ارتباط دختر و پسر

  • عشق جاذبه و کشش قلبی انسان به سوی کمال و جمال است. زیبایی یکی از کمالات است و زیبایی مطلق خدا است، پس در واقع عشق، کشش قلب انسان به سوی خدا است .عشق، انسان را از خودخواهی نجات داده و او را متوجه بیرون از وجود خود می‌کند. اگر عشق انسان به دیگری، خالی از هوای و هوس باشد نشانه‌ای از عشق به کمال مطلق است، ولی بین عشق و هوای نفس شهوت‌گرایی فرق است ما خیلی از جوانان این دو را با یکدیگر اشتباه می‌کنند. عشق، عامل تکامل بخش انسان و از جمله صفات والای آدمی است. اما هوای نفس عامل تباهی و سقوط انسان به شمار می‌رود.

  • به موضوعی در سؤال اشاره نمودید که بسیار حساس و مهم است و هر گونه تصمیم احساسی و بدون درایت و دوراندیشی، می‌تواند آثار و نتایج نامطلوبی در زندگی بر جای گذارد که تمام زندگی آینده‌تان را تحت الشعاع خود قرار دهد. ما به عنوان مشاور می‌توانیم تنها ابعاد مختلف این موضوع را برایتان روشن نماییم تا بهتر بتوانید تصمیم بگیرید اما تصمیم نهایی با خودتان است. ابتدا در مورد ماهیت این نوع عشق و علاقه‌ها بین دختران و پسران جوان سخن می‌گوییم: واقعیت آن است که در این نوع علاقه‌ها غالباً از نوع عشق‌های خیابانی یا دیدن در مجلس ،‌تماس تلفنی یا اینترنت یا هر چیز دیگر است.

  • چنین دوستی‌هایی با آسیب‌ها و خطرات و ناهنجاری‌های مختلف رو به رو است و آینده چنین دوستی‌هایی قابل پیش بینی نیست. غالباً با ادامه یافتن این نوع دوستی‌ها، مشکلات بسیاری به خصوص برای دختران فراهم می‌آورد. واقعیت آن است که غریزه جنسی از نیرومندترین غرایز در وجود انسان است که بسیاری از رفتارهای انسانی را شکل می دهد و به گونه های مختلف ظهور و بروز دارد. اسلام که یک مکتب جامع است و مى خواهد مردان و زنان مسلمان ،از یک طرف روحى آرام و اعصابى سالم و چشم و گوشى پاک داشته باشند تا بتوانند قله هاى رفیع انسانی و رستگارى را فتح نمایند .

  • استخاره به معنای طلب خیر است؛ یعنی انسان از خداوند بخواهد که او را به نیکی و خیر برساند. کلمة استخاره بعد ها به تفأل بر قرآن و انجام با تسبیح یا به نحو دیگر (استخاره ذات الرقاع) مصطلح شده است. مردم از استخاره عمل تفأل را می فهمند و متأسفانه بسیاری از ایشان نمی دانند که استخاره چیست و در چه مواقعی می بایست استخاره کرد! آیا اگر حکم استخاره خوب یا بد آمد، این حکم الزام آور است یا خیر؟ یعنی اگر کسی علیه نتیجة استخاره عمل کرد باید منتظر عواقب آن باشد یا آن که عواقبی در پی نخواهد داشت؟ خداوند انسان را عاقل آفرید که با کمک عقل بتواند از گمراهی و ظلمت نجات پیدا کند. عقل در تمام ابعاد زندگی چون چراغ هدایتی است که نورافشانی کرده و جهالت را از بین می برد.

  • اگر تمام اصول شرعی و قانونی رعایت شود منعی از ارتباط دختران و پسران نخواهد بود وآن چه ممنوع است ارتباط دختر وپسر در خارج از محدوده شرع و قانون است ، مانند دوستی های خیابانی و ... البته می پذیریم که در محیط های کوچک به دلیل اینکه هم دیگر را می شناسند محدودیت های زیادتری وجود دارد. وبعضی از پدر و مادر ها سخت گیری بیش تری می کنند. طبعا سخت گیری بیش از حد خانواده چندان مطلوب نیست و از نظرمدیران اجتماع نیز این مسئله باید مورد توجه قرار گیرد.

  • خداوند می‌فرماید: «یکی از آیات و نشانه‌های خداوند این است که از جنس خودتان، زوج‌تان را آفرید تا با هم انس گیرید و بین شما دوستی و مهربانی برقرار کرد و در این امر، آیات و نشانه‌های الهی برای کسانی است که تفکر و اندیشه کنند».(1) خواهر گرامی! همان گونه که در آیه آمده، دوستی و محبت انسان به جنس مخالف، از آیات و نشانه‌های خداوند دانسته شده است، بنابراین ازدواجی که در آن علاقه و محبت نباشد، فایده نداشته و ارزشمند نیست و پایدار نمی‌ماند. اما سخن در مورد عشق و علاقه پیش از ازدواج است. واقعیت آن است که قضاوت کردن در مورد علاقه و ارتباط دختر و پسر پیش از ازدواج کار آسانی نیست.

  • در نامه به خوبی به موضوع احساسی بودن دختر ها و دغل بازی پسر ها اشاره کرده اید و این واقعیتی است که شاید تنها از بخشی از آن آگاهی داشته باشید ، اما همین که این مسئله را دریافتید ، بسیار اهمیت دارد . چه بسیار دخترانی که فریب حرف های پسر ها را خورده و زود تسلیم آن ها می شوند و به دام می افتند و این موضوع اختصاص به شهری یا روستایی بودن ندارد . شما زود به این امر پی برده اید. متأسفانه برخی از رفتارهای تان ، مثل همان صحبت کردن اشتباه بود . مسئله هوس رانی و لاس زدن که اشاره کردید ، کاملا درست است .

  • همه انسان ها نیازمند به محبت هستند و این نیاز درزنان و دختران به جهت رقیق تر بودن حس عاطفه و احساس در آنها بیشتر است . به همین خاطر چون با انسان دیگر و به خصوص با جنس مخالف آشنا شوند ، احساس کشش و نیاز به او می کنند. در عین حال انسان ها در درون خود از نیروی عقل و خرد نیز برخوردار هستند و این موجب می شود که در برخورد با دیگران و به خصوص با جنس مخالف چارچوب هایی برای خود قرار دهد و با احتیاط و دور اندیشی عمل نماید. احساسات و عواطف اگر از حد و اندازه خود بگذرد خطر آفرین خواهد بود و به همین خاطرانسان باید آن را تعدیل نماید. از نظر اسلام روابط دوستی باید در چارچوب خاص و در حد اعتدال قرار گیرد، زیرا اگر از آن حد خارج شود، پیامدهای ناگواری دارد، که از جملة آن: ضربة روحی و مشکلات عاطفی پس از قطع رابطه است. امیرالمؤمنین(ع) می فرماید: "با دوست خود در حد اعتدال دوستی کن، زیرا ممکن است آن دوست روزی دشمن تو گردد. در دشمنی نیز معتدل باش، زیرا ممکن است دشمن روزی دوست تو شود".(1) البته طبیعت دوران بلوغ، عامل مؤثری در شکل گیری دوستی های افراطی است. شروع این دوستی حدود 12 و 13 سالگی و دوام آن حداکثر تا 18 سالگی است. پس از آن، احساسات فرو می نشیند و به اصطلاح تصفیه می گردد،(2) و رابطه منطقی تر می شود. برای رهایی از وابستگی به دوست و برخورد با دوستی افراطی به نکات زیر توجه داشته باشید:

  • به موضوعی در سؤال اشاره نمودید که بسیار حساس و مهم است و هر گونه تصمیم احساسی و بدون درایت و دوراندیشی، می‌تواند آثار و نتایج نامطلوبی در زندگی بر جای گذارد که تمام زندگی آینده‌تان را تحت الشعاع خود قرار دهد. ما به عنوان مشاور می‌توانیم تنها ابعاد مختلف این موضوع را برایتان روشن نماییم تا بهتر بتوانید تصمیم بگیرید اما تصمیم نهایی با خودتان است.

  • در پرسش دو مطلب مورد سؤال قرار گرفته است:‌ 1ـ حکم شرعى روابط دختر و پسر. 2ـ اگر روابط دختر و پسر ایراد شرعی دارد، دلیل و حکمت آن چیست؟ الف) بیان حکم شرعی: صحبت کردن مرد با زن نامحرم اگر با قصد لذت و شهوت نباشد،‌ مانعی ندارد،‌ ولى روابط دختر و پسرى که نامحرم هستند و نگاه کردن یا صحبت نمودن آن ها با قصد لذت جایز نیست. چنان که توقف نمودن و خلوت کردن آن ها در محیطى که محل رفت و آمد نیست، حرام مى باشد، اگر چه بانگاه کردن یا صحبت التذاذى همراه نباشد.

  • گناه هر چه باشد، با توبه پاک مى‏شود، عفو عمومى و فراگیر، پیام مهم آیه‏اى از قرآن مجید است: « قُلْ یا عِبادِىَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلىَ أَنْفُسِهِمْ لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَِْ اللهِ اًِّنَّ الله یَغْفِرُالُّذنُوبَ جَمِیعاً؛ بگواى بندگان من که بر خود ستم کرده‏اید! از رحمت خداوند نا امید نشوید که خدا همه گناهان را خواهد بخشید.»88 کسى که با نامحرم دوست بوده و گناهى مرتکب شده، اگر از کردار خود پشیمان و برترک آن مصمم باشد، گناهش بخشیده مى‏شود.

  • واقعیت آن است که غریزه جنسی از نیرومندترین غرایز در وجود انسان است که بسیاری از رفتارهای آدمی را شکل می‌دهد و به گونه‌های مختلف ظهور و بروز دارد. اسلام که یک مکتب جامع است و مى‌خواهد مردان و زنان مسلمان، از یک طرف روحى آرام و اعصابى سالم و چشم و گوشى پاک داشته باشند تا بتوانند قله‌هاى رفیع انسانی و رستگارى را فتح نمایند و از طرف دیگر به نیازهای غریزی و فطری خود نیز دست یابند، با حساسیت ویژه، اما واقع بینانه و لحاظ کردن طبیعت و امیال درونى و خواسته‌هاى نفسانى، قوانین و احکامى را جهت حفظ و نگه‌دارى فرد و جامعه در خط اعتدال و میانه روى وضع کرده، از جمله آن احکام، چگونگی ارتباط با جنس مخالف است.

  • در نامه به خوبی به موضوع احساسی بودن دختر ها و دغل بازی پسر ها اشاره کرده اید و این واقعیتی است که شاید تنها از بخشی از آن آگاهی داشته باشید ، اما همین که این مسئله را دریافتید ، بسیار اهمیت دارد . چه بسیار دخترانی که فریب حرف های پسر ها را خورده و زود تسلیم آن ها می شوند و به دام می افتند و این موضوع اختصاص به شهری یا روستایی بودن ندارد . شما زود به این امر پی برده اید. متأسفانه برخی از رفتارهای تان ، مثل همان صحبت کردن اشتباه بود . مسئله هوس رانی و لاس زدن که اشاره کردید ، کاملا درست است .

  • دوست داشتن جنس مخالف تا زمانی که به صورت عمل غیر شرعی ظاهر نشود، گناه نیست، اما ادامه این حالت ممکن است آثار نامطلوب اجتماعی و روانی برای انسان در پی داشته باشد، بنابر این لازم است در چنین صورتی، مسئله را به نوعی حل نماید و باقی ماندن بر این حالت پسندیده نیست. اگر دوستی پسر برخاسته از هوی وهوس نباشد و او را برای ازدواج و انتخاب همسر مناسب می‌داند و شرایط پسر برای ازدواج مناسب باشد، بهتر است این موضوع را به گونه‌ای به آگاهی شخص مورد نظر برساند تا اگر علاقه دو طرفه باشد، برای خواستگاری اقدام نماید اما اگر چنین نبود،‌ این مسئله پایان یابد. در ضمن انسان نباید بر اساس خواهش دل و هوای نفس رفتار نماید؛ زیرا موجب تضعیف اراده شده و در کارها انسان را از عمل مثبت و پرهیز از گناه باز می‌دارد.

  • این موضوع را نباید به خواستگارش بگوید، زیرا با این بیان خواستگار بدبین و بی‌اعتماد می‌شود و چه بسا از ازدواج پشیمان گردد. دلیلی ندارد انسان همه چیز را به خواستگارش بگوید. بعضی از مسائل باید به عنوان اسرار درونی حفظ کرد. اگر گناهی بوده، پشیمانی از گناه و طلب مغفرت از خدا کافی است.

  • علاقه داشتن به کسی یا عاشق او بودن تا زمانی که موجب بروز عمل غیر شرعی نشود، از نظر فقهی اشکال ندارد؛ اما استمرار این حالت، ممکن است آثار روانی و اجتماعی نامطلوبی داشته باشد. بنابر این بهتر است با این مسئله به صورت منطقی و معقول برخورد شود. اگر عشق و علاقه به جنس مخالف (پسر) باشد و او نیز به دختر علاقه‌مند باشد، تنها راه معقول و مشروع خواستگاری و ازدواج است. ادامه علاقه و عشق دو طرف، بدون در نظر داشتن مقررات شرعی، موجب بروز مشکلات فراوان برای هر دو طرف می‌شود، اما اگر علاقه یک طرفه باشد، مانند علاقه دختر به پسر که علاقه نداشته یا از آن بی‌خبر باشد حتى اگر علاقه مفرط نباشد و به صورت عشق به معنای اصطلاحی آن درنیاید، در صورت استمرار، از آسیب در امان نیست. اگرچه در این دوران، علاقه و محبت تا حدی طبیعی به نظر می‌رسد و پس از طی این دوران به تعادل می‌رسد، اما عدم کنترل احساس و عواطف در این دوران، موجب خارج شدن از حیطه اختیار آدمی می‌شود و انسان را به نتایجی که اشاره شد، سوق می‌دهد.

  • پرسش: پسری را دیدم که یک نگاه کرد و سری تکان داد و مرا کاملاً مجذوب کرد، به نوعی که اصلاً نمی‌خواهم او را از دست دهم. از طرف دیگر به شیک پوشی و عدم رعایت حجاب علاقه دارم، حال اگر از من بخواهد چنین نباشم، چه کنم؟ پاسخ: داستانی که نقل کردید، با خیلی از داستان‌ها تفاوت دارد. شنیدیم کسانی به جهت ایمانی که دارند و به حسابرسی اعمال اعتقاد دارند، نمی‌خواهند آداب دینی را ترک کنند، اما از آن طرف به کسی علاقه‌مند هستند که حجاب را نمی‌پسندند.

  • همه انسان ها نیازمند به محبت هستند و این نیاز در زنان و دختران به جهت رقیق تر بودن حس عاطفه و احساس در آنها بیشتر است . به همین خاطر چون با انسان دیگر و به خصوص با جنس مخالف آشنا شوند ، احساس کشش و نیاز به او می کنند. در عین حال انسان ها در درون خود از نیروی عقل و خرد نیز برخوردار هستند و این موجب می شود که در برخورد با دیگران و به خصوص با جنس مخالف چارچوب هایی برای خود قرار دهد و با احتیاط و دور اندیشی عمل نماید. احساسات و عواطف اگر از حد و اندازه خود بگذرد خطر آفرین خواهد بود و به همین خاطرانسان باید آن را تعدیل نماید. از نظر اسلام دوستی ها و علاقه نیز چارچوب خاصی دارد که اگر از آن چارچوب خارج شود، پیامدهای ناگواری دارد که از جملة آن ، ضربة روحی و مشکلات عاطفی پس از قطع دوستی است. البته طبیعت دوران بلوغ، عامل مؤثری در شکل گیری دوستی های افراطی است. شروع این دوستی حدود 12 و 13 سالگی و دوام آن حداکثر تا 18 سالگی است. پس از آن، احساسات فرو می نشیند و به اصطلاح تصفیه می گردد،(1)

  • اگر هدف از آشنایی و به دست آوردن دل پسر، ازدواج و تشکیل خانواده است، شما ویژگی‌ها، صفات، اخلاق و رفتار یک دختر متین و شخصیت‌مدار، با تقوا و مرتبط با خدا را داشته باش، خداوند زمینه ازدواج شما را با پسری همانند خودت فراهم می‌سازد، در این صورت هم متانت و وقار شما حفظ می‌شود وهم از فریب پسرهای هوسباز و چرب زبان در امان خواهی بود.

  • اسلام به طور کلی (خواه دختر و پسر یا زن و مرد نامحرم)به منظور حفظ عفت عمومی ،هر گونه ارتباط نامشروع با نامحرم اعم از سخن گفتن از روی شهوت، نگاه شهوت آمیز، تماس بدنی و عمل زناشویی را ممنوع کرده و بر حیا و عفت و پاکدامنی تأکید نموده است. پیامبر اکرم(ص) از سخن گفتن زن با مرد نامحرمی نهی کرد و فرمود: "هر مرد با زن نامحرمی دست دهد، دچار غضب الهی شود و هر کس با زن نامحرمی همراه شود و در جای خلوتی قرار گیرد، در زنجیری از آتش قرار خواهد گرفت".(1)

  • انسان، به ویژه جوان ونوجوان، به ارتباط اجتماعى نیازمند است؛ زیرا آدمى موجود اجتماعى است و ارتباط با دیگران پاسخ آن نیاز درونى به شمار مى‏آید. انتخاب همسالان و همکلاسى‏ها، مى‏تواند نشان دهنده درایت و تعقل فرد باشد و زمینه رشد فکرى و اجتماعى و علمى‏اش را فراهم آورد؛ به عبارت دیگر، ما از طریق ارتباط با دیگران و انتخاب دوست که به شکل‏گیرى شخصیت انسان مى‏انجامد، یکى از نیازهاى مهم زندگى خودرا برآورده مى‏سازیم.

  • درست است که ما همه از فرزندان آدم و حوا هستیم و خواهر و برادر محسوب می شویم ، اما این نباید دست آویزی برای گناه و معصیت و انجام ناهنجاری های فردی و اجتماعی شود. باید دانست از دیدگاه اسلام اگر رابطه دختر و پسر به صورت سخن گفتن باشد، اشکال ندارد، مگر آن که از روی لذت و شهوت باشد. سخن گفتن از روی شهوت و هوس ، مقدمه برای ارتباط های بعدی و روابط نامشروع می گردد.

  • همه انسان ها نیازمند به محبت هستند و این نیاز درزنان و دختران به جهت رقیق تر بودن حس عاطفه و احساس در آنها بیشتر است . به همین خاطر چون با انسان دیگر و به خصوص با جنس مخالف آشنا شوند ، احساس کشش و نیاز به او می کنند. در عین حال انسان ها در درون خود از نیروی عقل و خرد نیز برخوردار هستند و این موجب می شود که در برخورد با دیگران و به خصوص با جنس مخالف چارچوب هایی برای خود قرار دهد و با احتیاط و دور اندیشی عمل نماید. احساسات و عواطف اگر از حد و اندازه خود بگذرد خطر آفرین خواهد بود و به همین خاطرانسان باید آن را تعدیل نماید. از نظر اسلام روابط دوستی باید در چارچوب خاص و در حد اعتدال قرار گیرد، زیرا اگر از آن حد خارج شود، پیامدهای ناگواری دارد، که از جملة آن: ضربة روحی و مشکلات عاطفی پس از قطع رابطه است. امیرالمؤمنین(ع) می فرماید: "با دوست خود در حد اعتدال دوستی کن، زیرا ممکن است آن دوست روزی دشمن تو گردد. در دشمنی نیز معتدل باش، زیرا ممکن است دشمن روزی دوست تو شود".(1) البته طبیعت دوران بلوغ، عامل مؤثری در شکل گیری دوستی های افراطی است. شروع این دوستی حدود 12 و 13 سالگی و دوام آن حداکثر تا 18 سالگی است. پس از آن، احساسات فرو می نشیند و به اصطلاح تصفیه می گردد،(2) و رابطه منطقی تر می شود. برای رهایی از وابستگی به دوست و برخورد با دوستی افراطی به نکات زیر توجه داشته باشید:

  • نه همه پسرها در صدد ضربه زدن و تحقیر شخصیت دخترها هستند و نه همه دخترها در معرض این مشکل قرار دارند. دخترانی که ظاهر خویش را با حجاب و باطن‌شان را با یاد و تقوای الهی آراسته کرده‌اند و در رفتارهای اجتماعی، متانت و وقار انسانی و اسلامی خود را حفظ می‌کنند، در معرض متلک پسران آلوده قرار نمی‌گیرند یا کمتر قرار می‌گیرند. پسرهای آلوده به دلیل ضعف تربیت خانوادگی یا آلودگی دوستان، محل کار، محل تحصیل و دور بودن از خدا و تقوا و تعالیم حیات‌بخش اسلام، در صدد اذیت و آزار دخترانی بر می‌آیند که معمولاً بانوع لباس و رفتارهای خود، به گونه‌ای آمادگی خویش را برای شنیدن متلک اعلام می‌کنند. این گونه افراد دنبال هدف و نتیجه خاصی نیستند، بلکه تنها در صدد لذت‌جویی و هوسرانی‌اند و با واکنش دختران، میزان آمادگی آنان را جهت ارضای هوسرانی خویش ارزیابی می‌کنند. اینان پس از مدتی به سراغ دختر دیگری می‌روند و گاهی همزمان با چندین نفر ارتباط دارند و معمولاً به دروغ اظهار عشق و علاقه می‌کنند و می‌گویند به غیر از شما با کسی ارتباط ندارد.

  • اگر هدف این است که با جلب نظر پسر زمینه برای ازدواج فراهم شود، لازم است پیش از ابراز عشق و علاقه خویش، با دقت و حوصله کافی در مورد شایستگی‌های پسر تحقیق کنید تا خصوصیات اخلاقی، روحی و فکری، نیز میزان صداقت، امانتداری و پایبندی‌اش به وعده‌ها و ایمان و اعتقاداتش معلوم گردد. همچنین از اصالت خانوادگی و اقوام نزدیک و دوستانش اطلاعاتی کسب کنید. بهتر است تحقیق به وسیله اعضای خانواده یا یکی از اقوام و آشنایان نزدیک انجام گیرد. پس از احراز صلاحیت و شایستگی وی برای تشکیل خانواده، می‌توانید به کمک یکی از اعضای خانواده یا اقوام و آشنایان خویش با خانواده یا دوستان یا با خود پسر رابطه برقرار کنید و با فراهم نمودن زمینه مناسب برای گفتگو، بحث ازدواج مطرح شود.

  • میدان دادن به پسران و حرمت شکنی در جامعه، ناشی از جوان بودن جامعه ایران، عدم نظارت دستگاه‌های نظارتی، و بی توجهی خانواده‌ها به مسائل تربیتی فرزندان، فقر و بیکاری و عدم اشتغال جوانان است. بنابر این موضوع ساده‌ای نیست که بتوان به سرعت با آن رویارویی کرد. از یک سو کار اقتصادی و از طرف دیگر کار فرهنگی و تربیتی لازم دارد که باید همراه با هم صورت گیرد تا نتیجه مطلوب حاصل شود. البته موضوع در بعضی از شهرها کنترل شده، به تناسب کارهایی که انجام شده، مزاحمت‌ها کم‌تر شده است. در بعضی از شهرها به دلیل بیکاری جوانان و فقر مادی و معنوی مزاحمت‌ها بیش‌تر است. امیدواریم با سیاست‌های مدبرانه دولت و همکاری مردم و با رشد سطح فرهنگی عمومی، شاهد ناهنجاری‌ها نباشیم.

  • بسیاری از دوستی‌های دختران و پسران در جامعه ما، دارای کارکرد روانی اجتماعی است، یعنی دختران و پسران به دنبال یافتن یک پایگاه روانی و اجتماعی مطمئن هستند. دختران و پسران که به نوعی از وضع روانی و اجتماعی خویش ناراضی‌اند و خود را سرگردان و آشفته می‌یابند، از طریق برقراری روابط با جنس مخالف، در صدد کسب رضایت و کفایت اجتماعی‌اند. پسران، داشتن دوست دختر را یک قدرت فردی و اجتماعی و دختران، داشتن دوست پسر را یک جاذبه فردی و اجتماعی برای خود تلقی می‌کنند.(1) از این رو می‌توان گفت در افرادی که درون خانواده از نظر عاطفی و احساسی ارضا نمی‌شوند و کمبود محبت دارند، انگیزه برای برقراری چنین ارتباط‌هایی بیش‌تر است. در عین حال که ایمان و اعتقاد به خداوند و نیروی درونی یعنی حیا مانع ارتباط ناسالم است، پس کسانی که فاقد این نیروی درونی‌اند، برای برقراری ارتباط مانعی نمی‌بینند.

  • میل و کشش زن و مرد به یکدیگر، در وجود انسان به صورت طبیعی است، حتى خداوند این مسئله را از آیات و نشانه‌های خود دانسته است. چون احکام دین اسلام بر اساس نیازهای فطری انسان‌ها بیان شده، پاسخ متناسب با هر نیازی را نیز در نظر گرفته است. پاسخ به میل و کشش دو جنس مرد و زن را خداوند به صورت ازدواج قرار داده است، تا دو زوج کنار هم و با محبت و دوستی به آرامش و خوشبختی نائل شوند.

  • از دوره نوجوانی (که بلوغ جنسی رخ می‌دهد) میل جنسی و علاقه به جنس مخالف برای دختران و پسران،‌ امری طبیعی است در این جهت دختران و پسران فرقی ندارند، اما به جهت وجود عواطف و احساسات بیشتر در دختران، این تمایل شاید در آنها بیشتر باشد، به خصوص اگر درون خانواده از نظر عاطفی و احساسی ارضا نشوند و کمتر به آنها توجه صورت گیرد. در عین حال ایمان و اعتقاد به خداوند و نیروی درونی یعنی حیا مانع ارتباط ناسالم می‌شود. کسانی که فاقد این نیروی درونی‌اند، برای برقراری ارتباط مانعی نمی‌بینند و در این جهت فرقی بین دختر و پسر نیست.

  • انگیزه‌های دوستی دختران و پسران معمولاً برای آنها مبهم است، ولی از نظر یک انگیزه اجتماعی، باید بگوییم که پسران، داشتن دوست دختر را یک قدرت فردی و اجتماعی برای خود تلقی می‌کنند؛ دختران نیز داشتن دوست پسر را جاذبه فردی و اجتماعی برای خود می‌شمارند. به همین دلیل در بین افرادی که این افکار وجود دارد، نداشتن دوست دختر و یا دوست پسر، نوعی بی عرضگی و ناتوانی تلقی می‌شود. دختران و پسرانی که به نوعی از وضع روانی و اجتماعی خویش ناراضی هستند و خود را سرگردان و آشفته می‌یابند، از طریق برقراری ارتباط پنهانی با جنس مخالف، در صدد کسب رضایت و اطمینان خاطرند.

  • تمایز دختر و پسر باعث حضور کمرنگ دختران نشده است بلکه در بعضی از مناطق به دلیل نگرش نادرست نسبت به جنس مؤنث و چیرگی فرهنگ و سنت‌های غلط، مانع حضور دختران در اجتماع شده‌اند. از نظر اسلام، دختر به حکم دختر بودن از فعالیت‌های اجتماعی محروم نیست. دختر با حفظ شئون اسلامی و عفت اجتماعی می‌تواند به تحصیل بپردازد و به کارهای هنری و ورزشی بپردازد و به جامعه خدمت نماید و از این جهت محدودیت ندارد.

  • منظورتان از این که به عنوان دختر خانم ، چرا نباید آزادی داشته باشم روشن نیست. زیرا آزادی اقسام و صورت های مختلف دارد، مانند آزادی تحصیل علم، آزادی در عقیده، آزادی بیان واندیشه، آزادی پوشش،آزادی انتخاب دوست وشغل وهمسر و غیره که به نظر می رسد در این امور مشکلی نباشد. از پرسش های شما استفاده می کنیم که منظور از آزادی ارتباط دختران با پسران است که چرا این آزادی به شما داده نشده است؟

  • چنین دوستی‌هایی با آسیب‌ها و خطرات و ناهنجاری‌های مختلف رو به رو است و آینده چنین دوستی‌هایی قابل پیش بینی نیست. غالباً با ادامه یافتن این نوع دوستی‌ها، مشکلات بسیاری به خصوص برای دختران فراهم می‌آورد. واقعیت آن است که غریزه جنسی از نیرومندترین غرایز در وجود انسان است که بسیاری از رفتارهای انسانی را شکل می دهد و به گونه های مختلف ظهور و بروز دارد. اسلام که یک مکتب جامع است و مى خواهد مردان و زنان مسلمان ،از یک طرف روحى آرام و اعصابى سالم و چشم و گوشى پاک داشته باشند تا بتوانند قله هاى رفیع انسانی و رستگارى را فتح نمایند و از طرف دیگر به نیازهای غریزی و فطری خود نیز دست یابند ، بنابراین با حساسیت ویژه ، اما واقع بینانه و لحاظ کردن طبیعت و امیال درونى و خواسته هاى نفسانى انسان ، قوانین و احکامى را جهت حفظ و نگه دارى فرد و جامعه در خط اعتدال و میانه روى وضع کرده است . از جمله آن احکام ، چگونگی ارتباط با جنس مخالف است .اینها همه به سبب این است که اسلام از جانب کسى براى هدایت انسان ها فرستاده شده است که خالق فطرت وغریزه با تمامى استعدادهاى بهینه و ذخیره شده در انسان است . بنابراین هر عاملى که موجب تحریک انگیزه هاى شهوانى در جامعه گردد و به آرامش روحى و روانى و عفت عمومى ، صدمه وارد کند، موردتأیید اسلام نیست . اسلام می خواهد انواع لذت های جنسی در محیط و درون خانواده شکل گیرد واز این طریق آرامش روحی و روانی و پیوند های عاطفی نیز برقرار بماند و با طرح آن در محیط جامعه به پیوند خانواده و اجتماع نیز آسیب وارد نشود .

  • منظورتان ازتبعیض روشن نیست. تبعیض در جامعه یا درون خانواده یا از نظر دین و احکام اسلام است؟ اگر در درون خانواده یا جامعه باشد ، بسیاری از این تبعیض ها به واسطه ضعف فرهنگی و رسم و رسوم جاهلیت است که به خاطر نا آشنا بودن به وظایف والدین نسبت به فرزندان یا نگاه منفی و غلط جامعه نسبت به این دو جنس اعمال می شود ، اما از دیدگاه اسلام تفاوتى بین دختر و پسر وجود ندارد و ارزش انسانی آنها برابر است وهردو می توانند بالاترین مراحل کمال را طی کنند .

  • پرسش: دختری هستم که نماز و قرآن می‌خوانم، ولی دلم می‌خواهد با یک پسر دوست باشم و این دوستی در حد صحبت کردن باشد، اگر خودم مایل نباشم، همکلاسی‌هایم مرا وسوسه می‌کنند، مرا راهنمایی کنید پاسخ: متأسفانه در جامعه یک نگرشی نادرستی برای دختران و پسران به وجود آمده که فکر می‌کنند دوست دختر و دوست پسر داشتن نشانه لیاقت و شایستگی اجتماعی است.

  • به احساسات و عواطف خودتان اجازه ندهید آنقدر پیشرفت کند که شما را به زندگی مشترکی نزدیک کند که خیلی دوام ندارد. در حال حاضر با ترمز کشیدن به احساسات خود سعی کنید دوره ای را با قطع رابطه و منطقی فکر کردن به این موضوع سپری کنید و بعد از قطع کامل برای ازدواج به یک مشاوره پیش از ازدواج اقدام کرده و تست شخصیت بگیرید در ازدواج هایی که با احساس و هیجان و ارتباط شروع می شود خطر بسیار بالا است به ویژه شما که سنتان بیشتر از طرف مقابل است که این ریسک مضاعف خواهد شد.

  • آنچه روشن است اینکه این مساله، کششی غریزی است. که خدای متعال در وجود بشر قرار داده است و باید به چرایی وجود این میل در درون خود بنگریم، تا متوجه شویم مسیر صحیح بودن این ارتباطات و دوستی ها چیست. برای همین باید توجه کنیم که:

  • بر حسب تجربه و شواهد، توصیه ما این است كه نه تنها لازم است از تعمیق چنین ارتباطی خودداری كنید، كه لازم است از ادامه دادن آن نیز اجتناب نمایید.
    ادامه چنین ارتباطی خواه ناخواه، به شدت وابستگی و علاقه می افزاید

  • لازم می دانم در این خصوص قدری بی پرده و شفاف با شما صحبت كنم!ایجاد چنین ارتباطی از اساس كار غلط و اشتباهی است كه باید هرچه زودتر به آن خاتمه دهید؛ چرا كه به نفع شما نیست و آسیبهایی را به روان شما وارد خواهد كرد.

صفحه‌ها