چه مانعی و چه رادعی از علم و یقین این افراد که از گروه حق هستند, وجود دارد؟

0 7

در پاسخ باید بدانید قلب انسان حالات گوناگونی دارد و برای آن که از مسیر حق منحرف نگردد,باید دائماً از خداوند متعال کرد و در دوام طلب کوشید و با اسوه های در قرآن آشنا شد. سالک پس از توبه و بازگشت , باید دست از طلب بر ندارد تا به مقصود نایل گردد.

قرآن در آیهء ۱۷سورهء عنکبوت می فرماید:

.

در این کریمهء مبارک , به ابتغا و طلب دستور می دهد و در مقام ابتغا و طلب برای نیل به مقصود به مجاهدت عبودی دعوت می فرماید.

و مجاهدت و به تعبیر برخی از عرفا مقام بسیار بلند و وادی بسیار پر فراز ونشیب و در عین حال , بسیار پر برکت است .

شاید انحراف افرادی که در مقطعی از زمان چهرهء درخشانی داشتند, مانند اصحاب رسول خدا۶طلحه و زبیر و…) و اصحاب اهل بیت : ولی بعداً دچار انحراف شدند, این بود که در طلب حضرت مقصودیا دوام طلب خداوند, کوشش نکردند.

ما هم اگر بخواهیم به درجات عالیهء تقوا نائل گردیم , باید از خود سؤال کنیم : آیا واقعاً هستیم یا نه ;آیا پس از توبه و بازگشت , طلب را آغاز کرده ایم ; آیا شب و روز بدون سستی وکسالت و بدون تردید, خود را می یابیم ; آیا درد را در خود می بینیم ;

]منگر اندر نقش زشت و خوب خویش بنگر اندر عشق و بر مطلوب خویش

منگر این را که حقیری یا ضعیف بنگر اندر همّت خود ای شریف

تو به هر حالی که باشی می طلب آب می جو دائماً ای خشک لب

]دفتر سوم مثنوی

افراد بسیاری بوده اند که به فکر سیر و سلوک و زدودن موانع از دل افتاده و به توبه و بازگشت هم کرده اند و تاحدودی مجاهدت های عبودی را شروع کرده و ادامه داده اند و خود را سالک الی اللّه دانسته اند, لیکن به لحاظنداشتن طلب جدی در این سفر خطیر آن چنان که باید, موفق نگشته اند.

افرادی که شما در نامه نام بردید, اگر به باطن خویش مراجعه کنند, اعتراف می کنند که به معنی کامل کلمه نبوده اند و درد طلب در قلب و دل آنان راه نیافته و چنین نبوده است که حضرت حق برای آنان و شده باشد و دردمندانه او را بخواهند.

آنان خود می دانند که اگر بودند, در طلب خویش موفق می شدند:

]این طلب مفتاح مطلوبات تست این سپاه نصرت و رایات تُست

این طلب همچون خروسی در صباح می زند نعره که می آید صباح

]دفتر سوم مثنوی

دوست عزیز! به هر حال در پاسخ به نامهء دردمندانهء شما باید عرض کنیم : ریشه اصلی دردها و معضلات به خود ما بر می گردد زیرا; از این و آن دل بر نداشتند, در اسارت این و آن باقی ماندن در ظلمت ها محبوس بودن ,ذوق و شوق نداشتند, فرصت ها را از دست دادن , پوستین یوسفان دریدن , سستی و مسامحه کردن , در اصول ومبانی دین تسامح و ملاهنه کردن , حلم و بردباری و کمالات انسانی را نادیده گرفتن , مشکلات طریق وخطرهای مسیر و سلوک را تحمل نکردن , سختی ریاضت برخود همواره ننمودن , امروز و فردا کردن و بالاخره توفیقات لازم را نداشتن , برای این دسته از مدعیان سلوک , از فقدان < طلب > نشأت می گیرد.

]مرد باید کز طلب وز انتظار هر زمان صَدْ جان کند در ره نثار

نی زمانی از طلب ساکن شودنی دمی آسودنش ممکن شود

گر فرو اِستد زمانی از طلب مرتدی باشد در این ره بی ادب

]منطق الطیر عطار

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.