اختلالات فردی

  • احتمال دارد كه مسئله خود ارضايي شما حالت وسواسي به خود گرفته باشد. در مورد اختلالاتي كه حالت وسواسي به خود گرفته اند مداخله داروئي لازم است.

  • متاسفانه ننوشته ايد كه به چه عادت ناپسندي رنج مي بريد. ما نيز نمي خواهيم و نمي تونيم با حدسيات، شما را متهم به گناهي خاص كنيم. از اين رو به نكاتي كلي اشاره مي كنيم. در صورت تمايل مي توانيد در مكاتبات بعدي توضيح بيشتري بدهيد تا راهنمايي كنيم:

  •  پرسشگر گرامي آيا براي ابراز احساسات زباني نسبت به ديگران نيز دچار مشكل هستيد؟! و يا فقط در مورد مادر و خواهر خودتان با اين مشكل مواجه‌ايد؟

  • به طور كلي، اضطراب به منزله‌ي بخشى از زندگى هر انسان، در همه‌ي افراد در حدّى اعتدال آميز وجود دارد و در اين حد، به عنوان پاسخى سازش يافته تلقّى مى شود، به گونه‌اى كه مى توان گفت: «اگر اضطراب نبود، همه ما پشت ميزهايمان به خواب مى رفتيم.» فقدان اضطراب ممكن است ما را با مشكلات و خطرات قابل ملاحظه‌اى

  •  پرسشگر گرامي، با توجه به اينكه پرسشهاي شما متعدد است، من آنها را يك به يك مطرح و به پاسخگويي از آنها مي پردازم:

  • برادر گرامي؛ با توجه به نا كافي بودن اطلاعات شما در زمينه نوع مشكل و علت يابي آن اميدواريم كه پاسخ حاضر جوابگوي سوال شما باشد. وجود مشكل وسواس فكري بعيد به نظر نمي رسد. البته تشخيص قطعي اين مشكل بستگي به نظر دقيق روانشناس باليني دارد.

  • پرسش : مدتی است که اعتمادم از دیگران سلب شده ، همیشه در فکر گذشته ام. نمی توانم به آینده فکر کنم. چگونه می توانم گذشته را فراموش کنم؟ چگونه می توانم به حرف ها فکر نکنم ؟ پاسخ: از نامه شما بر می آید که دختری احساسی ، عاطفی و زودرنج هستید. البته این حالات برای دوران بلوغ برای پسران و دختران قابل پیش بینی است اما آن چه باعث شده روحیة شاد و با نشاط خود را از دست داده و تنها و دوری از مردم گرایش پیدا کنید، مرور گذشته و خاطرات تلخ به مانده از دیگران و یا برخورد غیر منطقی اطرافیان ، نیز تلقین منفی و نگرش بدبینانه به خود و تلقی بدشانس بودن از خود است. جواب همه سؤالات شما یک جمله است و آن اصلاح فکر و اندیشة خویش است.

  • احساسات پاک و بی آلایش شما بیانگر ایمان قلبی و پاکی باطنی و صداقتی است که در جوانان مؤمن دیده می شود و با وجود وضع نامطلوب اجتماعی و تفکرات غلط (که در ذهن جوانان رسوخ کرده و به مواردی که برای شما دارای اهمیت است، اشاره کردید، توجه و دغدغه ای ندارند اما) شما احساس درد کرده اید، نیز به ضعف خود اشاره کرده اید، که ارزشمند و قابل تحسین است و برای برطرف نمودن عیب، بسیار مؤثر است.

  • خودکشی در یک تعریف ساده به معنای قصد جان گرفتن از خود و یا وسیله ای خود را کشتن است.
    و در تعریف دقیق به معنای پرخاش و عصیان فرد به ضد خود که به طور معمول با وارد کردن ضرر و زیان مادی و معنوی به دیگران (از خویشان و نزدیکان گرفته تا همه افراد جامعه) همراه است به تعبیری دیگر:
    فردی که از بهداشت از بهداشت روانی محرم است احساس می کند که برای رسیدن به سعادت و خوشبختی ضعیف و ناتوان است و نیز احساس می کند که نمیتواند برای زیستن خود هدف و معنای معقول و مورد قبولی بیابد او زندگی را پوچ و بی هدف می داند .

  • خودکشی نه تنها برای فردی که به این عمل اقدام می کند. زیانبار است، بلکه برای اجتماع نیز زیان معنوی فراوانی به بار می آورد. در اجتماعی که اعداد و ارقام خودکشی رو به فزونی است، حیثیت اجتماعی زیر سوال قرار می گیرد و می توان گفت که آن اجتماعی از اعتبار و حیثیت لازم بهره مند معکوس است. در جامعه ای که آمار خودکشی بالا باشد، فرهنگ آن جامعه در نظر افکار عمومی معیوب و ناسالم است و همه می پرسند که در این جامعه چه مشکل حادی وجود دارد که تا این اندازه اشخاص به خودکشی روی می آورند.

  • خودکشی انواع و اقسامی دارد و از جهات مختلف می توان آن را تفسیر نمود. 1- از جهت موفقیت در عمل: خودکشی کامل یا موفق به خودکشی ای گفته می شود که شخص اقدام کننده موفق شد که از این راه به زندگیش پایان دهد. اما در خودکشی ناقص یا ناموفق فرد از این عمل جان سالم بدر می برد. بین آنان که اقدام به خودکشی می کنند، با آنان که از این اقدام کشته می شوند تفاوت هست.

  • پژوهشگران در امور تربیتی و روانی درباره عوامل خودکشی عناوین زیادی را بیان داشته اند که اینک به برخی از این عناوین اشاره می نماییم. "ارویل استنگل" در کتاب خودکشی می نویسد: "روانشناسان اغلب کوشش داشته اند که میزان هایی را که حاکی از وقوع عمل خود کشنده است فهرست بندی کند، یکی از این فهرستها به ترتیب زیر است. 1- افسردگی همراه با احساس گناه، تحقیر و متهم ساختن خود توأم باتنش و تشویق.

  • برای درمان بیماری های جسمی و روحی، قدم نخست شناخت بیماری است که بحمدلله شما این قدم را به خوبی برداشته اید و به ضعف اخلاقی و بیماری قلبی خود که حسادت است، پی برده و به دور از خودخواهی به آن اعتراف کرده اید. اما این اندازه کافی نیست، باید گام های مهم تری را بردارید و بکوشید از تقویت و رشد حسادت جلوگیری کنید که هر چه بگذرد، مبارزه با آن مشکل تر می شود.

  • در آغاز باید دید منشأ پیدایش غضب چیست؟ هر ناراحتى موجب شعله ور شدن آتش غضب نمى گردد، بلکه خشم آن گاه زبانه مى کشد که انسان خود را حریف طرف مقابل و شخص مغضوب ببیند و لااقل خود را با او متساوى و در یک مرتبه احساس کند، امّا اگر از عمل و برخورد فرد قدرتمندى ناراحت گردد، اگر چه غم و حزن در قلب او پدیدار مى شود، امّا چون از انتقام ناتوان است،‌ چاره اى ندارد جز این که غضب خود را فرو برد. این خشم به باطن بر مى گردد و عقدة درونى ایجاد مى کند و به کینه تبدیل مى شود.(1)

  • نمی‌دانیم منظورتان از سؤال چیست؟ آیا از قانون وراثت و زیست‌شناسی سؤال می‌کنید یا دختر بودن را عیب می‌دانید؟ چه چیزی در دختر بودن شما را نگران می‌کند؟ بله قبول داریم اگر انسان نتواند حقیقت خود را درک کند، یا ارزش و شخصیت خود را بشناسد، برای او مشکل خواهد بود. انسان اگر نتواند زیبایی‌های وجود خود و جنبه مثبت وجودش را بیابد و تنها به کاستی‌ها نگاه کند و صرفاً در پی مقایسه خود با دیگران یا جنس خود با جنس دیگر باشد و به ارزش وجودی و آنچه که دارد، آگاه نشود، زندگی برای او سخت و جانکاه خواهد بود. البته اینجا دیگر مشکل، جنسیت (زن یا مرد بودن ) نیست ، مشکل آن است که خود را پیدا نکرده است.

  • اوّلاً تنها شما نیستید که این مشکل را دارید، بلکه یکی از ویژگی‌های دوران نوجوانی و جوانی (که دوران گذر و دگرگونی جسمی، روحی، فکری و عقیدتی است)، «زودرنجی» است. روان‌شناسان معتقدند که «حساسیت‌ها و هیجانات، از ویژگی‌های ثابت نوجوانی و جوانی است، و کمتر جوانی را می‌بینیم که درگیر این مسایل نباشد. این امر اغلب ناشی از دگرگونی‌های مربوط به ترشح غُدَد، میزان هورمون‌ها و نوع تربیت گذشته است که در جمع وضع زندگی عاطفی او را تغییر می‌دهند»(1).

  • پرسش: دوستی دارم که به مسائل دینی پای‌بند نیست و هر چیزی را با عقل خود می‌سنجد و با افراد ناباب معاشرت می‌کند. می‌گوید آن‌ها نمی‌توانند بر عقاید من اثر بگذارند. در مورد ایشان مرا راهنمایی کنید. پاسخ: اشتباه دوست جوان شما در دو چیز است: اوّلاً تحلیل درست از مسائل شرعی ندارد و فکر می‌کند همه چیز با عقل و خِرَد قابل ارزش‌گذاری است، در حالی که عقل (هرچند در احادیث به عنوان حجت باطنی قلمداد شده است(1) اما کارکرد آن محدود و مشخص می‌باشد. عقل در اثبات خدا و نبوت میزان است، یعنی از طریق استدلال عقلی می‌توان خداوند و ضرورت نبوت را اثبات کرد،‌ ولی در امور جزئی و فرعی مانند احکام عملیه و یا اسرار احکام، عقل قادر به شناخت و یا دخالت در آن‌ها نیست، مثلاً نمی تواند بفهمد چرا نماز صبح دو رکعت است؟ چرا قمار با پاسور حرام است؟

  • در ابتدای سخن لازم است بگوییم فردی در زندگی نیاز به برنامه ریزی دارد که اوّلاً کار و فعالیت در خوری دارد. ثانیاً برای کار خود ارزش و اهیمت قائل است،‌ ثالثاً میل دارد هر کاری به نحو احسن و به شکل شایسته ای انجام شود. امروزه این دیگر یک شعار نیست بلکه یک حقیقت است که «هیچ موفقیتی بدون یک برنامه ریزی درست متصور نیست». منظور از برنامه ریزی، اختصاص ساعت یا ساعاتی از عمر به کاری خاص است، به طوری که هم کارها در وقت خود و طبق زمان بندی قبلی به انجام رسد و چیزی از آن باقی نماند. در نتیجه هر برنامه ریزی مفید و کاملی مستلزم چندین کار است که به ترتیب در ذیل خواهیم آورد:

  • اصولاً هر امتحان و آزمونی، هیجان و اضطراب را دارا می باشد، زیرا انسان دوست ندارد در موقعیت آزمون و ارزیابی قرار گیرد. از این رو فرایند ارزش یابی به هر صورت که باشد، چندان خوشایند نیست و چه بسا وجود مقدار کمی از اضطراب در دانش آموزان در مورد مدرسه و امتحان ضروری باشد اما اگر از حد اعتدال خارج شد، افت تحصیلی را در پی خواهد داشت، زیرا اضطراب، زمینة فراموشی های زودگذر و خطای ادراک را فراهم می کند. در این میان کودکان و نوجوانان کمرو بیش از دیگران دچار اضطراب می شوند.

  • پرسش : دانش‏آموز مقطع پیش دانشگاهى هستم. مشکلى که امسال براى من پیش آمده آن است که با وجود این که شاگرد اوّل کلاس هستم، در فعّالیت‏هاى داخل کلاس شرکت کمى دارم. جرأت جواب دادن ندارم و در برقرارى ارتباط با دیگران ناتوان هستم و تاحدى خجالت مى‏کشم. لطفاً مرا راهنمایى کنید. پاسخ: دوست گرامى! نشانه‏هاى گفته شده همه حاکى از احساس حقارت (کوچکى) و عدم اعتماد به نفس است که خودتان نیز بدان اشاره کرده‏اید. قطعاً در پیدایش این معضل، عواملى دخیل بوده است که شناخت آن در درمان احساس حقارت و اصلاح رفتار بسیار مهم و حیاتى است، ولى متأسفانه در نامه در این باره توضیحى نداده‏اید، یعنى باید مشخص شود دانش آموزى که در طول تحصیلات خود در مقطع راهنمایى و دبیرستان، در برقرارى ارتباط و جواب گویى به سؤال معلّم مشکلى نداشته، چگونه یک مرتبه در پیش دانشگاهى با وجود این که شاگرد اوّل است، احساس خود کم بینى دارد؟ از این رو لازم است با خود بیندیشید چرا امسال خود را پایین‏تر از دیگران مى‏بینم؟ چه اوضاعى عوض شده است؟ آیا محیط فرهنگى، عوامل تربیتى و یا برخورد والدین در این جهت مؤثر بوده است؟ پس از شناخت عامل مذکور که در نامه بعدى بدان اشاره مى کنید، باید وارد عمل شوید و عوامل را بر طرف کنید و بدانید:

  • پرسش : خانمى 33 ساله هستم که از نوزده سالگى تا به حال، در مورد خدا و معصومان دچار توهمات مى‏شوم و در ذهنم نسبت بد به مقدسات مى‏دهم. مى‏گویم کافر شده‏ام، در حالى که به خدا ایمان دارم و این افکار را درست نمى‏دانم، خود را گناهکار مى‏دانم و گریه مى‏کنم و افسوس مى‏خورم. آیا کافر و نجس شده‏ام؟ براى خلاصى از این افکار چه راه حلى وجود دارد؟

  • در آغاز باید دید منشأ پیدایش غضب چیست؟ هر ناراحتى موجب شعله ور شدن آتش غضب نمى گردد، بلکه خشم آن گاه زبانه مى کشد که انسان خود را حریف طرف مقابل و شخص مغضوب ببیند و لااقل خود را با او متساوى و در یک مرتبه احساس کند، امّا اگر از عمل و برخورد فرد قدرتمندى ناراحت گردد، اگر چه غم و حزن در قلب او پدیدار مى شود، امّا چون از انتقام ناتوان است،‌ چاره اى ندارد جز این که غضب خود را فرو برد. این خشم به باطن بر مى گردد و عقدة درونى ایجاد مى کند و به کینه تبدیل مى شود.(1)

  • به نظر ما تا زمانی که دختر از علاقه پسر به خود مطمئن نشده، اظهار علاقه به او شایسته و به نفع دختر نمی‌باشد حتى اگر اطمینان به علاقه پسر داشته باشد، بهتر است ابراز علاقه توسط پسر صورت گیرد. اگر دختر بخواهد علاقه خود را به پس اظهار نماید، بهتر است این کار غیر مستقیم و از طریق واسطه (مثلاً مادر یا خاله) صورت گیرد، زیرا قانون طبیعی، مرد را خواستگار و عاشق زن قرار داده و زن را معشوق، بنابر این بهتر است به صورت روال طبیعی، مرد خواستگار زن باشد.

  • پرسش: دختری هستم که به یکی از همکلاسی‌هایم به شدت علاقه‌مند گشته،‌ به هیچ عنوان نمی‌توانم دوری‌اش را تحمل کنم. ضربات روحی بر من وارد شده و بسیاری زودرنج شده‌ام و اضطراب دارم، مرا راهنمایی کنید. پاسخ: دوست و دوست‌یابی یکی از نیازهای واقعی زندگی است، در این جهت باید رعایت میانه‌روی شود. علاقه شما به دوستتان، احساسی پاک و لطیف است اما همواره باید عواطف با خردمندی همراه باشد. به نظر می‌رسد عقل و منطق این مقدار علاقه را تأیید نمی‌کند. با خود فکر کرده‌اید که چرا شما فقط دچار این وضع روحی شده‌اید؟ اگر این حد وابستگی مطلوب است، چرا دیگران این طور نیستند؟ شما می‌گویید: «دوستم، آن گونه که دوستش دارم، نیست» کاملاً روشن و بدیهی است. دوستی شما در حد افراطی و نا متعادل است و کار دوستتان منطقی و معقول است، پس اشکال در او نیست. توجه به این مسئله شما را به بازنگری در برخوردتان هدایت خواهد کرد.

  • یکی از ویژگی‌های نوجوانان و جوانان به خصوص دختران، متفاوت بودن شخصیت، اخلاق و رفتارشان در خانواده و بیرون از آن است. برخی در جمع خانوادگی از آرامش روحی و روانی خاصی برخوردارند. اعصاب راحت و چهر‌ه‌ای خندان و با نشاط دارند، ولی در بیرون از منزل، اضطراب و ترس و افسردگی و احساس تنهایی دارند و برای برقراری ارتباط و دوستی با دیگران از توان و انرژی کمی برخوردارند.

  • اوّلاً تنها شما نیستید که این مشکل را دارید، بلکه یکی از ویژگی‌های دوران نوجوانی و جوانی (که دوران گذر و دگرگونی جسمی، روحی، فکری و عقیدتی است)، «زودرنجی» است. روان‌شناسان معتقدند که «حساسیت‌ها و هیجانات، از ویژگی‌های ثابت نوجوانی و جوانی است، و کمتر جوانی را می‌بینیم که درگیر این مسایل نباشد. این امر اغلب ناشی از دگرگونی‌های مربوط به ترشح غُدَد، میزان هورمون‌ها و نوع تربیت گذشته است که در جمع وضع زندگی عاطفی او را تغییر می‌دهند»(1).

  • یکی‌ از مسائلی‌ که‌ در ایام‌ نوجوانی‌ و جوانی‌ مطرح‌ است‌، افراط در دوستی‌ و محبت‌ به‌ هم‌سالان‌ است‌. متأسفانه‌ این‌ حالت‌ در شما دیده‌ می‌شود ( حتی به حدی که نمی توانید با او یک رابطه عدی داشته باشید و به طور عادی سخن گویید.) دستور اسلام‌ میانه‌ روی‌ در رفاقت‌ و مهرورزی‌ است‌. امام‌ علی‌ (ع‌) می‌فرماید: "با دوست‌ مورد علاقه‌ ات‌ به‌ مدارا دوستی‌ کن‌ ؛ شاید روزی‌ دشمنت‌ گردد، و در اظهار بی‌ مهری‌ نسبت‌ به‌ کسی‌ که‌ مورد خشمت‌ قرار گرفته‌ مدارا کن‌ ؛ شاید روزی‌ دوستت‌ شود".(1)

  • کم حرف زدن می‌تواند دلائل مختلفی داشته باشد. یکی از علل آن کم حوصلگی است که ناشی از خستگی ذهن یا توجه به مرکز دیگری است. اگر چنین است، فعالیت ذهنی خود را محدود کنید و فکرتان را متمرکز سازید و در وقت حضور در کنار مهمان به چیز دیگر فکر نکنید. اما غالباً علت آن در کم رویی شخص است، در این صورت می‌توان گفت: اکثر قریب به اتفاق مردم، در مواردی از زندگی اجتماعی خود به گونه ای دچار کم رویی شده اند، اما بعضی صرفاً در مواقع و موقعیت های خاص دچار کم رویی می شوند. بعضی در برخی از مواقع و برخی در غالب مواقع و بعضی در همه موقعیت‌های اجتماعی دچار کم رویی می شوند.(1)

  • زدست دیده و دل هر دو فریاد هر آن چه دیده بیند، دل کند یاد نگاه به نامحرم یا فیلم و یا منظره‌ای که انسان را به تخیّلات شیطانی و هوس‌های آلوده دچار می‌سازد، جایز نیست، بلکه گناهی است که کم کم باعث تاریکی دل، سلب توفیق و قساوت قلب می‌گردد. البته کسی که ایمان قوی داشته باشد، از دیدن چنین فیلم‌هایی دوری می‌کند، چون خود را در برابر خدا مسئول می‌داند «نگاه کردن، مقدمه اشتغال فکر و خاطره‌های مربوط به آن است و نیروی تخیّل را تحریک می‌کند. پس از نگاه، صحنه‌های مهیّج در ذهن باقی می‌ماند و احساس و اراده انسان را تحت تسلط خوددر می‌آورد و انسان پیرو شهوات خود می‌گردد(1).

  • نمی‌دانیم منظورتان از سؤال چیست؟ آیا از قانون وراثت و زیست‌شناسی سؤال می‌کنید یا دختر بودن را عیب می‌دانید؟ چه چیزی در دختر بودن شما را نگران می‌کند؟ بله قبول داریم اگر انسان نتواند حقیقت خود را درک کند، یا ارزش و شخصیت خود را بشناسد، برای او مشکل خواهد بود. انسان اگر نتواند زیبایی‌های وجود خود و جنبه مثبت وجودش را بیابد و تنها به کاستی‌ها نگاه کند و صرفاً در پی مقایسه خود با دیگران یا جنس خود با جنس دیگر باشد و به ارزش وجودی و آنچه که دارد، آگاه نشود، زندگی برای او سخت و جانکاه خواهد بود. البته اینجا دیگر مشکل، جنسیت (زن یا مرد بودن ) نیست ، مشکل آن است که خود را پیدا نکرده است.

  • انتقادهای نابجای دیگران، ناشی از حسادت، جهل، ناتوانی و ... است. آموزه های دینی برخورد مؤمنان نسبت به ملامت ها و سرزنش های مردم را مشخص کرده است. این انتظار که همة مردم از کار ما راضی باشند، منطقی نیست. پیامبران و اولیای الهی نیز همواره با این گونه برخوردها مواجه بوده اند. امام صادق(ع) به «علقمه» که از تهمت زدن مردم ناراحت شده بود فرمود: «مردم را نمی توان راضی نگه داشت و جلو زبان آنان را نمی توان گرفت. شما انتظاری دارید که برای پیامبران خدا نیز انجام نشده است. مگر یوسف را متهم نکردندکه قصد زنا داشته است؟

  • در آغاز باید دید منشأ پیدایش غضب چیست؟ هر ناراحتى موجب شعله ور شدن آتش غضب نمى گردد، بلکه خشم آن گاه زبانه مى کشد که انسان خود را حریف طرف مقابل و شخص مغضوب ببیند و لااقل خود را با او متساوى و در یک مرتبه احساس کند، امّا اگر از عمل و برخورد فرد قدرتمندى ناراحت گردد، اگر چه غم و حزن در قلب او پدیدار مى شود، امّا چون از انتقام ناتوان است،‌ چاره اى ندارد جز این که غضب خود را فرو برد. این خشم به باطن بر مى گردد و عقدة درونى ایجاد مى کند و به کینه تبدیل مى شود.(1)

  • باج گیری عاطفی چیست؟

  • مطمئناً فراموشی، ویژگی نامطلوبی است که باید از آن به خدا پناه برد، چنانچه در دعایی آمده است: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ‏ النِّسْيَانِ‏ وَ الْكَسَلِ وَ التَّوَانِي فِي طَاعَتِكَ وَ الْفَشَل‏ وَ مِنْ عِقَابِكَ الْأَدْنَى وَ عَذَابِكَ الْأَكْبَر»؛ بار خدايا! من از فراموشى و تنبلى و سستى در طاعت تو، و از كيفر نزديک‌ترت و عذاب بزرگ‌ترت، به تو پناه می‌برم.

  • احساس تکراری بودن زندگی و بی هدفی و پرکاری حتی گرایش و روی آوردن به اذکار و اوراد از نشانه های افسردگی است و باید به صورت دقیق زندگی درونی و بیرونی شما توسط یک روانکاو بررسی شده و راهکارهای لازم را بگیرید اما

  • حترام به والدین واجب است و ما به عنوان فرزند وظیفه داریم كه به والدین خود احترام بگذاریم حال اگر پدر یا مادر خودشان حرمت خود را می شكنند و باعث تخریب شخصیت خود می شوند حرف دیگری است ولی در عین حال دلیل بر این نمی شود كه ما مجاز هستیم به آنها اهانت كنیم.

  • باید راهی برای ترک هردو پیدا کنید؛ بهترین و راحت‌ترین راه این است كه انسان مومن هنگام مواجهه با گناه به یاد خدا بیافتد و بگوید: خدایا به خاطر تو از خواسته خودم و نفسم گذشتم و از خدا نیرو بگیرد و وارد گناه نشود.

  • در رابطه با سوال حضرتعالی لازم است عرض شود؛خصوصیت بارز ما انسانها، اراده و اختیار ماست. ضمن اینکه توانائیهای نهفته در وجود انسان تا اندازه زیاد است که برای آن کنه و مرزی نیست. بر این مبناست که در اشعار منسوب به حضرت امیرالمؤمنین (ع) آمده است

  • دغدغه مقدس شما مبنی بر رعایت تکالیف شرعی را ارج می نهیم.در قدم اول پیشنهاد می شود، در صورتیکه به وسواس مبتلا هستید، به درمان آن بپردازید.

  • در رابطه با مطلب اولتان، با توجه به علاقه قلبی که به نماز و عزاداری دارید به شما توصیه می‌کنم برای اینکه حس بدتان از بین برود درباره اهمیت این امور در زندگی و نقش آنها در آرامش انسان و فوایدی دیگری که دارد تحقیق و تامل کنید

  • با سلام خدمت شما و تشکر از سوالی که مطرح فرمودید:ظاهرا دعای خاصی نسبت به این امر وجود ندارد بلکه در دعاهای عام خود، از خدا باید این امر را بطلبیم ولی باید بدانیم که:

  • نوشته شما را با دقت خواندم و از اینکه دچار چنین افکار و درگیری های ذهنی و ترافیک ذهنی و اغتشاش ذهنی شده اید با شما همدردی می کنیم و احساس شما را تا حد بسیار زیادی درک می کنیم و رنجی که از این گونه افکار غیر ارادی و اتوماتیک برای شما به وجود آمده را تا حد بسیار بالایی متوجه می شویم.

  • همچنین از وضعیت پیش امده متاسفم و امیدوارم با لطف حضرت رب هرچه سریعتر موقعیت خود را بازسازی کنید.در خصوص این موضوع به نکات زیر توجه بفرماید؛

  • اساس و پایه دوستی ها در سن نوجوانی و جوانی که با جذبه و شور زیادی همراه است، غالبا بر مبنای عواطف و احساسات شکل می گیرد و نه بر اساس منطق و عقل.

  • هرچند عدم ازدواج و یا تاخیر در آن باعث بروز مشکلات و پیامدهای غیر قابل انکاری است، اما سوالی که در این خصوص مطرح می شود این است که آیا با ارتکاب چنین رفتاری، موضوع ازدواج حل می شود و یا اینکه مشکلی به مشکلا ت افزوده می شود؟

  • بدون اینکه سختیها را انکار کنیم لازم است در کنار آن، سرمایه های مادی و معنوی خود را بیشتر ببینیم.خوب زندگی کردن یک هنر است، و مدیریت آن از مسیر لذت بردن از داشتن داشته ها می گذرد و نه نداشتن نداشته ها! چرا که نداشته های ما تمامی ندارد و قابل شمارش نیست! هنر زندگی به این است که قدر داشته ها را بدانیم و شکر آنها را بجا آوریم و نه اینکه به خاطر نداشته ها ناسپاسی کنیم. ناسپاسی نه تنها نداشته های ما را به داشته تبدیل نمی کند بلکه بالعکس داشته های ما را به نداشته تبدیل می کند و این قانون زندگی است.

  • از آن جا که مشخص نیست شما در نهایت به هم می رسید توصیه می شود به جای تشدید علاقه به تعدیل آن بپردازید. موفقیت شما در این مهم، زمینه‌ساز موفقیت‌های بزرگ در زمینه عزت نفس، اعتماد به نفس، تقویت اراده، رشد معنوی، سربلندی در آزمایش‌های الهی آتی، ازدواج ملاک‌مند و عاقلانه (نه احساسی)، ارتقای سطح تحصیلی و شغلی،‌... و ده‌ها موفقیت دیگر می‌گردد.

  • هرچند بنده در جریان جزییات پیش آمده نیستم و چه بسا حضرتعالی مورد اجحاف و ظلم واقع شده باشید اما تحقیقا توجه دارید كه اختلاف نظر و سلیقه، امری كاملا طبیعی است، كه شرط مدیریت آن و جلوگیری از تبدیل شدن آن به یك چالش مستلزم اموری چون؛
    سعه صدر، انعطاف‌پذیری، گذشت، مدارا، و... است.

  • سعی کنید با ورزش و تحرکات بدنی اضطراب و تنش را از بدن خود دور کنید. جلوی افکارتان را نگیرید و مقاومت نکنید و سعی کنید با افکارتان کنار بیایید و بگویید که همه چیز به صورت عادی پیش میرود و هیچ چیز غیر عادی نیست و ..

  • وسواس علاوه بر زمینه ژنتیک، ریشه در اضطراب و استرس دارد و اینکه شما بعد از خودارضایی گرفتار وسواس شده اید بیانگر همین نکته است، لذا برای مهار وسواس علاوه بر اینکه لازم است از تکنیکهای مهار وسواس بهره گرفته شود، لازم است با تغییراتی در سبک زندگی میزان اضراب نیز کاهش داده شود. از اینرو مطالب مورد نظر را در دو بخش تقدیم می کنم.

صفحه‌ها