بمب خنده

  • کاروانی از شهری که به ترسویی مشهورند به حاکم شکایت بردند که: دو راهزن، کاروان صد نفری ما را غارت کردند.

    حاکم با تعجب پرسید: چگونه صد کس با دو تن برنیامده اند؟

  • روزي پيرزني نزد پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ آمد. حضرت به او فرمود: پيرزن وارد بهشت نمي‌ شود.
    پيرزن شروع به گريه كردن كرد.
    حضرت فرمود: تو در آن روز پيرزن نخواهي بود. (در قيامت همه جوان مي‌ شوند).

  • عربي بسيار زشت‌ رو، ميهمان امام حسن مجتبي(ع) گرديد. بر سر سفره غذا نشست و با حرص و اشتهاي فراوان مشغول غذا خوردن شد. از آنجا كه امام(ع)  بسيار كريم بود از غذا خوردن او خرسند بود و تبسم كرد و فرمود:

  • «نعيمان انصاري» بسيار شوخ طبع بود. هرگاه قافله‌اي به مدينه مي‌آمد و كالائي را وارد شهر مي‌كرد نعيمان از آن كالا خريداري مي‌نمود و به خدمت رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‌آورد و مي‌گفت: اين را به شما هديه مي‌كنم.

  • سرهنگ مولوي رییس ساواک، مردي هتّاك، بي رحم و قلدر بود و با دژخيمان خود، جنايت هولناك مدرسه فيضيه قم را در نوروز سال 1342 پديد آورد.

  • شهید مدرس (1249-1316 ش) در دو مورد نسبت به فرمانفرما -از رجال قاجار و پهلوی- مطالبي انتقادي گفته و ايراد گرفته بود.

  • سید جمال الدین اسد آبادی در سن ده دوازده سالگی همراه پدر به تهران سفر کرد. سید صفدر -پدر سید جمال الدین- به اتفاق فرزند خود به دیدن مرحوم اقا سید صادق سنگلجی مجتهد معروف آن زمان (م 1300 ق) رفت.

  • مردي مقداري از نقدينه خود را در محلي دفن كرده بود. پس از مدتي محل دفن را فراموش كرد، هر چه جستجو كرد پيدا نشد. نزد یکی از فقهاء رفت و جريان كار خود را براي او بيان كرد و از او راهنمائي خواست.

  • از حکیمی پرسیدند: وقت طعام خوردن کی است؟

    گفت: غنی را وقتی که گرسنه شود و فقیر را وقتی که بیابد.

  • جاهلی بر سبیل تعرض و سرزنش به حکیمی گفت: چرا از دهان تو بوی بد می آید؟

    گفت: از بس که معایب تو را در سینه نگهداشتم در نفسم سرایت کرده است.

  • هنگامي كه سليمان ميرزا رهبر حزب سوسياليست، سنگ طرفداري رضا خان ( حک: 1304-1320 ش) و جمهوري را به سينه مي‌زده مدرس (1249-1316 ش)  پيام شيريني به او داده است كه:

  • منجمی را بر دار کردند.

    کسی در آن محل از او پرسید: این صورت را در طالع خود دیده بودی؟

  • در سال 1302 كه رضاخان نخست وزير شده بود، نصرت الدوله وزارت دارايي را به عهده داشت.

  • سالي گذر شيخ جعفر کاشف الغطاء ( م 1227 ق) به شهری افتاد. اهل آن شهر خواستند نماز را با او به جماعت گذارند.

  • روزی اعمش (60-148 ق)‌ -از تابعان‌ ايرانى‌ تبارِ كوفه‌- از خانه بیرون آمد و می خندید.

    شاگردان گفتند: ای استاد! سبب خنده چیست؟

  • در ايام اقامت شهید مدرس (1249-1316 ش) در اصفهان عده‌اي از مردم كه مشكلاتي داشتند و از بعضي برنامه‌هاي دولت شاكي بودند با نوشتن نامه‌اي به مدرس، مشكل خود را مطرح كردند.

  • در زماني كه نصرت الدوله وزير دارايي بود لايحه‌اي به مجلس آورد كه به موجب آن دولت ايران يكصد سگ از انگلستان خريداري و وارد كند.

  • مردی زمین فروخت و به بهایش اسبی خرید.

  • يكي از فضلاي عرب مهمان امام حسن مجتبي ـ عليه السّلام ـ شد و در منزل او غذا خورد و پس از خوردن طعام گفت:

     

  • روزي حضرت رسول ـ صلّي الله عليه و آله ـ با اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ نشسته بودند و با يكديگر خرما مي‌خوردند.

  • مرد عربي به مسجد پيامبر ـ صلّي الله علي و آله ـ وارد شد و با عجله تمام دو ركعت نماز خواند. در هيچ ركني شرايط را رعايت نكرد. تلفظ صحيح كلمات را مراعات ننمود و به طمأنينه و آرامش در نماز توجه نكرد.

  • روزي سيد جمال الدين اسد آبادي (1217-1275 ش) در حضور سلطان عبدالحميد دوم، پادشاه عثماني (حک: 1876-1909 م) نشسته بود و با دانه‌هاي تسبيح خود بازي مي‌كرد.

  • روزي حضرت رسول ـ صلّي الله عليه و آله ـ با اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ نشسته بودند و با يكديگر خرما مي‌خوردند.

  • پيرزني از بوذرجمهر (بزرگمهر، وزیر دانشمند انوشیروان) چند سؤال كرد كه در بيشتر آنها گفت: نمي‌دانم.

  • روزي رضا شاه (حک: 1304-1320 ش) از روي شوخي دست بر جيب شهید مدرس (1249-1316 ش) گذاشت و گفت: آقا عجب جيب بزرگي دارد!

  • اَشْعَب‌، معروف‌ به‌ اشعب‌ طمّاع‌، شخصيت‌ گول‌ مضحك‌ نكته‌ پرداز، در سده‌هاي‌ 1 و 2 ق‌. از آغاز سدة 4ق‌، آزمندي‌ اشعب‌ به‌صورت‌ مثل‌ درمى‌آيد.

  •  روزی سیدی به ابوالعیناء گفت: سبب چیست که تعداد سادات زیاد شده است؟

  • مردی درباره زن خود به ابوالعیناء گلایه کرد.

    وی پرسید: آیا می خواهی او بمیرد؟

    گفت: نه.

  • ابوالعیناء ظریف و طنزپرداز بغداد و ابن مکرم ظریف مصر در مجلس یکی از حکام، در کنار هم نشسته بودند و در گوشی سخن می گفتند.

    حاکم گفت: باز با هم چه دروغی می سازید؟

  • اَبوالْعَيْناء، ابوعبدالله‌ محمدبن‌ قاسم‌ بن‌ خلاّد بصري‌(91-82ق) راويه‌ و اديب‌ نكته‌پرداز روزگار عباسيان‌. نياي‌ وي‌ خلاد از يمامه‌ و از موالى‌ منصور خليفة عباسى‌ بود، از اين‌رو، آنان‌ را يمامى‌ و هاشمى‌ نيز خوانده‌اند.

  •  ازهر خر نزد امیر عمرو لیث صفاری (حک: 265-287ق) بود.

  • روزی حکیم انوری در بازار بلخ می گذشت. هنگامه ای دید. پیش رفت و سری در میان کرد.

  • پادشاهی شیفته کبوتر بازی بود. وقتی با یکی از خدمتگذاران خویش در یکی از روستاها مسابقه گذاشت.

  • گويند سر سعدي شيرازی، طاس و بدون مو بود.
    روزي او با يكي از دانشمندان زمان خود سرگرم بحث بود. آن دانشمند كه خود را در برابر سعدي مغلوب و شكست خورده مي‌ديد و در برابر دلايل او درمانده بود با لحني پرخاشگرانه گفت:

  • دختر تنبل و بداخلاقی بود که کسی جرات نمی کرد از او خواستگاری کند. تا این که جوانی داوطلب شد او را به زنی بگیرد.

  • گویند روباهی خروسی را ربود.

  • شبی دزدی به خانه ای رفت و به کندن نقب و سوراخ کردن دیوار مشغول شد.

    یکی از همسایگان که از بیماری خوابش نبرده بود صدای تق تق آهسته او را شنید. رفت روی بام.

  • کاروانی از شهری که به ترسویی مشهورند به حاکم شکایت بردند که: دو راهزن، کاروان صد نفری ما را غارت کردند.

    حاکم با تعجب پرسید: چگونه صد کس با دو تن برنیامده اند؟

  • پادشاهی شعری ساخت و بر ملک الشعرای دربار خویش خواند.

    او گفت: شعر متوسط است و در خور قدر پادشاه نیست.

  • «بنان طفيلي» از مشاهير ظرفا است كه به شكم‌پروري و پرخوري معروف بود.

     

  • روزي يكي از كنيزان امام سجاد(ع) روي دست امام، آب مي‌ريخت تا حضرت آماده نماز شود.

  • زمانی ابوالعیناء با لباسی که شناخته نشود وارد اصفهان شد.

    کودکان در محله ای با هم سنگ بازی می کردند.

  • چون عمرو لیث صفاری (حک: 265 -287ق) به نیشابور آمد لشکریان او در منازل مردمان فرود می آمدند و کار بر اهل شهر تنگ شده بود.

  • روزي پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ بسيار ناراحت بود به گونه‌اي كه رنگ چهره‌اش تغيير كرده بود. در اين هنگام عربي آمد و خواست به محضر پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ نائل شود و از او سؤال كند.

  • پيرزني از بوذرجمهر (بزرگمهر، وزیر دانشمند انوشیروان) چند سؤال كرد كه در بيشتر آنها گفت: نمي‌دانم.

  • روزي رضا شاه (حک: 1304-1320 ش) از روي شوخي دست بر جيب شهید مدرس (1249-1316 ش) گذاشت و گفت: آقا عجب جيب بزرگي دارد!

  • روزی حضرت علی علیه السلام در راهی می رفتند و دو نفر از صحابه که قد بلندی داشتند در چپ و راست ایشان در حال رفتن بودند. یکی از آن ها به شوخی به امام علیه السلام عرض کرد: یا اباالحسن!

  • يكي از شاگردان علامه طباطبایی (1281-1360 ش) گويد: چندين سال قبل كه به مشهد مقدس رفته بودم براي ديدن علامه طباطبائي به منزل او رفتيم.

  • روزي ناصرالدين شاه (حک: 1227-1313ش) از حاج ملا علي كني (1184-1267ق) از علماي بزرگ و داراي نفوذ آن دوره، سؤال كرد كه طبق حديث شريف پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ: «علماء امتي افضل من انبياء بني اسرائيل» (علماي امت من از پيامبران بني‌اسرائيل برتر هستند) شما بايد دست‌كم همان كارهايي را كه انبياء بن

  • روزي میرزای قمی (1151-1231 ق) با فتحعلی شاه قاجار (1176-1213 ش) به حمام رفته بود.

     ميرزا در حمام به شاه گفت: كجاست لشكر و حشم؟ كجاست ثروت و دولت؟

صفحه‌ها