دین و فرهنگ

  • بسيار برتر؛ بسيار رفيع القدر. و آن صيغه مبالغه است.آن جمعا يازده بار در قرآن مجيد آمده است . هشت بار در وصف خداى تعالى . يكدفعه درباره قرآن . كبار در وصف نام نيك يا شريعت پيامبران . و يكبار درباره مكان ادريس عليه السّلام .

  • بشر در این جا مراد هر فردی است که ممکن است در پاک بودن دامان حضرت مریم(س) شک داشته و لذا از او سؤال کند که این فرزند را از کجا آورده ای؟ حضرت زکریا(ع) که به پاکی مریم(س) اطمینان دارد و خود حضرت عیسی(ع) هم که این سؤال را از مادرش نمی پرسد.

  • دعوت به تقوای الهی که در کلام لوط (ع) آمده، تنها با امر الهی ازدواج سازگار است و با منکری چون زنا هیچگونه سازگاری ندارد.

  • از منظر قران کريم، امتيازات مادی و طبيعی و اعتباری اگر چه مايه اختلاف هست اما ملاک برترى انسانی بر انسان ديگر و فضیلت قومي بر قوم ديگر نمی باشد؛ قرآن کریم ملاک برتری نزد پروردگار سبحان را «تقوا» معرفي مي کند.

  • در قرآن آياتي مربوط به درياها و اقيانوسها وجود دارد كه بحث هاي زيادي هم در اين مورد صورت گرفته است . با توجه به سوال پیش آمده که درباره دریا و اعماق دريا مي باشد توضيحاتي رو خدمتتون عرض مي كنيم.

  • از امام صادق(ع) روایتی نقل شده كه حضرت منظور از اسماء را نام كوه‌ها، دره‌ها، بیابان‌ها، و حتی نام فرش زیر پای خود، می‌دانند.خداوند به آدم علم اسرار آفرینش را آموخت تا از اسرار معنوی و مادی آنها آگاه شود، تمام موجودات را بشناسد، و نام همه را بداند و حتی از خواص آن مطلع باشد. استعداد نام گذاری اشیاء را به او ارزانی داشت تا بتواند اشیاء را نام گذاری كند.

  • قرآن کریم فرموده است نور ماه و خورشید در میان طبقات آسمان است. نه اینکه خود ماه و خورشید در همه طبقات باشد. وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُورًا وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجًا.و ماه را در ميان آنها(طبقات آسمانها) مايه روشنائي، و خورشيد را چراغ فروزاني قرار داد.آیا وقتی میگوییم خورشید خانه های ما را روشن میکند معنایش این است که خورشید در داخل خانه های ما است؟

  • در قرآن كريم به اين كه تاريخ آفرينش جهان چه زماني بوده است اشاره اي نشده است،چرا كه قرآن به بيان جزئیات نمی پردازد مگر در جایی كه هدف خاصی را تعقیب می‌كند،و اين اختصاص به بيان حوادث تاريخي ندارد،بلكه در مسائلي همچون نماز و روزه و ديگر عبادات و مسائل اجتماعي هم اينگونه است.

  • البته این سخن به این معنا نیست که اراده الهی به تغییر این کتب آسمانی تعلّق گرفته، بلکه بدین معنا است که انسان ها با اختیار خود می توانند باعث تحریف کتب آسمانی شوند و خداوند مانع این کار نمی شود، اراده خداوند گزاف نیست، بلکه اراده او طبق مصلحت و حکمت جریان می یابد.

  • همه پیامبران برای اثبات حقانیت خویش و اینکه نماینده خدا هستند لازم بوده دلیلی ارائه کنند، که اگر چنین نکنند تبلیغ دین خدا ممکن نخواهد بود، طبیعی است کسی که ادعای نماینده خدا بودن بنماید و دلیلی ارائه نکند متهم به کذب خواهد شد و برای دفاع از این اتهام باید معجزه داشته باشد.
    دشمنان پیامبران، غیر از اتهام کذب آنان را به سحر و جنون نیز متهم می ساختند،

  • برای اثبات آسمانی بودن قرآن مباحث گوناگونی مطرح است که اکثر آنها در همین سایت بحث شده است، با مراجعه به انجمن قرآن و اثبات اعجاز، مقصود حاصل خواهد شدپاسخ به سؤال دوم شما:تضاد عقل و قرآن چند نکته را مد نظر داشته باشید، بحثی اگر بود بفرمائید.۱- حجت دو نوع داریم:
    ظاهری و باطنی.

  • عذاب ابدي شامل کساني مي شود که در مقابل حق گردن کشی کرده و راه حق را بر روی خود دیگران بسته اند . اینها با اینکه می دانستند خدایی هست و حجّت بر آنها تمام شده بود باز ایمان نیاوردند ؛ و نه تنها ایمان نیاوردند در مقابل خدا صف آرایی کرده و راه حق را بر روی مردم بستند ؛ نظیر ابلیس که از روی علم و از سر عناد با خدا ، راه حق را بر مردم می بندد یا مثل ابن ملجم که با کشتن امیر المو منین (ع) تمام بشریت را از هدایت آن حضرت محروم کرد

  • شواهد و قرائن فراواني كه پيش رو داريم نشان مي‌دهد كه اكثريت قاطع سور قرآن يكباره و دفعتاً نازل شده است؛ هر « بسمله» اي كه نازل مي‌شد سوره نويني پايه‌گذاري مي‌كرد كه آيات نازله بعدي را در خود جاي مي‌داد.ابن عباس مي‌گويد:« هر گاه بسمله‌اي نازل مي‌شد، ‌پيغمبر (صلی الله علیه واله) و اصحاب ، متوجه پايان سوره قبلي و آغاز سوره ديگر مي‌شدند»۱

  • منابع احكام اسلامي تنها قرآن نيست و سنّت‌، عقل و اجماع را نيز شامل مي‌شود و بحث تفصيلي آن‌ها در علم اصول مطرح شده است.
    پس منابع اسنباط احكام چهار چيز مي باشد:۱ـ كتاب الله . ۲ـ سنت معصومین ( ع ). ۳ـ اجماع . ۴ـ عقل. حال انشاالله توضيحات مختصری در اين مورد خدمتتان عرض ميكنيم:

  • "وَ قالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ": تعبير به نسوه فرمود و نفرمود نساء المدينة، براى اين كه جميع زنهاى مدينه نگفته بودند، بلكه اطلاعى نداشتند. زنهاى اعيان كشورى و لشگرى كه با زليخا رفت و آمد داشتند و معاشرت مي كردند و آشنا بودند خبر پيدا كردند.و تعبير به قال و نفرمود قالت، براى اين ست كه فاعلش ظاهر است نه مضمر،

  • مفسرين و صاحب‌نظران در ادبيات، در مورد اين مطلب احتمالات متعددي داده‌اند از جمله گفته شده است:۱. "سمع" چون "اسم جنس" است بر قليل و كثير دلالت مي‌كند بنابراين لازم نبود كه ديگر، جمع آورده شود.۲. برخي گفته‌اند: "سمع" مصدر است و مصدر چون جمع بسته نمي‌شود، بر جمع و مفرد هر دو دلالت مي‌كند.

  • انكار قيامت به انكار خدا نيز بازمى‏گردد، زيرا چگونه ممكن است خداوند عادل و حكيم مردم اين جهان را در شرائطى كه مى‏بينيم به حال خود رها كند، و جهان ديگرى در كار نباشد، اين نه با حكمت او سازگار است و نه با عدالتش.از همه گذشته چون بحث در آيه از پاداش و كيفر است تناسب با مساله آخرت و دادگاه عدل پروردگار دارد.(۲)

  • اگر انسان به دنبال عمل نيك باشد، نتيجه آن، روشن‏بينى و توفيق و هدايت بيشتر به سوى خدا و انجام اعمال بهتر است:
    «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً»؛ اگر پرهيزگارى پيشه كنيد خداوند حس تشخيص حق از باطل را در شما زنده مى‏كند و به شما روشن‏بينى عطا مى‏فرمايد. (۴)و اگر انسان به دنبال زشتيها برود، تاريكى و تيرگى قلبش افزون مى‏گردد، و به سوى گناه بيشترى سوق داده مى‏شود، و گاه تا سر حد انكار خداوند مى‏رسند

  • بين انسان و خدايى كه داراى اسماى حسنى است، رابطة وجودى برقرار است و اين رابطة وجودى هم با شعور و آگاهى او همراه است يعنى انسان فطرتاً خدابين و خداطلب است، به طورى كه اگر او را آزاد بگذارند دينى غير از اسلام را نمى‏پذيرد و هر چه غير از اسلام باشد تحميل شيطان مى‏داند.
    شاهد اين مطلب آن است كه قرآن كريم، خدا را به عنوان هستى محض و بى‏نياز مطلق معرفى مى‏كند

  • اولا : دين از ديدگاه قران كريم فطري است و هر انساني فطرتا دين دار است منتهي برخي فطرت خويش را دفن مي كنند و برخي بر همان فطرت خود باقي مي مانند .« فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها لاتبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم و لکن اکثر الناس لایعلمون» (۱) پس روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن این فطرتی است که خداوند انسانها را بر آن آفریده

  • پیامبر اسلام آخرین فرستاده خداوند و خاتم پیامبران است. دین و آیین پیامبر ، دین و آیینی جاودانه است و مختص به گروه و ملت خاصی و یا زمان خاصی نیست.آیین جاودانه ، نیاز به معجزه هایی جاودانه دارد تا در هر زمانی برهان قاطع نبوت باشد.قرآن ، معجزه جاویدان پیامبر است که پس از نزولش از ساحت قدس الهی تا انقراض عالم اعجاز آن باقی خواهد ماند.

  • فحص‌ در آيات‌ قرآن‌ و تفاسير و همچنين‌ كتب‌ فقهي‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ از جانب‌ برخي‌ مفسران‌ و فقيهان‌ حداكثر از چهار آيه‌ مجازات‌ شرعي‌ زندان‌ استظهار شده‌ است‌ .اول ‌: جـزاي‌ محارب‌« انما جزاوا الذين‌ يحاربون ‌الله‌ و رسوله‌ و يسعون‌ في‌الارض‌ فسادا ان‌ يقتلوا او يصلبوا او تقطع‌ ايديهم‌ و ارجلهم‌ من‌ خلاف‌ او ينفوا من‌ الارض‌ ذلك‌ لهم‌ خزي‌ في‌الدنيا و لهم‌ في‌ الاخر عذاب‌ عظيم‌ » ( ۱ ) . جزاي‌ كساني‌ كه‌ با خدا و رسولش‌ محاربه‌ مي‌كنند و به‌ فساد در زمين‌ مي‌كوشند

  • در این که قرآن کتابی قابل فهم است و به زبان عربی روشن بیان شده و یادآور به فطریات و عقلیات است و با بیان موعظه گونه و نصیحت وار و با وعده و وعید به هدایت آدمیان همت گمارده، هیچ شکی نیست. قرآن کتاب معما نیست که فقط معما شناسان بتوانند آن را بفهمند و کتاب تخصصی علمی هم نیست که عموم مردم و غیر متخصصان با مراجعه مستقیم به او هیچ بهره ای نگیرند و جز مراجعه به اهل تخصص برای فهم آن راهی نداشته باشند.

  • در این که قرآن کتابی قابل فهم است و به زبان عربی روشن بیان شده و یادآور به فطریات و عقلیات است و با بیان موعظه گونه و نصیحت وار و با وعده و وعید به هدایت آدمیان همت گمارده، هیچ شکی نیست. قرآن کتاب معما نیست که فقط معما شناسان بتوانند آن را بفهمند و کتاب تخصصی علمی هم نیست که عموم مردم و غیر متخصصان با مراجعه مستقیم به او هیچ بهره ای نگیرند و جز مراجعه به اهل تخصص برای فهم آن راهی نداشته باشند.

  • از آن جا که روح، ساختمانی مغایر با ساختمان ماده دارد و اصول حاکم بر آن غیر از اصول حاکم بر ماده و خواص فیزیکی و شیمیایی آن است، پیامبر (ص) مأمور می‏شود در یک جمله کوتاه و پر معنی بگوید: "روح از عالم امر است؛ یعنی خلقتی اسرارآمیز دارد. (۲)این که گفته شد روح از عالم امر است، معنایش این است که روح، موجود مجرد است و در پیدایش متوقف بر ماده و مادیات نیست، بلکه با امر و مشیت الهی دفعتاً موجود می‏شود

  • کلمه "دابه" به معنی "جنبندگان"، و کلمه "فیهما" به وجود موجودات زنده در کرات دیگر تصریح می کند.از نكات قابل ملاحظه‏اى كه از اين آيه استفاده مى‏شود اين است كه دلالت بر وجود انواع موجودات زنده در آسمانها دارد، گرچه هنوز دانشمندان به صورت قاطعى در اين زمينه قضاوت نمى‏كنند، همين قدر سربسته مى‏گويند: در ميان كواكب آسمان به احتمال قوى ستارگان زيادى هستند كه داراى موجودات زنده‏اند.

  • ۱. اثبات معجزه بودن قرآن کافی است تا نشان دهد قرآن از طرف خداست. توجه داشته باشید که بقیه کلمات پیامبر معجزه نیست. این تفاوت به چه خاطر است؟!در این باره مطالب بسیاری نوشته شده است که می توانید نمونه ای از این مباحث را در ترجمه تفسیر المیزان، ج۱، ص۹۴ به بعد مشاهده کنید.

  • توجه داشته باشید كه پیامبر اكرم(ص) در اواخر عمر شریف خود دستور نوشتن قرآن هایی با خط بهتر، و بر اساس متن و قرائت صحیح آن، و با نظم و ترتیب آیات سوره ها را دادند.چون این كار با نظارت حضرتش بوده، به طور قطع این تدوین بر متن صحیح و متقن قرآن و دقیقا مطابق همان قرائتی بوده كه توسط جبرئیل(ع) نازل شده است.

  • كتاب هاى آسمانى در مسائل اصولى با يك ديگر هماهنگى دارند و در پى تربيت و تكامل انسانند، ولى در مسائل ديگر به مقتضاى تكامل تدريجى بشر، باهم تفاوت هايى دارند و هر آيين تازه، مرحله بالاترى را مى پيمايد و برنامه جامع ترى دارد.[ناصر مكارم شيرازى، تفسير نمونه، ج ۴، ص ۴۰۱] در اين جا به برخى از تفاوت هاى قرآن كريم با كتاب تورات و انجيل اشاره مى شود:

  • ۱. در روایت سوره الرحمن ،عروس قرآن معرفی شده است.وَ رُوِيَ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع عَنْ آبَائِهِ عَنْهُ قَالَ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَرُوسٌ وَ عَرُوسُ الْقُرْآنِ سُورَةُ الرَّحْمَنِ جَلَّ ذِكْرُهُ ؛براى هر چيزى عروسى است ، و عروس قرآن سوره الرحمن است.(۱)علت اینکه سوره مبارکه الرحمان به عروس قرآن تشبیه شده است

  • آیات قرآن پیرامون خلقت حیوانات را در چند دسته می توان قرار داد:۱. دسته ای از آیات که در آن ها به صورت کلی به خلقت آنچه در آسمان و زمین است ، اشاره شده است. مانند:الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ .....﴿۱) همان كسى كه آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش روز آفريد ....

  • نام مشهور هفدهمین سوره قرآن ، بنى اسرائيل است و نام هاى ديگرى نيز از قبيل اسراء و سبحان دارد.روشن است كه هر يك از اين نامها به تناسب مطالبى است كه در اين سوره در رابطه با آن وجود دارد.اگر نام بنى اسرائيل بر آن گذارده شده به خاطر آنست كه بخش قابل ملاحظه اى در آغاز و پايان اين سوره پيرامون بنى اسرائيل است .

  • کلمه ارض ۴۴۶ بار در قرآن آمده است.(قاموس قرآن ، بیان می کند که ارض ۴۶۱ بار در قرآن آمد است !!) اما هميشه بلفظ مفرد، در روايت و نهج البلاغه بلفظ جمع ( ارضون، ارضين) نيز آمده است.(۱)درست است که " ارض " در تمام قرآن به صورت مفرد آمده و به صورت جمع نیامده است اما در یک آیه از آیات قرآن به هفت زمین اشاره شده است.

  • در قرآن كريم برای زنان بهشتى )حوریه های بهشتی( ویژگی هایی ذکر شده است که عبارتند از :۱- پاکی و پاکیزگی : وَ لَهُمْ فِيها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فِيها خالِدُونَ (۱)؛ وَ أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ (۲) ؛ لَهُمْ فِيها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ ... (۳)همسران آن جهان ، بر خلاف بسيارى از زيبا رويان اين جهان هيچ نقطه تاريك و منفى در جسم و جان آنها نيست و از هر عيب و نقصى پاك و پاكيزه اند.(۴(

  • عد از اينکه نفس از بدن مادي جدا شد(موت تحقّق يافت)، نفس در عالم برزخ با بدني برزخي که اصطلاحاً آن را« بدن مثالي» مي گويند به حيات خود ادامه مي دهد. بدن مثالي، موجودي غيرمادي و در واقع باطن بدن مادي است. اين بدن در زمان حيات دنيوي متّحد با بدن مادي است و قوام بدن مادي به همين بدن است و در واقع تدبير نفس بر بدن به واسطه ی همين بدن مثالي است.

  • از مصادیق تجسس حرام ، استماع مکالمات غیرعلنی اشخاص است که مشمول حکم آیه دوازدهم سوره حجرات و احادیث مربوط به آن می گردد. در حدیث ، کسی که به رغم خواست افراد به گفتگوی آنان گوش دهد نکوهش شده و جزایش در روز قیامت ، ریختن سرب گداخته در گوش وی ذکر گردیده است .(۱) در اصل ۲۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز انواع تجسس ، از جمله ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی و استراق سمع ، ممنوع شده است .

  • از آنجا كه ما اعتقاد داريم خداوند صادق بوده و جز كلام راست و درست سخني نمي گويد و هر چه مي گويد حق و صحيح مي باشد, اگر اثبات كنيم كه تمام مطالب قرآن از سوي خداوند متعال بوده و هر اكنون نيز آنچه به نام قرآن در دسترس همگان است , همان قرآني مي باشد كه از سوي خداوند نازل گشته و هيچ عنصر غيرخدايي چه به عمد و چه به خطا در آن راه نيافته است , مي توانيم اثبات كنيم كه تمام مطالب قرآن حق و صحيح است .

  • واست خداوند متعال "يرزق من يشأ" جزافي نيست‌; بلكه گشايش و تنگي روزي نيز، روي عللي است كه خدا به بندگان دانا و به صلاح آنان آگاه‌تر است‌. به بعضي افراد به جهت برخي اعمالشان روزي فراوان و به بعضي به سبب عمل‌هايشان (مانند تنبلي‌، قطع رحم و...) روزي كمتر مي‌دهد. برخي را جهت آزمايش‌، روزي فراوان عطا مي‌كند و در كار و زندگيشان گشايش مي‌دهد و برخي را جهت آزمايش‌، روزي كم مي‌دهد

  • موضوع اعتقاد به سعد يا نحس بودن برخي ايام، در ميان بسياري از مردم رواج دارد؛ به گونه‏اي كه گاه موجب عكس ‏العمل عمومي در ميان مردم مي‏شود. مانند نحس بودن عدد ۱۳، كه بسياري از مردم را به خروج از شهر و ترك خانه‏ها در آن روز مي‏ كشاند؛ در حالي كه چنين اعتقادي جز خرافه منشأ ديگري نداشت.مفسر و فيلسوف بزرگ جهان اسلام علامه طباطبايي در تفسير الميزان، درباره سعد و نحسِ ايام، سخناني دارد

  • این که گفته شود قرآن چون به زبان عربی است پس برای کسانی که عرب زبان نیستند فایده ندارد، حرفی اشتباه و ناصحیح است. چند نکته:۱. قرآن به هر زبانی نازل می شد، بالاخره دیگرانی بودند که زبانشان متفاوت بود، پس باز هم این سؤال مطرح می شد.

  • ۱.علت این که خداوند در قرآن کریم از ضمیر مذکر برای خودش استفاده نموده این است که قرآن به زبان عربی نازل شده است، و در زبان عربی برای موجودی که مؤنث نباشد، ضمیر مذکر بکار می رود، ولو مذکر هم نبوده باشد.همچنان که در این زبان در حال تردید، ضمائر و اسماء اشاره، به شکل مذکر می آید.

  • اقسام سه گانه نسخ:۱. نسخ در تلاوت، نه در حكم:آياتي بوده که تلاوت آن نسخ شده و اکنون در قرآن نيست، ولي حكم آن ميان مسلمانان جاري است. اين قسم يقيناً باطل است.۲. نسخ در تلاوت و حكم:یعنی هم تلاوت آیه ساقط شده و ديگر در قرآن نيست و هم حكمش نسخ شده است. اين گونه نيز باطل است.

  • "سدرة" (بر وزن حرفة) مطابق آنچه غالبا مفسران علماى لغت گفته‏اند درختى است پر برگ و پر سايه، و تعبير به "سِدْرَةِ الْمُنْتَهى‏" اشاره به درخت پر برگ و پر سايه‏اى است كه در اوج آسمانها، در منتها اليه عروج فرشتگان و ارواح شهداء، و علوم انبياء، و اعمال انسانها قرار گرفته، جايى كه ملائكه پروردگار از آن فراتر نمى‏روند، و جبرئيل نيز در سفر معراج به هنگامى كه به آن رسيد متوقف شد.

  • و ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى و شايد انديشه كنند! (۱)اين آيه دلالت دارد بر حجيت قول رسول خدا (ص) در بيان آيات قرآن و تفسير آن، چه آن آياتى كه نسبت به مدلول خود صراحت دارند و چه آنهايى كه ظهور دارند، و چه آنهايى كه متشابهند، و چه آنهايى كه مربوط به اسرار الهى هستند، بيان و تفسير رسول خدا (ص) در همه آنها حجت است. (۲)

  • درباره مجموعه این آیات به طور کلی دو دیدگاه در میان قرآن پژوهان وجود دارد. گروه اول معنای ظاهری و لغوی کلمات آیات را می پذیرد اما گروه دوم این آیات را از باب تمثیل و تشبیه دانسته و معنای دیگری از آن برداشت می کند. اینک شرح بیشتر این دو نظریه:

  • براى به دست آوردن پاسخ جامع، بايد نظرى به انسان بيفكنيم ببينيم او چه دارد كه آسمانها و زمينها و كوه‏ها فاقد آنند؟! انسان موجودى است با استعداد فوق العاده كه مى‏تواند با استفاده از آن مصداق اتم"خليفة اللَّه" شود، مى‏تواند با كسب معرفت و تهذيب نفس و كمالات به اوج افتخار برسد، و از فرشتگان آسمان هم بگذرد.

  • «جرف» در زبان عربى به معناى «حاشيه» نهر و يا چاه است كه آب زير آن را خالى كرده باشد و «هار» به معناى شخص يا ساختمان سستى است كه در حال سقوط است.(۱)بنابراين مراد از اين دو كلمه به همراه «شفا»، لب پرتگاهى است كه مشرف به سقوط باشد.آيه ۱۰۹ و ۱۱۰ سوره توبه تمثيلى از اساس زندگى مؤمن و منافق است كه اولى مبتنى بر تقوى و رضوان الهى و بناى دومى بر تزلزل و ترديد است.

  • حقيقت شكر تنها تشكر زبانى يا گفتن الحمد لله و مانند آن نيست ، بلكه شكر داراى سه مرحله است نخستين مرحله آن است كه به دقت بينديشيم كه بخشنده نعمت كيست ؟ اين توجه و ايمان و آگاهى پايه اول شكر است ، و از آن كه بگذريم مرحله زبان فرا مى‏ رسد ، ولى از آن بالاتر مرحله عمل است ، شكر عملى آن است كه درست بينديشيم كه هر نعمتى براى چه هدفى به ما داده شده است آنرا در مورد خودش صرف كنيم

  • انسانها (در آغاز) همه امت واحدى بودند و در آن روز تضادى در ميان آنها وجود نداشت، زندگى بشر و اجتماع او ساده بود، فطرتها دست نخورده، و انگيزه‏هاى هوى و هوس و اختلاف و كشمكش در ميان آنها ناچيز بود.خدا را طبق فرمان فطرت مى‏پرستيدند و وظايف ساده خود را در پيشگاه او انجام مى‏دادند.

  • از آيات قرآن استفاده مى‏شود كه گروهى از منافقان نزد پيامبر آمدند و پس از بيان عذرهاى گوناگون و حتى سوگند خوردن، اجازه خواستند كه آنها را از شركت در ميدان"تبوك" معذور دارد، و پيامبر به اين عده اجازه داد.در اين كه عتاب و سرزنش فوق كه توأم با اعلام عفو پروردگار است دليل بر آن است كه اجازه پيامبر(ص) كار خلافى بوده، يا تنها "ترك اولى" بوده، و يا هيچ كدام، در ميان مفسران گفتگو است.

صفحه‌ها