اعتقادی

  • كتابت وحي پيش از هجرت و در دوران مكي آغاز شد . حدود 86 سوره قرآن كريم در دوران مكي نازل شده است لذا نياز به كاتباني كه وحي الهي را ثبت و ضبط نمايند ضروري بنظر مي رسد . (1)

  • در پاسخ به سوال شما بايد نكاتي را متذكر شد :1- از آياتي از قرآن كريم بر مي آيد كه در آسمانها نيز موجودات زنده وجود دارند :وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَثَّ فِيهِمَا مِن دَابَّةٍ وَهُوَ عَلَى جَمْعِهِمْ إِذَا يَشَاءُ قَدِيرٌ( شوري/ 29)و از نشانه‏ هاى [قدرت] اوست آفرينش آسمانها و زمين و آنچه از [انواع] جنبنده در ميان آن دو پراكنده است و او هرگاه بخواهد بر گردآوردن آنان تواناست .

  • در جواب در ابتدا براي روشن شدن مطلب، لازم است به چند نكته اشاره شود.1ـ معناي واجب: وجوب به معناي ثبوت است و واجب نيز چند گونه استعمال شده است.الف) واجب در مقابل ممكن.ب) فعلي كه اگر ترك شود ترك كننده استحقاق ملامت و مذمت دارد و اين هم دو قسم است.

  • از آنـجـا كـه اسـلام هـرگـز راه بازگشت را بر كسى نمى بندد، بلكه در هر فرصتى آلـودگان را تشويق به پاكسازى خويش و جبران اشتباهات گذشته مى كند، در اين آيه مى گويد: ((مـگـر كـسـانـى كـه بعد از آن توبه كنند و جبران نمايند (كه خداوند آنها را مى بخشد) زيرا خدا آمرزنده و مهربان است)) (الا الذين تابوا من بعدذلك واصلحوا فان اللّه غفور رحيم).

  • وثنيين قائلند غير از خدا اربابي دگر هستند ، كه امور عالم را تدبير مي‏كنند ، و ربوبيت و تدبير منسوب به ايشان است ، نه منسوب به خداي تعالي .پس در نظر وثنيت اين ارباب، مدبر امور هستند ، نتيجه‏اش هم اين است كه پس بايد در مقابل همين ارباب خاضع شد و آنها را عبادت كرد تا ما را از منافعي برخوردار و بلاها و ضررها را دفع كنند .

  • گوسفند و اوصاف خاص او، همچنین گم شدن و از دید چوپان مخفی شدنش بارها به عنوان تشبیه در ادبیات مختلف مردم بدان اشاره شده است، مثلا گمشتگی شیعیان در عصر غیبت تشیبه به گوسفند گمگشته شده است(1) اما اطلاق گوسفند بر انسان (و نه تشبیه به آن) فقط در انجیل و سائر مکتوبات منسوب به آن آمده است،

  • تنها راه رسیده به یقین قلبی، انصاف در پذیرش حق و در نتیجه عمل طبق حق است، به این معنا که مثلا اگر فهمید خداوند خالق است و خالق است که حق دارد امر و نهی نماید، باید برای خالق چنین حقی را قبول کرده و در نتیجه به امر و نهی حالق عمل نماید،

  • این سوال چنانچه از توضیحات آن بر می آید ، درمورد دایره قدرت خداوند و نیز قدرت عقل است و اینکه کدامیک بر دیگری مقدم است ؟ اما رابطه عقل و قدرت مطلق خدا چیست ؟ خداوند قادر مطلق است و جهان را (همچنین عقل را ) می آفریند

  • ابتدا نگاهی به معنای واجب الوجود داشته باشیم تا بعد مشخص شود که با تعدد قابل جمع هست یا نه ؟واجب الوجود یعنی موجودی که در وجودش نیاز به هیچ موجودی دیگری ندارد ، یعنی همه کمالات را دارد و هیچ نقصی ندارد .

  • مقدسات به مجموع اعتقادات و اموری که در دین دارای احترام و جایگاه ویژه ای هستند، اطلاق می شود . گاهی این مقدسات همان طور که گفته شد اعتقادات است ، گاهی شخصیت های خاصی هستند و گاهی اماکن یا زمان های خاصی .

  • ابتدا باید در مورد چگونگی روز قیامت ، مطالبی بیان شود تا یافتن پاسخ میسر شود . یکی از القاب روز قیامت "یوم تبلی السرائر " است یعنی روزی که در آن روز امور مخفی و پنهان آشکار می شوند و اعمال انسان ها چه آشکارا انجام داده باشند

  • نتائج بزرگ فتح المبين در اين دو آيه قسمتى از نتائج پر بركت ((فتح مبين )) (صلح حديبيه ) كه در آيه قبل آمده است تشريح شده مى فرمايد: هدف اين بود كه خداوند گناهان قبل و بعد تو را بيامرزد و نعمتش را بر تو تمام كند و تو را به راه راست هدايت فرمايد

  • اولا: ذات خداوند بسيط محض است و درون و بيروني ندارد تا ما مشخص كنيم اشياء درون خدا هستند يا خدا (نعوذ بالله) داخل اشياء ، خداوند موجودي است بسيط و هيچ تركيبي در ذات ندارد . بنابراين نه ما داخل خداييم و نه خداوند داخل اشياء!

  • خداوند متعال بر اساس رأفت و عطوفت خویش و بر مبنای رحمانیت و رحیم بودن که خداوند مهربان و بخشنده بر بندگانش است به انسان فرصت می دهد که از گناهان خود توبه کند و برگردد و به همین خاطر در این دنیا باب توبه را باز کرده و خودش را با نام تواب الرحیم معرفی کرده است

  • در پاسخ اين پرسش نيز بايد به چند نكته بپردازيم:الف - افرادى كه در سند اين حديث آمده‏اند ، يا ضعيف هستند و يا مجهول؛ مثلاً «عبدالوارث» نزد علماى رجال اهل سنت مردود است ، چون قَدَرى مسلك بوده‏است .

  • شب قدر به اين جهت "قدر" ناميده شده كه جميع مقدرات بندگان در تمام سال در آن شب تعيين مى شود، شاهد اين معنى سوره دخان است كه مى فرمايد:انا انزلناه فى ليلة مباركة انا كنا منذرين فيها يفرق كل امر حكيم

  • نظر به این كه به خاطر مصالحی، قوانین و احکام اسلام به تدریج نازل شده است، حکم وجوب روزه ماه رمضان، در روز دوم ماه شعبان سال دوم هجری بر مسلمانان نازل شد.1یکی از دلایل وجوب روزه نص قرآن کریم است:« یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام»؛ ای افرادی که ایمان آورده اید،

  • برای پاسخ این پرسش باید دید واژه رمضان از لحاظ لغوی و اصطلاحی به چه معنی است.
    واژه رمضان از ماده «رَمَض»است و «رَمَض» به معنای شدت تابش خورشید بر ریگ و مانند آن است.1 «ارض رمضا» به زمین تاخته از گرمی آفتاب گفته می شود.

  • تعبیر "ضیافه الله" تعبیری است که رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - در خطبه معروف شعبانیه خود در مورد ماه رمضان به کار برده اند. برای درک منظور حضرت از این تعبیر، ابتدا باید ببینیم اگر بر ما میهمانی وارد شود، به ویژه مهمانی که از او دعوت‏ به عمل آورده باشیم، با او چگونه رفتار می‏کنیم؟

  • در اينكه" ليلة القدر" در ماه رمضان است ترديدى نيست، چرا كه جمع ميان آيات قرآن همين معنى را اقتضا مى ‏كند، از يك سو مى‏ گويد: قرآن در ماه رمضان نازل شده (بقره/ 185) و از سوى ديگر مى ‏فرمايد: در شب قدر نازل گرديده (قدر/1).

  • بیان احوالات روز قیامت در قرآن کریم دارای ویژه گی های فراوانی است که به تناسب بحث به دو مورد آن اشاره می شود:او ل: آسمان و زمین روز قیامت غیر آسمان و زمین دنیاست:
    يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ، در آن روز كه اين زمين به زمين ديگر

  • خداوند سرمنشأ همه موجودات، تمام موجودات بهره وجودی خود را از او گرفتندو اگر در موردی شرّی می بینیم آن شر نسبی است، یعنی نسبت به موجودات دیگر معنای شر پیدا می کند، برای توضیح بیشتر خود شیطان را مثال می زنیم.

  • اگر به تعریف علم لدنی واقف شویم بهتر به پاسخ خواهیم رسید، علم لدنی ریشه قرآنی دارد، خداوند متعال درباره حضرت خضر می فرماید:فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً (در آن جا) بنده‏اى از بندگان ما را يافتند كه رحمت (و موهبت عظيمى) از سوى خود به او داده، و علم فراوانى از نزد خود به او آموخته بوديم.(1)

  • واژه تکبر برای خداوند یک بار در قرآن استعمال شده است:هُوَ اللَّهُ الَّذي لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ،و خدايى است كه معبودى جز او نيست، حاكم و مالك اصلى اوست

  • «كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنتُمْ أَمْوَاتاً فَأَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»موت عبارت از انتقال از حيات عالم دنيا به حیات عالم برزخ است.و در آيه شريفه به هر دو معنى اشاره شده است:«كُنْتُمْ أَمْواتاً» اشاره به موت به معنى عدم حيات است كه عبارت از دورانى است كه انسان جماد بوده و حس و حركتى نداشته،

  • برای اینکه تفاوت حمد وشکر را بدانیم بایستی به یک تفسیر معتبر مراجعه کنیم و تفسیر جوامع الجامع تالیف مرحوم طبرسی در این زمینه میتواند به ما کمک کند .الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ترجمه‏:ستايش مخصوص خداست كه پروردگار جهانيان است

  • خواهشمندم قبل از اینکه عجولانه قضاوت کنید به آیه ذیل و تفسیر آن دقت فرمایید!وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قالَ إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ (27)المائده
    ترجمه:داستان دو فرزند آدم را به حق بر آنها بخوان، هنگامى كه هر كدام عملى براى تقرب (به پروردگار) انجام دادند، اما از يكى پذيرفته شد و از ديگرى پذيرفته نشد

  • مومنین شدید ترین محبتشان برای خداست.(وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه‏...)(البقره 165)نخست مى ‏گويد:" بعضى از مردم معبودهايى غير خدا براى خود انتخاب مى ‏كنند

  • آنچه مسلم است اینکه خداوند نیازمند نیست و این ادعا با براهینی قابل اثبات است . زیرا خداوند موجودی است که دارای کمال مطلق است و نیازی به غیر خود ندارد .اما اینکه اگر خداوند دارای کمال مطلق است ونیازی به خلق ندارند ، چرا موجودات را آفریده است و چرا می خواهد ما او را بشناسیم ؟

  • نکته ای که باید در پاسخ به شما عرض شود این است که ما نباید در مورد معرفت به خداوند به نحو صفر و یک بیندیشیم به این معنا که یا معرفت به خداوند داریم یا نداریم . بلکه معرفت به خداوند دارای مراتب مختلفی است . اینکه اصل وجود خداوند را بدانیم و همچنین تا حدی از اوصاف و افعال خداوند آگاه باشیم و

  • خداوند در آياتي چند از قرآن كريم علل و عواملي را مطرح مي نمايد كه موجب پرده افكندن بر دل ، مهر دل و يا سخت شدن دل افراد مي شود .اين علل و عوامل عبارتند از :1- اعراض و رويگرداندن از حق :

  • خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:للذيـن احسنـوا الحسنـى و زياده و لايـرهق وجـوههم قتـر و لا ذله اولئك اصحاب الجنه هـم فيها خالدون والذيـن كسبوا السيئات جزاء سيئه بمثلها و ترهقهم ذله ما لهم مـن الله مـن عاصـم كـانما اغشيت وجـوههم قطعا مـن الليل مظلمـا اولئك اصحاب النار هم فيها خالدون.(یونس 26 و 27)

  • برای اینکه دستوری و یا حکمی مجوز عمل برای آن صادر شود لازم نیست که حتما درقرآن جزئیات آن ذکر شده باشد، چرا که ما در بین احکام و دستورات شرعی که بین شیعه و سنی اتفاقی هستند ، دستوراتی داریم که اصلا جزئیات آن درکلام الله مجید ذکر نشده است ،از جمله

  • امام علی(ع) می فرماید:«ترک الخطئیة اسیر من طلب التوبه: ترک گناه آسان‌ تر از توبه کردن است.»(1 )و این روایت نشان میده که توبه کردن خیلی هم آسان نیست و حتی از ترک گناه هم سخت‌تر است

  • داستان حضرت يوسف (ع) و زليخا از جهاتي با داستانها و جريانات عشقي ديگر متفاوت است لذا نميتوان اين جريان را با استناد به احساسات زليخا و عملكرد او در اين جريان نمادي از عشق به معناي حقيقي اش دانست

  • پیش از پاسخ به سوال شما مناسب است در رابطه با نام اسرائیل،مطلبی خدمت شما عرض کنم:
    این اسم دو بار در قرآن مجید آمده است، در سوره‌ی مریم که یکی از سوره‌های مکی است نام اسرائیل در باب ذکر شجره‌ی نبوت و شاخه‌هایی که از آدم و نوح و ابراهیم(ع) جدا شده‌اند آمده است.

  • شيطان مورد سؤال شما، همان است كه به علت تمرّد از فرمان الهي، از درگاه حق رانده شد، كه طبق نصّ قرآن از آتش آفريده شده(1) و نام او ابليس است. ابليس از طايفه جنيان است.جن مانند انسان موجودي مادي است كه داراي روح مي باشد.

  • «وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريد»بررسی لغوی:راغب گويد: وريد رگى است متّصل به كبد و قلب، و جريان خون در آن است.
    ناگفته نماند: رگهاى بدن را به شريان و وريد تقسيم كرده‏اند. شريان آنها است كه خون را از قلب به بدن مي برند، و وريد آنها است كه آن را از بدن به قلب باز مي گردانند.

  • در روایات یکی از ویژگی های مؤمن، حالت خوف و رجاء شمرده شده است.در روایتی از قول لقمان حکیم آمده: " مَنْ يُطِعِ اللّهَ خافَهُ، وَ مَنْ خافَهُ فَقَدْ أَحَبَّهُ، وَمَنْ أَحَبَّهُ اتَّبَعَ اَمْرَهُ، وَمَنِ اتَّبَعَ اَمْرَهُ اسْتَوْجَبَ جَنَّتَهُ وَمَرْضاتَهُ" هر كس خدا را اطاعت كند از او بترس

  • 1.قرآن کلام خداوند و خالق و آفریننده است، ولی حدیث، کلام انسان ها است، ولو انسان کامل و معصوم؛ لذا از نظر رتبه مسلم است که کلام الهی مقدم است.2. آن چه در قرآن هست، قطعی الصدور است یعنی قطع و یقین داریم که خداوند متعال چنین دستور و کلامی را فرموده است.

  • باید توجه داشت که مقامات انسان ها را خداوند می داند و طبق شایستگی آنها به آنها مقامات معنوی عنایت می کند . پیامبر و امامان نیز به سبب علمی که خداوند در اختیار آنها می گذارد می توانند از مقامات افراد آگاهی داشته باشند .

  • در مورد این سوال که دلیل اینکه هر ممکن الوجودی علت می خواهد چیست ، باید عرض شود که برای پاسخ به این سوال دو پاسخ می توان ارائه داد:
    اول اینکه قانون علیت بدیهی است و در هر علمی و به طور کلی در هر نظام فکری ای پیش فرض ها و اصول اولیه ای وجود دارد که در همان علم ثابت نمی شود

  • چنانچه قرآن را کتاب الله و معجزه بدانیم ، این کتاب پیامبر را اسوه حسنه می داند و مومنین را به پیروی از ایشان فرا می خواند . و همچنین پیامبر هم در موارد متعددی اهل بیت و خصوصا حضرت علی را به عنوان جانشین خود معرفی می کند

  • در تحقق اهداف ، شرایط مختلفی موثر است . اموری مانند تلاش و کوشش ، برنامه ریزی ، داشتن استعداد و ..... . یکی از اموری که حایز اهمیت است بحث توفیق الهی است که خداوند شرایط انجام عملی را به ما بدهد .

  • علم لدنّی، علمی است که خداوند بدون اکتساب بندگان، به آنان عطا می‏کند؛ یعنی، علومی که بدون استاد وتعلیم و تعلّم، خداوند به افراد عنایت می‏کند؛ مانند علم پیامبران و ائمه(ع) و بعضی از اولیا . اما اينكه آيا شامل علوم مادي هم مي شود ؟ بله علم لدني صرفا مختص امور معنوي نيست و شامل امور و علوم مادي هم مي شود .

  • تکبّر از باب تفعّل و به معنای تلبّس است، یعنی چیزی که شایسته و برازنده است، بزرگی خدا برازنده اوست، در واقع فقط او می توان نام خودش را بزرگ بنهد، بزرگی خدا از جمیع جهات اگر لحاظ شود تمامش بار مثبت خواهد بود.

  • اگر به تعریف علم لدنی واقف شویم بهتر به پاسخ خواهیم رسید، علم لدنی ریشه قرآنی دارد، خداوند متعال درباره حضرت خضر می فرماید:
    «فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً» (در آن جا) بنده‏اى از بندگان ما را يافتند كه رحمت (و موهبت عظيمى) از سوى خود به او داده، و علم فراوانى از نزد خود به او آموخته بوديم

  • احتمالا منظور از عشق در اینجا عشق دنیوی است نه آن محبتی که میان بنده و خدا وجود دارد(1) پس میتوان نتیجه گرفت که عشق (به معنای واقعی و همه جانبه خود) میان بنده و خدا وجود ندارد، بعنوان نمونه همین قاعده که استاد شهید مطرح کردند درباره خداوند صادق نیست، خداوند اگر معشوق باشد، عاشق خدا نمیتواند چیزی غیر خدا بخواهد.

  • دقت کنید، وقتی آسمان و زمین (که خاستگاه غالب تحولات مادی است) تغییر کند بسیاری از قوانین به تبع آن تغییر خواهد کرد، لذا در ادامه آیه صحبت از بروز و ظهور است، یعنی همه چیز آشکار می شود.

  • خداوند سرمنشأ همه موجودات، تمام موجودات بهره وجودی خود را از او گرفتند، تمام بدیهای عالم نیز از خرمن وجود خداوند موجودند، و اگر در موردی شرّی می بینیم آن شر نسبی است، یعنی نسبت به موجودات دیگر معنای شر پیدا می کند.

صفحه‌ها