آیا بهتر نیست مساجد، این مهمترین کانون اسلام، به وسیله قوانین مصوّب مجلس، حمایت شوند؟

0 5

۱٫ مسجد، همان گونه که در سؤال شما پرسشگر محترم آمده، مهمترین کانون اسلام است. این اهمیت به دلیل پالایش روح، تزریق معنویت و در یک کلام، گرمی بخشیدن و جان دادن به باورهای اصیل اسلامی است. قرآن کریم در اینباره میفرماید: وَ أَنَّ الْمَسَـَجِدَ لِلَّهِ فَلاَتَدْعُواْ مَعَ اللَّهِ أَحَدًا ;(جن،۱۸) و مساجد از آنخداست، پس هیچ کس را با خدا نخوانید. با فرض این که این آیه شریفه بنابر بعضی از تفاسیر، مربوط به مواضع هفتگانه سجده مربوط باشد;( تفسیرالمیزان، علامه طباطبایی;، ج ۲۰، ص ۵۰، چاپ جامعه مدرسین. ) آیات دیگری نیز به این حقیقت اشاره دارند، از جمله: وَ مَنْ أَظْـلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَـَجِدَ اللَّهِ أَن یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُو وَ سَعَیَ فِی خَرَابِهَآ;(بقره،۱۱۴)کیست ستمکارتر از آن کس که از بردن نام خدا در مساجد جلوگیری کرد و سعی در ویرانی آنها نمود. از این رو، ادعای مذکور، مورد تأیید قرآن نیز میباشد.

۲٫ با وجود چنین نقشی برای مسجد، پیداست که ایجاد هر گونه رابطه با مسجد، چه بهرهوری شخصی و چه ارائه خدمات به این مرکز مقدس، نتیجه اعتقاد و باور قلبی است; از این رو، غیر از وابستگیهای عقیدتی، هیچ عنصر دیگری نمیتواند انسان را به این مکان مهم دینی گسیل کند. به این خاطر، شایسته است که ساختن و اداره مسجد، با اختیار مردم و از روی عقیده به جایگاه آن صورت گیرد.

۳٫ ضرورت ساختن و اداره مساجد، به وسیله خود مردم ـ به منظور استفاده بهینه از آن، مانع از این نیست که سازمانهای دولتی، مانند: اوقاف، تبلیغات اسلامی، امور مساجد و… بر مجموع برنامههای مسجد، نقشی نظارتی و جهتدهی کلی داشته باشند، تا همین مردمی که با اعتقاد قلبی خود، به این مراکز مقدس روی میآورند و خالصانه برای آن، وقت و مال صرف میکنند، همت آنان در رونق مساجد، سمت و سویی کاراتر پیدا کند. بیان مرکز یاد شده در این بند، از آن روست که این مراکز، در این امور کارشناس هستند. چرا که کسانی باید درباره امور مساجد در سطح کلان، اظهارنظر کنند که مدتی طولانی در مسیر فعالیتهای مساجد، گام برداشته، تجربه لازم را در اینباره دارا باشند; به همین دلیل، اگر هم در مراکز قانونگذاری یا هر جایی دیگر، چنین کاری بخواهد قانونمند شود، باید فقط به دست روحانیون فعّال در امور تبلیغی مسجد، هیئتهای امنای مسجد سابقه دار، دردمند و با تجربه و معماران متخصص در ساخت و ساز آنها باشد; از ین رو، اگر هم قرار است قوه مقنّنه و اجرایی کشور در این جهت گامی بردارند، باید در قالب گروههای تخصصّی یاد شده صورت گیرد.

۵٫ سازمانهای مرتبط با مساجد، با چنین ترکیب یاده شدهای، میتوانند برای سازمان دهی به بخشی از مسائل مسجد و جهت دادن به مردم برای تحققّ آن، نقشی به سزا ایفا کنند، برای نمونه بیشتر مساجد، در کنار خود، اتاق و محل سکنایی، برای روحانی و مبلّغ، اعزام شونده به این مراکز در اختیار ندارند. این امر مانع از این نیست که روحانی باید در متن مردم باشد و جمع میان این دو موضوع امکانپذیر است. این نکته، توضیحاتی لازم دارد که در این مختصر نمیتوان آن را بررسی کرد، هم چنین، شیوه انتخاب هیأتهای امنأ و حوزه کاری آنها، باید تا حدودی نظام یافته باشد. مداخله سازمان اوقاف یا سازمان امور مساجد، به منظور نظامدهی معقول به آن، ضروری به نظر میرسد برای پیشگیری از آشفتگی در کارِ مراکز یاد شده به منظور نظارت بر کار آنان، ارتباط اداری خود را با این هیئتها، به طور دائم حفظ کنند و به مسائلی از جمله بودجه سالانه مساجد و دیگر نیازمندیهای آن رسیدگی نمایند. البته تأکید میشود این نقش، تنها نقشی نظارتی است و به هیچ وجه نباید در این جهت، بودجهای دولتی در نظر گرفته شود; آنچه انجام میگیرد، خط دهی به هیئتهای امنأ مساجد، در قالب مصوّباتی است که برای مساجد سراسر کشور، به طور کلیّ در نظر گرفته شده است وهیئتهای امنأ، خود منتخب مردم بوده و با سرمایه مردم، امور مساجدرا پیش میبرند و هم چنین این ادارات میتوانند در مراسم انتخاب هیئتهای امنأ و رسمیت دادن به آنها، پس از انتخاب مردم، نقش داشته باشند. خلاصه آن که مساجد، باید در یک بستر مردمی ـ دولتی، سامان داده شوند; با این توضیح که جنبه مردمی آن، درصد بالایی از مدیریّت مساجد را و بلکه اساس و بنیان آنها را تشکیل دهد، و نقش دولت و قوانین مسجد، تنها در نظم بخشی، قانونمند کردن همین حرکت مردمی، به منظور استفاده هر چه بهینهتر از آن است باشد.

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.