تاریخ و سیره

  • ه شب اول ماه ربیع ‏الاول سال سیزدهم بعثت كه حضرت علی(ع) جای پیامبر اكرم(ص) خوابید، «لیلة المبیت» می‏گویند.خلاصه آن واقعه از این قرار است كه

  • تاریخ در این زمینه گویا نیست و نمی توان به اظهار نظر قاطعی پرداخت. از برخی متون استفاده می شود كه پیامبر(ص) در اثر مسمومیت از دنیا رفتند. و ظاهرا در آن دوره، ترور به وسیله سم، معمول بوده است، کما اینکه درباره ابوبکر نیز گفته شده است که با سم کشته شد. و بسیاری از ائمه نیز با سم به شهادت رسیدند.

  • پدر آن حضرت:
    اسم پدر پیامبر اسلام(ص) عبدالله بن عبدالمطلب[۱] بن هاشم و مادرش فاطمه دختر عمروبن عائذی بن عمران ابن محزوم بوده[۲] از قبیله قریش می‌باشد.[۳] برخی عقیده دارند كه وی به سال ۸۱ قبل از هجرت در میدنه چشم به جهان گشود.[۴]

  • پیامبر (ص) زیاده از بیست روز خیبر را محاصره كرد و در این مدت پرچم جنگ بدست على علیه السّلام بود تا اینكه درد چشمى باو عارض شد كه از ادامه جنگ ناتوانش كرد، در این مدت مسلمانان با یهود در گوشه و كنار قلعه جنگ و گریز داشتند

  • واکنش های مناسب امیرالمؤمنین علیه السلام علیه غاصبان خلافت، اغتشاش عجیبى در افکار ابوبکر و عمر و مشاورینشان پیش آورده بود بطورى که آنان را وادار به تصمیم گیری هاى شتابزده اى نمود. با آنکه غاصبین به شدت از امیرالمؤمنین علیه السلام وحشت داشتند ولى بالأخره تصمیم بر قتل آن حضرت گرفتند.

  • در نقل های تاریخی همیشه امکان دورغ و فریبکاری وجود دارد. مگر آنکه نقل تاریخی به حد تواتر برسد (افراد بسیاری آن را نقل کنند که امکان تبانی آن ها وجود نداشته باشد) و این امکان همیشگی در دوران معاویه، خود را به صورت نمایان تری نشان می دهد!

  • مطابق روایات پیامبر (ص) در نماز بر خود و خاندانشان صلوات می فرستادند و در اذان نیز از ابتدا شهادت بر رسالت ایشان وجود داشته است.
    در ذیل روایتی که بیانگر این مطلب است، تقدیم می شود:

  • درباره زنده بودن حضرت عیسى قرآن مى ‏فرماید:وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِیحَ عِیسَى ابْنَ مَرْیمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُوا فِیهِ لَفِی شَكٍّ مِنْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ یقِینًا[نساء/۱۵۷] و گفتارشان که: «ما، مسیح عیسی بن مریم، پیامبر خدا را کشتیم!»

  • نام كتاب حضرت نوح براساس روایات اسلامی تصریحاً بیان نشده است و در قرآن نیز از نام كتاب آن پیامبر عظیم الشأن سخنی نیامده است.اما بعضی گفته اند که نام كتاب نوح را صحف بوده است در حالیكه این مطلب صحیح نیست و اگر چه تعبیر صحف برای پیامبران الهی، به کار برده شده است،

  • مشهور این است که نماز شب، در یک حکم اختصاصی بر پیامبر(ص) واجب بوده است. و بعضی از آیات قرآن به عنوان دلیل این مطلب اقامه می شود:«وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى‏ أَنْ یَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً؛[اسراء/۷۹] و پاسى از شب را (از خواب برخیز، و) قرآن (و نماز) بخوان! این یك وظیفه اضافى براى توست امید است پروردگارت تو را به مقامى در خور ستایش برانگیزد.»

  • براساس آیات قرآنی و هم چنین اسناد تاریخی در باب ساختن کعبه، مکه نمادی از برکات الهی، هدایت بشر،[۱] و محل اجتماع[۲] برای عبودیت حضرت حق تلقی شده است. خداوند متعال با افاضه خیر فراوان دنیوی بر این مکان که قبل از آن خشک و لم‏یزرع بود، رزّاقیت خود را به عرصه نمایش درآورد

  • اطلاع تاریخى ما آنگاه كامل است كه‏ بتوانیم درباره همه مللى كه قبل از اسلام بوده ‏اند اظهار نظر كنیم. قدر مسلم این است‏ كه قبل از اسلام در میان بعضى ملل حجاب وجود داشته است. از جمله در ایران باستان و در میان قوم یهود و در هند حجاب وجود داشته

  • ازدواج به خودی خود امر واجبی نیست و خداوند به خاطر مصالحی كه برای حفظ زندگی فردی و اجتماعی بشر لازم است آن را تشریع نموده است؛ و همین مستحب در مواردی برای برخی افراد خاص واجب می‎شود، مثل كسانی كه اگر ازدواج نكنند دچار گناه می‎شوند.

  • یکی از احتمالات این است که حضرت موسی بن جعفر به دخترانش وصیت کرده تا ازدواج نکنند! ابن واضح یعقوبی طرفدار این نظریه است. سخن او در این باب چنین است: موسی بن جعفر را هیجده پسر و ۲۳ دختر، ... موسی بن جعفر وصیت کرد که دخترانش شوهر نکنند و هیچ کس از آنان شوهر نکرد، مگر

  • مدارک اسلامى اعم از عقل و نقل به ما میگوید:هیچ پیامبرى مرتکب گناه نمى شود، و مقام پیشوائى خلق به شخص گناهکار، واگذار نخواهد شد،«لا ینال عهدی الظالمین»[بقره/۱۲۴] و میدانیم که آدم از پیامبران الهى بود، بنابراین آنچه در این آیات ذکر شده مانند پاره اى از تعبیرات دیگر که درباره سایر پیامبران در قرآن آمده است که نسبت عصیان به آنها داده شده ، همگى به معنى عصیان نسبى و ترک اولى است ، نه گناه مطلق

  • آنچه از حضرت موسى سر زد ترك اولائى بیش نبود، و روشن است كه ترك اولى به معنى كارى است كه ذاتاً حرام نیست بلكه موجب مى‏شود كه كار خوبتر ترك گردد بى آنكه خلافى انجام شده باشد

  • علت برتری سادات بر غیر سادات را می‌توان در برخی زمینه‌ها مورد بررسی قرار داد:
    ۱. در زمینه برتری مالی‌:با توجه به نكات ذیل‌، اختصاص نیمی از سهم خمس به بنی هاشم‌، با روح عدالت اجتماعی اسلام‌، هیچ گونه منافاتی ندارد:

  • امام موسی بن جعفر(ع) فرزندش "علی" (علیه السلام) را "رضا" لقب داده بود و گاهی می‏فرمود: "پسرم رضا را بگویید پیش من بیاید... به فرزندم رضا گفتم... فرزندم رضا گفت؛ امّا وقتی حضرت را مورد خطاب قرار می‏داد، می‏فرمود: یا أباالحسن.[۱]

  • بر خلاف بعضی از ادیان و مذاهب، اسلام در بحث خلقت زن و مرد، یکی را بر دیگری برتری نداده است. تا مثلا حوا از دنده آدم خلق شده باشد یا او از مایه ای پست تر به وجود آمده باشد. قرآن كریم با كمال صراحت در آیات متعددی می‏فرماید كه زنان و مردان از یک جنس و یک سرشت آفریده شده اند، و هر دو از یك گوهرند و برای یكدیگر آفریده شده‏‌اند.

  • این سخن كه امام حسین(ع) حجّ خود را نیمه تمام گذاشت، سخن نادرستی است؛ زیرا امام(ع) در روز هشتم ذی حجه «یوم الترویه» از مكّه خارج شد. در حالی‏كه اعمال حجّ - كه با احرام در مكّه و وقوف در عرفات شروع می‏شود - از شب نهم ذی حجه آغاز می‏شود. بنابراین، امام(ع) اصولاً وارد اعمال حج نشده بود، تا آن را نیمه تمام گذارد.

  • ایرانیان تدریجا اسلام را پذیرفته ‏اند و اسلام تدریجا و مخصوصا در دوره‏ هاى استقلال سیاسى ایران بر کیش زرتشتى غلبه کرده است. عجیب این است که زرتشتیان در صدر اسلام که دوره سیادت سیاسى عرب است، آزادى و احترام بیشترى داشته‏اند از دوره‏ هاى متاخرتر که خود ایرانیان حکومت را به دست گرفته ‏اند.

  • ۱- حرام کردن متعه(ازدواج موقت)، خود وی در این باره می گوید: «متعتان کانتا فی عهد رسول الله و انا احرمها.........) ۲- نماز تراویح ۳- تکتف(دست روی دست گذاشتن در نماز)

  • اولاً در مدت زندانی بودن آن حضرت اختلاف است و چهار سال هم گفته شده است و این مدت هر چند زمان کمی نیست اما اینگونه نبوده که ایشان بیشتر مدت عمر شریفشان را در زندان گذرانده باشند.ثانیاً با توجه به تعداد زیاد فرزندانی که برای ایشان در منابع ذکر شده است و با توجه به اینکه بسیاری از امام زادگان با چند واسطه به آن حضرت می رسند، وجود امام زادگان زیاد منتسب به آن حضرت مشکلی ایجاد نمی کند.

  • مفسران قرآن كریم این سؤال را در ذیل آیه شریفه: «و السابقون الأوّلون من المهاجرین و الأنصار...»[۱] مطرح كرده‏ اند و در پاسخ به آن همه مفسران (اعم از شیعه و سنی) گفته‏اند كه حضرت خدیجه نخستین زنی بود كه مسلمان شد، اما در مورد اولین مسلمان از مردان، اختلاف نظر است. و رمز اختلاف نیز در این جاست که عده ای سن کم حضرت علی (ع) (ده سالگی) را بهانه کرده اند تا اولین مرد مسلمان را دیگری معرفی کنند.)

  • حرّ زمانی که راه امام را بسته بود عرض كرد: راهى را انتخاب فرما كه تو را نه بكوفه برساند و نه بمدینه بازگردى تا من نیز عذرى نزد ابن- زیاد داشته باشم حسین علیه السّلام بدست چپ روانه شد تا اینكه به عذیب هجانات رسید. در اینجا نامه ابن زیاد به حرّ رسید ... حرّ و سربازانش سر راه بر حسین گرفته و از حركت جلوگیرى كردند حسین علیه السّلام فرمود: مگر تو خود نگفتى كه ما از راه كوفه عدول كنیم؟ عرض كرد چرا ولى نامه ‏اى از امیر عبید اللَّه رسید كه به من دستور داده تا بر شما سخت بگیرم و كارآگاهى را نیز مأمور من نموده كه ناظر اجراى دستور باشد.

  • در جنگ حنین مسلمانان فرار کردند تا جایی که برخی از آن‌ها تا مکه رسیده بودند، سپس برگشتند. ام الحارث انصاری افسار شتر همسرش حارث را گرفته بود و می‌گفت: ای حارث ! آیا رسول خدا را تنها می‌گذاری؟ مردم همه در حال فرار بودند؛ اما این زن شوهرش را رها نمی‌کرد. خود او می‌گوید: عمر از کنار من در حال فرار بود، گفتم: ای عمر این چه کاری است که می‌کنید؟ عمر گفت: فرمان خدا است.

  • ظاهراً ایندو نسبت فامیلی نزدیک با یکدیگر نداشتند، بلکه رفاقت نزدیکی با هم داشتند و هردو بعنوان پدر زن رسول خدا(ص) محسوب می شدند و پیامبر(ص) هم میان آندو عقد اخوّت بسته بود.آنان در تمام دوران حیات رسول خدا(ص) قرین یکدیگر بودند. هر دو از قبیله قریش بوده و نسبشان به کعب بن لوی میرسید .

  • طبق برخی نقل ها پیامبر اکرم(ص) در شب زفاف دختر بزرگوارش فاطمه زهرا(س) با امام علی (ع)،سوره های فلق و ناس را تلاوت کردند.علتش هم این بود که با این کار میخواستند خانواده ایشان از بلا و هر گونه شری به دور باشد .

  • پس از رحلت پیامبر، هنوز جسد پیامبر اكرم(ص) روی زمین بود و بنی هاشم و گروهی از یاران راستین آن حضرت، مشغول فراهم ساختن مقدمات دفن پیامبر بودند كه ناگهان گروه انصار در چند قدمی خانة پیامبر در زیر سایبانی به نام «سقیفة بنی ساعده» دور هم گرد آمدند تا تكلیف مسلمانان را از نظر خلیفه و جانشین پیامبر معّین كنند. گویی تعیین خلیفه از نظر آنان به مراتب فوری‌تر از «تجهیز» و تغسیل و دفن پیامبر بود! و پیامبر (ص) نیز خلیفه را تعیین نکرده است!

  • حرف زدن علیه حكومت اسلامی دو صورت دارد: اگر صرف انتقاد از مشكلات و یا نقاط ضعفی است كه در بدنه حكومت وجود دارد و با روش صحیح و سازنده انجام شود؛ از نظر اسلام نه تنها منعی نداشته، بلكه از باب «نصیحة ائمه مسلمین» و «امر به معروف و منهی از منكر»، امری پسندیده و از وظایف اساسی احاد مردم نسبت به حاكمان خویش است. اما اگر این حرف زدن از حالت انتقاد سازنده، نصح و خیرخواهی و امر به معروف و نهی از منكر خارج و در جهت توطئه چینی، تضعیف و براندازی نظام اسلامی شكل گرفته باشد، از آنجا كه حفظ نظام اسلامی از اوجب واجبات است؛ باید با هر وسیله ممكن با عاملین آن برخورد شود.

  • بخارى و مسلم و تمام محدثین اهل سنت این روایت را آورده اند. حدیث امامان اثنی عشر از گروهی از صحابه پیامبر (ص) نقل شده است كه بیشترین اسناد آن به «جابر بن سمره» می‏رسد، و سپس به «عبداللّه بن مسعود» و «عبداللّه بن عمر» و «عبداللّه بن عمر و بن عاص» و «عبدالملك بن عمیر» و «ابی‏الجلد» و «ابی جحیفه» (و حداقل هفت نفرند) ولی حفاظ و ناقلان حدیث كه آن را در كتابهای خود نقل كرده‌‏اند بالغ بر دهها كتاب می‏شود.

  • امام حسین (ع) - عبدالله - عباس - جعفر - عثمان - ابوبکر - محمد اصغر

  • شیخ محمد ابوزهره، یكی ازعلمای اهل سنت می باشد. امّا درباره مقام والای ائمه اطهار(ع) منصفانه برخورد كرده ودرباره شخصیت ائمه(ع) سخنان زیبایی دارد.

  • ظاهراً بین نسب شناسان ومورخان اختلافی نیست كه نام پدرحضرت ابراهیم(ع)،«تارخ»بوده وبعضی نسب آن بزرگوار را تا نوح پیغمبرچنین نوشته اند: «ابراهیم بن تارخ بن ناحوربن سروج بن رعوبن فالج بن عابربن شالح بن ارفخشید بن سام بن نوح».و جناب آذر که پدر حضرت ابراهیم خوانده شده است، پدر واقعی ایشان نبوده است و کلمه اب می تواند اشاره به عمو، جد مادری، بزرگ فامیل باشد.

  • حضرت یعقوب فرزندحضرت اسحاق، كه او را اسرائیل (بنده خدا) می‌گویند، دوازده فرزند داشت، كه فرزند چهارمش یهودا بود.یهودا و برادرانش با پدر خود یعقوب، در كنعان (فلسطین) سكونت داشتند، و پس از واقعة معروف حضرت یوسف،به سرزمین مصر مهاجرت كردند. و این مهاجرت در سال ۱۷۴۰ قبل از میلاد،اتفاق افتاد كه حضرت یعقوب وتمام اهل بیتش كنعان را به عزم مصر ترك گفتند.به یهود معاصر، كه اكنون در فلسطین سكونت دارند از حیث آن كه به یهودا فرزند یعقوب می‌رسند یهودی گفته می‌شود.

  • در مورد محل دفن حضرت یوسف(ع) شیخ طبرسی(ره) درتفسیر خود نقل كرده: چون حضرت یوسف ازدنیا رفت، او را درتابوتی ازسنگ مرمر نهاده و میان رود نیل دفن كردند و علتش این بود كه چون آن حضرت ازدنیا رفت، مردم مصر به نزاع برخاسته و هر دسته ای می خواستند تا جنازه آن حضرت را در محله خود دفن كنند و از بركت آن پیكر مطهر بهره مند گردند و سرانجام مصلحت دیدند جنازه را در رود نیل دفن كنند تا آب نیل ازروی آن بگذرد و به همه شهر برسد تا مردم در این بهره یكسان باشند و بركت آن جنازه بطور مساوی به همه مردم برسد، و این قبر تا زمان حضرت موسی(ع) هم چنان در رود نیل بود تا وقتی كه آن حضرت بیامد و او را از نیل بیرون آورد و به فلسطین برد.

  • آن بانو در سال یازده هجری، ۱۳ جمادی اولی یا ۳ جمادی الثانی بر اثر آسیب های جسمی وارده به شهادت می رسند. از بعضی از منابع شیعه و سنی استفاده می شود كه حضرت فاطمه(س) در اثر ضربات و لطمه ها و فشارهایی كه بر آن مخدره وارد شد, شهید شدند. اما این كه مسبب شهادت چه كسی بوده، اختلاف است؛ بعضی ((قنفذ)) را ذكر كرده و بعضی، جمعیتی كه بر خانه آن حضرت هجوم آورده اند را سبب قتل می دانند.

  • جنگ بدر: عبدالله بن امّ مكتوم جانشین آن حضرت برای نماز، و ابولبابه عبدالمنذ راوسی،جانشین ایشان درامور سیاسی. غزوه احد: عبدالله بن امّ مكتوم.غزوه حمراء الأسد: عبدالله بن امّ مكتوم.جنگ خیبر: غیله لیثی.فتح مكه: ابورهم غفاری.جنگ حنین: عتّاب بن اسید جانشین آن حضرت درمكّه . غزوه طائف: ابورهم غفاری.غزوه تبوك: محمدبن مسلمه بعنوان جانشین پیامبر(ص)، و علی(ع) به عنوان سرپرست اهل بیت و خویشاوندان پیامبر و مهاجر كه پیامبر اكرم(ص) در این مورد به علی(ع) فرمود:«برای اینكارجز من و تو كسی شایستگی ندارد».

  • ما از سرگذشت بسیاری از پیامبران خبر نداریم، پس هرگز نمی توانیم به طور قاطع بگوییم که تمام پیامبران در فلان منطقه بوده اند . سیاری از رسولان، وظیفه تبلیغی داشته اند. راوی از پیامبر (ص) می پرسد که چند پیامبر از بین پیامبران، مرسل بوده اند و پیامبر (ص) در جواب می فرماید: سیزده نفر. با این حساب روشن است بسیاری از انبیاء، مطالب پیامبر مرسل را تبلیغ می کرده اند. همانگونه که حضرت لوط (ع) در زمان حضرت ابراهیم (ع) وظیفه تبلیغی داشته است.

  • رسول گرامی اسلام اقدامات اساسی و فراوانی در این زمینه از ابتدای رسالت خویش تا به لحظه رحلت از دنیای فانی انجام دادند، حتی همان لحظه‏ای كه سر مطهر رسول خدا(ص) در دامان حضرت علی(ع) بود و تقاضای كاغذ و دوات فرمودند تا مطلبی که بارها بیان کرده بودند، مکتوب کنند.[۱] اما زمانی که پذیرش حق وجود نداشته باشد، رسول اکرم (ص) نیز نمی تواند کاری انجام دهد .

  • حكیم ابن حزام نزد امام على (ع) آمد و از ایشان خواست اجازه دهند تا خانواده خلیفه بدن وى را دفن نمایند. امام(ع) اجازه داد؛ ولى مردم مدینه در دفن وى شركت نكردند. تنها كمى در تشییع او شركت كردند، مردم شهر در راه كمین كردند و با سنگ به جنازه وى حمله نموده و تصمیم بر واژگون كردن تابوت داشتند. چون خبر به امام على (ع) رسید، به مردم دستور داد به جنازه خلیفه، كارى نداشته باشند. مردم مدینه از دفن خلیفه در بقیع جلوگیرى كردند، از این رو او را در ((حش كوكب)) به خاك سپردند.

  • در روایات اهل بیت(علیهم السلام) آمده است كه حجرالاسود در عالم بالا، حقیقت و جوهرى نورانى بوده است. حضرت آدم(علیه السلام)، آن هنگام كه در بهشت مى زیسته، با آن مأنوس بوده و این جوهر نورانى، شاهد پیمان خداپرستى حضرت آدم(علیه السلام)بوده است.چون آدم(علیه السلام) از بهشت به زمین در آمد، حجرالاسود نیز از جهان غیب به صورت سنگى به زمین هبوط كرد. حضرت آدم(علیه السلام) سنگ را دید و شناخت و به یاد بهشت افتاد و عهد و پیمان فراموش شده خود را به یاد آورد. سپس، آن را برداشت و در خانه كعبه نصب كرد.

  • ما اگر معیارهای کوچک و حقیر خودمان را در این جا، اصل قرار دهیم، طبیعتا نمی توانیم بفهمیم که چرا امام (ع) چنین تصمیمی گرفتند! آیا حفظ جان در هر شرایطی مهم ترین مساله است و باید آن را محور قرار داد؟اگر ما چنین می اندیشیم، امام (ع) چنین اندیشه ای ندارند! منطق ایشان چیزی است که شاعر آن را این گونه بیان کرده است: ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی یا سیوف خذینی – اگر دین اسلام اصلاح نمی شود، مگر به قتل من، ای شمشیرها مرا دریابید!

  • نام پدر حضرت علی را برخی نام ابوطالب را "عبدمناف" گفته اند، همچنین برخی نام او را عمران ذکر کرده اند . نام پدر بزرگ پدری ایشان در اصل عامر بود كه چون موی سپید بر سرداشت او را شیبه گفتند. وچون زمانی كه مطلب، عموی شیبه درسفربه مدینه برادرزاده اش را بر شترخود سواركرده وبه مكه آورد، مردم گمان كردند كه مطلب در سفر مدینه عبدی خریده و با خود آورده، لاجرم شیبه را عبدالمطلب خواندند و به این نام شهرت یافت.

  • در اثبات الوصیه درباره ایشان می نویسد: بعد از منذر بن شمعون دانیال علیه السّلام براى امر خدا اقدام نمود و بخت النصر از دنیا رفت و پسرش فهر كه كافرى خبیث بود مدت (۱۶) سال و چند روزى سلطنت كرد. فهر لعین دستور داد تا حفره و گودالى در زمین كندند و دانیال را با یاران آن حضرت در آن حفره (كه پر از آتش بود) انداختند، و آتش نزدیك آنان نیامد و چیزى از بدن آنان را نسوزانید.

  • ۱- معالجه مجروحان ۲- پرستاری بیماران ۳- تداركات و پشتیبانی جبهه ۴- آشپزی ۵- تهیه دارو ۶- رسانیدن مهمات به رزمندگان ۷- تعمیر تجهیزات آسیب دیده ۸- انتقال مجروحان و شهدا به پشت جبهه . ام عطیه ام ابیه ام ایمن و نسیبه از بانوانی بودند که نامشان در جنگهای صدر اسلام ذکر شده است .

  • پیامبر قوم عاد حضرت هود -علیه السلام- است. این پیامبرالهی در سن چهل سالگی به پیامبری مبعوث شد. قوم هود که نسبشان به «عاد بن عوص بن ارم بن سام بن نوح» می رسید به همین دلیل به قوم عاد موسوم شدند.پیامبر قوم ثمود هم حضرت صالح -علیه السلام- بود. قوم ثمود از فرزندان «ثمود بن عامربن ارم بن سام بن نوح» بودند. قوم ثمود در سرزمین«حجر»که میان حجاز و شام قرار داشت،

  • در مورد اینکه آیا حضرت خدیجه(س) قبل از ازدواج با حضرت محمد(ص) با مرد یا مردان دیگر ازداوج کرده بود یا خیر نظرات مختلفی وجود دارد.عده ‏ای معتقدند حضرت خدیجه پیش از ازدواج با پیامبر اسلام دوبار ازدواج كرده است. اولین بار با شخصی به نام عتیق ازدواج كرده و برای او فرزندی به دنیا آورد. و پس از مرگ عتیق، با فردی به نام ابوهاله ازدواج كرده و برای او نیز فرزندی به دنیا آورده است.

  • بی تردید ازدواج یکی از ثروتمندان عرب، با جوانی که از مال دنیا بهره چندانی ندارد، نمیتواند ریشه در دلایل و انگیزه های مادی داشته باشد. بنابر این در ریشه یابی این جریان باید جهات معنوی را دنبال کرد.

  • اگر عرب چنین نقطه ضعف بزرگى داشت كه كتابخانه ‏ها را آتش زده بود خصوصاً كتابخانه ایران را، محال و ممتنع بود كه شعوبیه كه در قرن دوم هجرى اوج گرفته بودند و بنى العباس به حكم سیاست ضداموى و ضدعربى كه داشتند به آنها پروبال مى‏دادند درباره ‏اش سكوت كنند، بلكه یك كلاغ را صدكلاغ كرده و جار و جنجال راه مى ‏انداختند، و حال آنكه شعوبیه تفوّه به این مطلب نكرده‏اند و این خود دلیل قاطعى است بر افسانه بودن قصه كتابسوزى ایران.

صفحه‌ها