درمورد جایگاه و مقام انسان توضیح دهید.

0 20

ارزش و مقام انسان در چند محور قابل بررسی است:

۱ – کرامت ذاتی؛ انسان کرامت ذاتی دارد که این نوع کرامت حاکی از عنایت ویژه پروردگار به آدمی و به اختیار انسان ربطی ندارد؛ یعنی انسان چه بخواهد و چه نخواهد، از این کرامت برخوردار است.

قرآن مجید در این باره میفرماید: ما بنیآدم را کرامت بخشیدیم و آنان را بر صحرا و دریا مسلط کردیم و بر بسیاری از مخلوقات خویش برتری دادیم.(۱)

۲ – جانشین خدا بودن؛ قرآن مجید میفرماید: به یاد آور زمانی را که خداوند به فرشتگان فرمود: به راستی روی زمین جانشین قرار خواهم داد.(۲) البته این خلافت ویژه آدم(ع) و برخی از فرزندان او که به مقام عالی انسانی و علم به اسماء الهی دست یافتهاند میباشد.

۳ – کارگزار بودن جهان برای آدمی: آیات زیادی از تسخیر جهان و آفرینش آن چه در زمین است، برای انسان سخن میگوید که جایگاه رفیع وی را میرساند، مانند آیه سخّر لکم ما فی السموات و ما فی الارض جمیعاً؛ آن چه در آسمان و زمین است تسخیر شما قرار دادیم.(۳)

۴ – امانتدار بودن انسان: انسان امانتدار خدا است و رسالت و مسئولیت دارد. قرآن مجید میفرماید: ما امانت خویش را بر آسمان و زمین و کوهها عرضه کردیم، همه از پذیرش آن امتناع ورزیدند و از قبول آن ترسیدند اما انسان بار امانت را به دوش کشید و پذیرفت.(۴)

البته باید این نکته را در نظر داشت که انسان همه کمالات را بالقوه دارد و باید آنها را به فعلیت برساند. خود او باید سازنده و معمار خویشتن باشد. پس انسان حقیقی که خلیفهالله است، مسجود ملائکه است، همه چیز برای او است و بالاخره دارنده همه کمالات انسانی است، انسان به علاوه ایمان است، نه انسان منهای ایمان. انسان منهای ایمان، کاستی گرفته و ناقص است. چنین انسانی حریص، خونریز و بخیل و از حیوان پستتر است.(۵)

در مورد مقام مؤمن، هر چند روایات زیادی وارد شده است اما تنها به یک حدیث معتبر که سنی و شیعه آن را نقل کردهاند اشاره میکنیم. امام باقر(ع) میفرماید: رسول خدا(ص) در شب معراج به خداوند عرض کرد: حال مؤمن نزد تو چگونه است؟ فرمود: ای محمد! کسی که به دوستدارم اهانت کند، به جنگجویی با من برخاسته و من از هر چیز زودتر یاری دوستان خود کنم.

…. هیچ بندهای از بندگان به چیزی محبوب تر از واجبات به من نزدیک نمیشود. همانا بنده به وسیله نافله به من نزدیک میشود تا آن که او را دوست دارم. وقتی او را دوست داشتم، گوش او میباشم که با آن میشنود؛ چشمش که به آن میبیند، زبانش که به آن سخن میگوید و دستش که با آن اخذ میکند. اگر مرا بخواند، او را جواب دهم و اگراز من چیزی بخواهد، او را عطا میکنم.(۶)

پینوشتها:

۱ – اسراء (۱۷) آیه ۷۰٫

۲ – بقره (۲) آیه ۳۰٫

۳ – جاثیه (۴۵) آیه ۱۳٫

۴ – احزاب (۳۳) آیه ۷۲٫

۵ – استاد مطهری، مجموعه آثار ج۲، ص ۲۷۳، با تلخیص.

۶ – وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۵۳٫

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.