بمب خنده

طنز

من کنـــون در کشــورِ چینـــم ننه! خـــوابتان را گـــاه مـــی بـینم ننه!

طنز

« سال‏ ها دفتر ما در گـــروی صهبا بود » زین سبب بین من و همسر خود دعوا بود

***

طنز

خواستم سلطان شـوَم، قسمت نشد ساکـــن تــهـران شوم، قسمت نشد

طنز

گوش کن ای رقیب عشقی من، عشق کشک است و عاشقی باد است!

طنز

چشم خود را باز کن ، چشم انتظاری را ببین هر قراری را رها کن ، بی قراری را ببین

طنز

قفل بستم بر لب خود تا نگویم چیست درد چهره‌ام را کرده‌ام طوری که گویا نیست درد

طنز

تازگــی ها در حــسـابم پول نیست در چراغ نیمه ســوزم غــول نیست

طنز

” فریاد ِ من از فراق یار است ” یاری که همیشه در کنار است !

حقوق دان

بحث حقوق آمد و شد پا حقوقدان! شد مایۀ امید دل ما حقوقدان!

طنز

چند روزی جناب «سپ ‌بلاتر» آمد و میهمان ایران شد

بنر

مايه آرامش روح و روانم ‌اي بنر! عقل و تدبير و اميد و آرمانم ‌اي بنر!

طنز

گفت عمو نوروز: مردمان بر گرد كوه مشكلات آنك چهره ها وا رفته، لب خاموش