بمب خنده

طنز

در گلستانِ محبت، خار می خواهد دلم از زبانِ دلبرم لیچار می خواهد دلم!

طنز

واسه جمع‌آوری ماهواره چه‌‌قد می‌شه تعارف تیکه‌پاره

یارانه

من نه آن رندم که ترک پول یارانه کنم عاشقم، من عشق با این پول ماهانه کنم

طنز

بیماری پاییز چه دردی دارد دردی که به آن فکر نکردی دارد

تاکسی

بعد از آن که از ولایـت عـازم تهران شدم بنده تاکسیران شدم

طنز

به نام خالق خیر و درستی خداوند وقار و تندرستی

به یادم هست در ترم بهاره گرفتم مچ ز یک آتیش پاره

طنز

من دوست دارم دختری را…با که باید گفت؟ دایی؟ پدر؟ مادر؟ خدایا با که باید گفت ؟

طنز

حالا که نداریم ز تفریح و سفر هیچ کادو شده تقدیم کنم روز پدر هیچ

طنز

فکر کردی خرم نمی‌فهمم چاکرم، نوکرم، نمی‌فهمم

فکر کردی که هست مغز شتر یا کلم در سرم نمی‌فهمم

طنز

عمری است مرا که سوز و ساز آید از او قرض و قوله و نذر و نیاز آید از او

نفت

ای نازنینِ سوختنی، ناز شست تو! بنزین هفتصد‌تومنی، ناز شست تو!

طنز

شنیدم که لیلی سیه‌فام بود ز چاقی حسابی بداندام بود