با توجه به این که افاضه وجود، همواره برای بندگان وجود دارد و گاهی یک رخداد ناگواری برای بچههای کم سن و سال و یا غیره پیش میآید که به طرز معجزه آسایی نجات پیدا میکنند، لطفا بفرمایید معنا و مراد از جمله یَحْفَظُونَهُو مِنْ أَمْرِ اللَّه چیست، آیا معنای این آیه عام است؟

از دیدگاه قرآن کریم، انسان، مسافری است که به سوی پروردگارش در حرکت است: یَـََّأَیُّهَا الاْ ?ًِنسَـَنُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَیَ رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلَـَقِیهِ ;(انشقاق،۶) ای انسان! تو با تلاش و رنج به سوی پروردگارت میروی و او را ملاقات خواهی کرد و در این مسیر تعقیبکنندگان و حافظانی دارد که دور او میچرخند و از پیش رو و از پشت مراقب او هستند: لَهُو مُعَقِّبَـَتٌ مِّن بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِه; برای انسان، مأمورانی است که پیدرپی، از پیش رو و از پشت سرش او را از حوادث ]غیر حتمی[ حفظ میکنند و این مراقبت نسبت به همهامور مادی (هیکل جسمانی) و روح است و اگر حافظان مأمور شده از سوی خداوند انسان را حفظ نکنند، به طور قطع، فنا و نابودی از هر جهت، آنها را احاطه خواهند کرد و این فنا و نابودی نیز به امر خدا است، چون مُلک هستی از آنِ او است و جز او کسی مدیر و متصرف در هیچ امری نیست. معنای یَحْفَظُونَهُو مِنْ أَمْرِ اللَّه نیز همین است.

یادآوری

۱٫ اگر بقا یا فنای همه چیز در هر حالی، به امر خدا است، ممکن است توهم شود، سپس، انسان میتواند خود را به پرتگاهها بیفکند و دست به هر ندانم کاری بزند و یا مرتکب هر گونه گناهی که مستوجب مجازات و عذاب است بشود، و باز انتظار داشته باشد که خدا و مأموران او حافظ وی باشند; برای رفع چنین توهمی، در ادامه آیه میفرماید: إِنَّ اللَّهَ لاَیُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّیَ یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِم یعنی اگرچه فنا و هلاکت نیز به امر خدا است، اما سببش خود انسان است.

۲٫ و نیز برای این که این اشتباه پیش نیاید که با وجود مأموران الهی، که عهدهدار حفظ انسان هستند، مسئله مجازات و بلاهای الهی چه معنا دارد، در انتهای آیه میفرماید: وَ إِذَآ أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوَّءًا فَلاَمَرَدَّ لَهُو وَ مَا لَهُم مِّن دُونِهِی مِن وَالٍ به همین دلیل، هنگامی که فرمان خدا به عذاب و مجازات یا نابودی قوم و ملتی صادر شود، حافظان و نگهبانان دور میشوند و انسان را تسلیم حوادث میکنند.

با عنایت به مطالب بالا، مهم دفع این شبهه است که گماردن مراقب برای انسان در حالی که خود خداوند دائم الفیض است و همواره افاضه فیض هستی میکند، تحصیل حاصل نیست و گماشتن مراقب بر مبنای حکمت است، زیر اولا: حفاظت فرشتگان از انسان در طول حفاظت خود خداوند و با اذن و اراده او است; ثانیاً: نظام آفرینش براساس اسباب و مسببات برقرار شده است; به یقین مسبب الاسباب خود خداوند است و در عین حال مسببات دیگری نیز با اذن الهی در تدبیر امور دخالت دارند. ثالثاً: گماشتن فرشتگان برای تأکید بیشتر یا برای شاهد و گواه گرفتن آنها و یا به خاطر اهداف تربیتی است; وقتی انسان باور کند غیر از خداوند فرشتگانی لحظه به لحظه علاوه بر حفاظت وظایف دیگری از قبیل ثبت اعمال نیز دارند، تلاش میکند گناه نکند و به انجام واجبات بپردازد و به این وسیله خود را بسازد و تربیت کند; شخصی از امام صادقپرسید: علت وجود فرشتگان مأمور ثبت اعمال نیک و بد انسانها چیست، در حالی که میدانیم خداوند هر چیزی را که از آن مخفیتر نیست میداند (و قادر بر هر کاری هست)؟

آن حضرت فرمود: خداوند این فرشتگان را به عبادت خود دعوت کرد و آنها را شهود بر بندگانش قرارداد، تا بندگان به خاطر مراقبت آنان، بیشتر مراقب اطاعت الهی باشند و از عصیان او بیشتر ناراحت شوند و چه بسیار بندهای که تصمیم به گناه میگیرد سپس به یاد این فرشته میافتد و خودداری میکند و…( نورالثقلین، العروسی الحویزی، ج ۸، ص ۱۳۲، مؤسسه التاریخ العربی / ر.ک: تفسیر المیزان، علامه طباطبایی;، ترجمه آقای موسوی همدانی، ج ۱۱، ص ۴۲۰ـ۴۳۲، دفتر انتشارات اسلامی / تفسیر نمونه، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج ۱۰، ص ۱۴۱ـ۱۴۷، دارالکتب الاسلامیه / همان، ج ۲۶، ص ۲۲۴ـ۲۲۹٫ )