّ اظهار نظر در فلسفه تاریخ را ندارد، بهر حال نمونهای از موضوعهائی را که بعنوان عامل محرّک تاریخ ممکن است ارائه شود متذکّر میگردیم:
۱ ـ طبیعت انسانی بطور عموم.
۲ ـ عوامل طبیعی خارج از خود انسان و محیط به انسان, مانند عوامل جغرافیایی و دیگر عواملی از طبیعت که جبراً خود را بر انسان تحمیل میکند چه انسان بآنها آگاه باشد و چه آگاه نباشد, چه در مقابله با آنها قدرت و اختیاری داشته باشد یا نه.
۳ ـ عوامل سیاسی که براجتماعات حکمرانی کرده خواه افکار و روشهای سیاستمداران آنها را با کمال دقّت مراعات نماید یا نه.
۴ ـ قدرت به معنای عمومی آنچنانکه امثال فردریک نیچه را به خود جلب نموده است.
۵ ـ نوابغ و شخصیّتهای برجسته که میتوانند از جهات مختلف تحوّلات و تغییراتی در جامعه خود بوجود بیاورند.
۶ ـ طبیعت انسان نه به مفهوم عامّ آن, بلکه از آن جهت که موجودیست که به منافع و لذائذ مادّی علاقه و گرایش شدید دارد.
۷ ـ یک عامل مخفی که اجتماعات را به سرنوشت گوناگون رهبری میکند. این عامل در فلسفه اشپنگلر برای تاریخ مشاهده میشود.
۸ ـ موجودات و کرات آسمانی و قوانین حاکمه بر آنها. این عامل در پندارهای گذشتگان بچشم میخورد. آنان میگفتند: کرات آسمانی دارای نفوسند و همه شئون انسانهای این کره زمین را آن موجودات و قوانین اداره میکنند.
۹ ـ ایده مطلقی که در فلسفه هگل و پیروانش دیده میشود.
۱۰ ـ پدیدههای اقتصادی بطور عموم.
۱۱ ـ اراده حیات یا »مطلق اراده« چنانکه در فلسفه شوپنهاور دیده میشود.
۱۲ ـ حیات کلّی فعّال که از ماورای نمودهای طبیعی میباشد. چیزی شبیه به این موضوع در تفکّرات هنری برگسون آمده است.
۱۳ ـ رگهای رسوب شده پیشین در اجتماعات, مانند وراثت وایدههای مستحکم و پا برجا. این عامل را میتوان در روشهای جامعه شناسی گوستاو لوبون پیدا کرد.
۱۴ ـ افزایش جمعیّت و تراکم آن که موجب دگرگونیهای کیفی در تاریخ میباشد. این موضوع رادر نظریّات مالتوس میبینیم.
۱۵ ـ غریزه جنسی با نظر به هویّت و ریشهها و مختصّات عمومی آن, فروید از شدّت عقیدهای که به این پدیده دارد و دیگر غرائز و عوامل انسانی را در برابر آن در درجه بعدی قرار میدهد, میتواند این غریزه را عامل محرّک تاریخ معرّفی کند.
۱۶ ـ ایدههای اصیلی که در اجتماعات بروز میکند, تکیه باین عامل را میتوان در فلسفه آلفرد نورث وایتهد پیدا کرد.
۱۷ ـ شانس و اتفّاق که لازمه آن انکار قانون علّیّت است.
۱۸ ـ عشق و کینه یا »جذب و دفع «که از سیستم فلسفی امپیدوکلس بیادگار مانده است.
۱۹ ـ هر چیزی که مفید بحال انسانها است.
۲۰ ـ حقیقت جوئی و جمال.
۲۱ ـ عدم قناعت مقدّس بوضع موجود.
۲۲ ـ عامل برین و موجود کامل و فیض بخش هستی که خداوند متعال است.
۲۳ ـ دین
سه عامل از عوامل فوق (خدا ـ انسان ـ آنچه که مفید بحال انسانها است) اساسی ترین عوامل محرّک و ایجاد کننده هویّت اصلی رویدادهاست. بقیّه عوامل که هر یک بعنوان عامل محرّک تاریخ مطرح شده است مربوط به بعدی از ابعاد انسانها است و نمیتوان حرکت و شکل پذیری تاریخ را بهریک یا چند عامل از آن عوامل نسبت داد.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.