سرپیچی ابلیس از سجده بر آدم، تکبر در برابر خدا بود یا آدم؟

ظاهر آیات قرآن این است که او نسبت به آدم تکبر ورزید و فزونی فروخت و آفرینش خود را برتر از آفرینش آدم دانست و اگر داستان آدم نبود، او به عبادت و پرستش خدا ادامه میداد. امیرمؤمنان- علیه السلام- عبادت او را چنین توصیف میکند: «فاعتبروا ما کان من فعل الله بإبلیس إذ أحبط عمله الطویل و جهده الجهید و کان قد عبدالله سته آلاف سنه لایدری أمن سنی الدنیا أم من سنی الآخره عن کبر ساعه واحده». (نهج البلاغه: خطبه۱۹۲(قاصعه). ]از کار ابلیس عبرت بگیرید، خدا عمل بزرگ و کرنش ممتد او را بیارزش ساخت، وی خدا را شش هزار سال پرستش کرد و کسی نمیداند که این سالها از سالهای این جهان (۳۶۵روز) بوده یا از سالهای آخرت، ولی بهخاطر یک لحظه تکبر ورزیدن، عمل طولانی او بینتیجه ماند[.
ظاهر گفتار امام، حاکی است که او نسبت به خدا تکبری نورزید، بلکه تکبر او نسبت به آدم بود که خدا فرمان داد، به او سجده کنند.
در حدیث دیگری از امام صادق- علیه السلام- وارد شده است که فرمود:« آنگاه که خداوند به ابلیس فرمان سجده داد، در پاسخ گفت: پروردگار من! سوگند به عزتت اگر مرا از سجده بر آدم معذور بداری، تو را عبادتی میکنم که احدی تاکنون نظیر آن را انجام نداده است». (بحارالأنوار/۱۱/۱۴۵/۱۴).
نکته دیگری که قابل ذکر است اینکه: تا در درون ابلیس یک نوع انانیت و خودخواهی نباشد، هرگز آفرینش خود را از آتش و آفرینش آدم را از گل، بهانه سرپیچی از فرمان حق قرار نمیدهد. درست است که او تکبر خود را نسبت به آدم ابراز کرد، ولی روح این تکبر، و استکبار در برابر خدا بود از اینرو آنگاه که از خدا درخواست کرد که او را از سجده به آدم معذور دارد و در برابر آن، عبادت بینظیری انجام خواهد داد، خطاب آمد: «إنی أحب أن أطاع من حیث أرید». ]من اطاعتی را که خود میخواهم میپسندم.[
اگر در او روح تسلیم در برابر خدا بود، میبایست فرمان الله را بیچون و چرا انجام دهد، زیرا بیاعتنایی به آدم، نوعی اهانت به خداست. از این جهت قرآن تکذیب پیامبران و امامان را تکذیب خدا میداند. اگر چه تکذیب کننده، تکذیب خود را متوجه خدا نمیسازد، ولی سرانجام بازگشت آن، به تکذیب خداست. چنانکه قرآن میفرماید: «قد نعلم إنه لیحزنک الذی یقولون فإنهم لا یکذبونک ولکن الظالمین بآیات الله یجحدون». انعام/۳۳ ]میدانیم که آنچه میگویند تو را اندوهگین میسازد، (ولی بدان، آنان تو را تکذیب نمیکنند) بلکه ستمگران آیات خد را انکار میکنند[.
از آیات مربوط به مسئله سجده برای آدم و امتناع ابلیس از آن، نیز شواهدی به دست میآید که ثابت میکند تکبر او نسبت به مقام کبریایی بوده است.
۱-از اینکه او از آن جایگاه «قدس» و رفیع ملائکه ندای «أنا خیر منه» سر داد و در مقابل آن نور مطلق، دم از خودخواهی زد، به خوبی برمیآید که تکبر او در برابر خدا بوده است و گرنه شایسته بود، هر نوع «انانیت» را از خود محو کرده و تسلیم نور مطلق شود. و لذا قرآن به هنگام نکوهش او، یادآور میشود: کسی که در آن مقام قدس جای دارد، نباید کبر ورزد. از این رو او را از درگاه خویش راند.
۲-قرآن به هنگام امر به سجده و مخالفت ابلیس، دو نکته را یادآور میشود:
الف: خدا فرمان سجده را موقعی صادر میکند که قبلاً از دمیدن روح خود در آدم سخن گفته است، چنانکه میفرماید: «فإذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین». ص/۷۲٫ ]هنگامی که از روح خود در آن دمیدم، بر او سجده کنید.[ در حقیقت روح دمیده شده در آدم را، منتسب به خود میداند و بدین طریق، به او کرامت میبخشد.
ب: در مقام نکوهش ابلیس، آدم را مصنوع خویش معرفی میکند و میفرماید: «یا إبلیس ما منعک أن تسجد لما خلقت بیدی أستکبرت أم کنت من العالمین». ص/۷۵٫ ]ای ابلیس چه چیز تو را از سجده بر آنچه من آن را با دو دست خود آفریدهام باز داشت؟ آیا تکبر ورزیدی یا از بلند مرتبهها بودی؟[. کلمه «خلقت بیدی» اشاره به این است که این موجود، مستقیماً مخلوق خود من و وابسته به من بود و سرپیچی تو از سجده بر او، یک نوع سرپیچی از من و اظهار تکبر در برابر کبریایی من است.
سرانجام شیطان مخالفت خود را با فرمان خداوند چنین تفسیر کرد: «لم أکن لأسجد لبشر خلقته من صلصال من حما مسنون». حجر/۳۳٫ ]هرگز برای بشری که او را از گل خشکیده و خاک تیره آفریدهای سجده نمیکنم[ و در آیه دیگری به ریشه وجود خود و آدم اشاره میکند و برتری خود را از این راه توجیه نموده و میگوید: «خلقتنی من نار و خلقته من طین». اعراف/۱۲ ]مرا از آتش وا او را از گل آفریدهای[.
این خیرهسر، با چنین اعتراضی کفر ورزید و از طریق افتخار به ریشه، راه تعصب پیمود و خود را نخستین عاصی و تکبر را اولین گام عصیان خود معرفی کرد. در کلام خداوند رد واضحی بر گفتار او وارد نشده است، اما این نه به آن معناست- نعوذبالله- که او در منطق خود راستگو بوده، بلکه در آیات قرآن به گونهای اشاراتی در رد گفتار او هست، زیرا علت امر به سجده بر آدم، ریشه آفرینش او نبود، بلکه به خاطر ویژگیهای خاصی بود که آدم آن را دارا شد

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.