خدا

  • الله

    پيامبر ادعا كرده كه مانند پيامبران پيشين از جانب خدا به رسالت مبعوث شده است. قرآن، وحي خدا به او براي ابلاغ به مردم است. اين كتاب را به عنوان معجزه و دليل بر خدايي بودن و نبوت خود ارائه كرده است. 

    قرآن مجيد از جهات گوناگون خدايي بودن خود را فرياد مي زند:

  • طاووس

    خدا وآفرينش خدا چگونه بوده؟ يعني زمان نبود، درحالي كه ما مي گوييم خدا آفريد، كي آفريد؟ آيا آفرينش نخستين خدا را مي شود بدون زمان تصور كرد؟

  • نا اميدي از رحمت خدا بزرگترين گناه خداوند ميفرمايد : من در نزديکي گمان بنده مومن خودم هستم . گمان نيک نيکي و گمان بد بدي براي او به همراه دارد .

  • من چند سالي ميشه که درگير مسئله خداشناسي هستم تا حالا چندين و چندبار وجود خداوند را براي خودم اثبات کردم امابدبختانه دوباره روز از نو و روزي از نو .دوست دارم ايمانم اونقدر قوي شه که بهيچ وجه خلالي درش بوجود نياد نه اينکه تا تقي به توقي ميخوره آيينه ي ايمانم ترک برداره من ميترسم نگرانم اعصابم خرد

  • آثار ذكر خدا عبارتند از: 1. هدايت به صراط مستقيم: ؛ «وَ هذا صِراطُ رَبِّكَ مُسْتَقيماً قَدْ فَصَّلْنَا الآْياتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ» 2. دورى از شيطان:؛ «إِنَّ الَّذينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ» 3. آرامش و اطمينان:؛ «الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»

  • پاسخ:

    منظور از اینکه خدا در درون انسان هاست چیست؟
    بله خدا از درون همه انسان ها یعنی از آنچه در خاطرشان می گذرد حتی اگر به زبان نیاورند، مطلع است. و هیچ مطلبی از انسان از خدا پوشیده نیست.

    البته برخی آنچنان آلوده می شوند که خدا به آنها توجهی نمی کند هر چند به آنها علم دارد.

  • پرسش:سلام  در پاسخ سوال دانش اموز که ميپرسه خدا چجوري به وجود امده و ايا زن است يا مرد چه پاسخي بديم که قانع کننده باشه؟

    پاسخ :

  • محمداسماعیل نوری زنجانی

    سیمرغ فهم هیچکس از انبیا نرفت
    آنجا که تو به بال کرامت پریده‌ای
    هر یک به قدر خویش به جایی رسیده‌اند
    آنجا که جای نیست به جایی رسیده‌ای
    اشاره

  •  پاسخ : گواهى گفتارى به دو شكل مى تواند باشد :

    ۱ . وحى و الهام . خداوند متعال مى تواند پيامبر بودن يك نفر را براى مردم ، اعلام كند و به واسطه وحى و الهام ، بر نبوّت او گواهى دهد ؛ منتها كمك گرفتن از اين طريقه ، زمانى ميسّر است كه استعداد دريافت وحى و الهام ، در مردم فراهم باشد.

  •  پاسخ : گواهى رفتارى نيز مى تواند به دو شكل باشد :

    ۱ . معجزه . يعنى كارى كه نشان دهد مدّعى نبوّت با خداى متعال ، ارتباط دارد. به همين دليل است كه قرآن كريم ، از اين كار به «آيه» و «بيّنه» تعبير مى كند؛ مانند افكندن عصا و تبديل آن به اژدها و زنده كردن مُردگان.

  • این گزاره، غلط است. و تناقض در درون آن نهفته است. و اگر کسی گمان می کند که می تواند عدم خدا را تصور کند، به این دلیل است که او مفهوم خدا را اصلا درنیافته است. و اگر خدا را درست متوجه می شد، هرگز نمی توانست عدم او را تصور کند.

  • اگر آب هزاران سال از ارتفاع به پایین سقوط کند، هیچ کس مدعی تکامل آب نمی شود. همان گونه که اگر هزاران سال بخار آب از پایین به بالا صعود کند، کسی مدعی تکامل بخار نمی شود. اما اگر جسم سنگینی مانند فلزات، در یک سطح هموار، شروع به حرکت بکند، این سوال مطرح می شود که چگونه این جسم خلاف مقتضیات اولیه خود حرکت کرده است! و طبعا اگر دلیل این حرکت در خود او باشد، می توان مدعی تکامل آن شد.

  • میزان وسعت نگاهها، ما را به جوابهای متفاوتی برای این سوال می رساند!آن کس که پرخوری می کند و از غذاهای مضر پرهیز نمی کند، اگر نگاهش محدود به همان لحظات خوردن باشد، چیزی جز لذت و خوشی نمی بیند. اما اگر نگاهش را وسیع تر سازد، آن لذت، برایش به صورت ضرر و زیان بزرگ به تصویر در می آید.

  • عبادت خدای متعال با انگیزه های متفاوتی انجام می شود. حضرت علی (ع) می فرمایند: گروهى، خدا را به شوق بهشت مى‏پرستند، این عبادت بازرگانان است و گروهى خدا را از ترس عذاب او مى‏پرستند، این عبادت بردگان است. و گروهى خدا را براى سپاس او مى‏پرستند، این عبادت آزادگان است.

  • شکی نیست که خواندن "من دون الله" جایز نیست و قرآن کسانی که "من دون الله" را می خوانند مذمت می کند.

  • شاید توکل به خدا این گونه فهمیده شده است که کاری از کارهای خود را به خدای متعال واگذار می کنیم و خدا نیز آن کار را برای ما انجام می دهد. همان گونه که مثلا به جای حضور در دادگاه، کسی را وکیل کرده و کارهای خود را به او واگذار می کنیم و خودمان دیگر هیچ اقدامی انجام نمی دهیم!

  • ـمـاز خـواندن به طرف قبله , نه از اين جهت است كه خداوند مكان يا جهت معينى دارد - همان طـور كـه قرآن در ضمن آيات مربوط به قبله مخصوصا در دو مورد به اين حقيقت تصريح كرده و مى فرمايد : و للّه المشرق و المغرب فاينما تولوا فثم وجه اللّه مشرق و مغرب از آن خداست و به هر سو رو كنيد , خدا آنجاست . ودر آيه ديگر مى گويد : قل للّه المشرق و المغرب بگو مشرق و مغرب از آن خداست .

  • سرزمين مكّه به خصوص خانه كعبه داراى شرافت و قداست مخصوص است و از روزگاران قديم عبادتگاه مرد به ويژه پيامبران بزرگ بوده است. اين خانه به فرمان پروردگار به دست پيغمبر عظيم الشّأن حضرت ابراهيم بنياد شده است. مسلمانان نماز را به سوى مى خوانند، زيرا اين امر الهى است. در قرآن خوانيم: «....فَوّلِ وَجْهَكَ شَطْرَ اَلْمَسْجِدَ الْحَرامِ بقره144; پس روى خود را به سوى مسجد الحرام برگدان».

  • پس از پذيرش اسلام و قرآن به عنوان دين و كتاب الهي درمي‏يابيم كه در قرآن و نيز كلمات انبياي الهي و پيشوايان تاكيد وافري بر اقامه نماز شده
    است. همچنين نماز داراي جايگاه ويژه‏اي در اديان الهي است و در طول تاريخ قرآن داراي سيستمي ترتيبي جهت نيل آدمي به مراتب كمال است كه از
    جمله آنها اقامه نماز مي‏باشد.

  • واژه «بداء» در لغت عرب، به معناى ظهور و آشكار شدن است، و در خدای متعال هرگز با پشیمانی ارتباطی ندارد.خدای متعال با حضرت موسی (ع) قراری ۳۰ روزه در کوه طور می گذارد. اما این قرار را ۱۰ روز تمدید کرده و آن را ۴۰ روزه می کند:«وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ میقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعینَ لَیْلَةً[اعراف/۱۴۲] و ما با موسى، سى شب وعده گذاشتیم سپس آن را با ده شب (دیگر) تكمیل نمودیم به این ترتیب، میعاد پروردگارش (با او)، چهل شب تمام شد.»

  • باید بگوییم که خدای متعال جزئی از چرخه هستی به مثابه علل دیگر هستی نیست. و چنین تفکری کاملا اشتباه است. مشکل معرفتی جامعه غرب درباره خدا به عدم فهم همین مساله باز می گردد. آنها خدای متعال را جزئی از این چرخه می دیدند. بنابراین با یافتن حلقه های این چرخه، هر چه می گذشت جای خدا تنگ تر می شد. و در نهایت روزی رسید که خدای ذهنی آنها به طور کلی بازنشسته شد! چون دیگر هیچ جای چرخه معضل حل نشدنی نبود. و اگر هم قسمتی از چرخه یافت نشده بود، روشن شده بود که می توانند در آینده آن بخش چرخه را نیز بفهمند.

  • تجلی به معنای ظاهر شدن و آشکار گشتن است. پس قبل از هر چیز باید دقت کنیم که معنای تجلی خدای متعال، در یک انسان، حلول خدا در انسان نیست. چون یک موجود بی نهایت نمی تواند در یک موجود محدود، حلول کند و حلول خدا در هر چیزی، یک اندیشه واضح البطلان است.

  • انسان موجودی مرکب از جسم و روح است. و برنامه زندگی او نیز ابعاد مختلف جسمانی و معنوی دارد. مثلا در نماز، باید افعال فیزیکی خاصی به نام رکوع و سجده انجام داد و در عین حال باید مراقب جهت معنوی نماز نیز بود و حضور قلب را برای نماز ایجاد نمود. طبیعتا کسی که تنها به یک جهت بپردازد، از نتیجه این عمل محروم خواهد ماند. به همین خاطر نماز بی حضور قلب، و محدود در افعال فیزیکی ارزشی ندارد. از همین رو پیامبر مکرم اسلام (ص) می فرمایند: از نماز همان مقدارى كه حضور قلب داشته نصیب اوست.