تاریخ و سیره

  • در روز عاشورا، نبرد به دو صورت رخ داد: در آغاز به صورت جمعی و گروهی بود. عمر سعد اولین تیر را به سوی یاران امام حسین (ع) را پرتاب کرد. سپس سپاه دشمن به صورتی جمعی حمله کردند و تیر مانند باران به سوی امام باریدن گرفت. سپاه امام حسین نیز به صورت جمعی در مقام دفاع و نبرد بر آمدند و ساعتی با آنان نبرد کردند، تا اینکه گروهی از سپاه امام - که برخی آنان را پنجاه تن ذکر کرده اند - به شهادت رسیدند.(1)

  • تاریخ‌پژوهان دربارة چگونگی دفن شهدای کربلا اختلاف دارند. برخی باور دارند که اجساد شهدا را بنی اسد دفن کردند. شیخ مفید می‌نویسد: «... گروهی از بنی اسد که در غاضریه بودند، نزد اجساد مطهر امام حسین(ع) و یارانش آمده و بر آنان نماز گذارده و آنان را دفن کردند، بدین ترتیب که حسین(ع) در همین جایی است که اکنون قبر شریف اوست و فرزندش علی‌اصغر کنار پای حضرت است. برای شهیدان (از خاندان و یاران آن بزرگوار که اطرافش به زمین افتاده بودند) گودالی در پایین پای حسین(ع) کنده و همگی را گردآورده و در آنجا دفن کردند، و عباس بن علی(ع) را در همان‌جا که کشته شده بود، سر راه غاضریه (جایی که اکنون قبر اوست) دفن نمودند».(1)

  • عزاداری برای امام حسین(ع) سابقه طولانی دارد و انگلیسی ها در اصل شکل گری آن نقش نداشتند و سند ومدرکی مبنی بر اینکه سینه زدن در عزاداری از سوی انگلیسی ها بوده ، وجود ندارد و این گونه القائات بیشتر برای تضعیف عزاداری است . البته ممکن است استعمار پیر در تحریف اهداف عزاداری امام حسین (ع) و تضعیف نقش ظلم ستیزانه این قیام جاودان نقش داشته باشد ، اما اشکال گوناگون عزاداری از همان روز های نخستین بعد از عاشورا تا به امروز وجود داشته است .

  • بارزترین مظاهر بندگی سجده بر خاک پاک است، شیوه ای که پیامبر آن را به مسلمانان آموزش داد و فرمود: «جعلت لی الأرض مسجداً و طهوراً».(1) بنابراین خاک، از نظر این حدیث دو ویژگی دارد: 1.باید پیشانی را بر آن نهاد، 2. همین خاک، در صورت نبودن آب، تیمم بر خاک جایگزین وضو و غسل است. متأسفانه این دستور پیامبر سالهاست که از مساجد اهل سنت برچیده شده است،

  • این سؤال همان سؤال هشتم و تکرار آن است، و نیازی به جواب جداگانه ندارد،

  • اگر شخصیت و برتری افراد به اندازه گسترش جغرافیایی حکومت آنان باشد، پس دو خلیفه نخست بر پیامبر نیز برتری دارند، زیرا در زمان پیامبر قدرتی که اسلام پیدا کرد، کمتر از قدرتی بود که در زمان آن دو به دست آورد. که گسترش قلمرو اسلام، مرهون خلافت این دو نفر نبود، مرهون تعالیم روح بخش اسلام بود که دلها آن را می پذیرفت و مردم از حکومت های جائر خود، خسته و نالان بودند.

  • به گردآورندۀ این پرسش ها از سایت ها یادآور می شویم شما مدعی این امور شش گانه هستید و باید آنها را ثابت کنید. شما یک مشت ادعا را مطرح کرده اید و هیچ نوع مدرکی ارائه نکرده اید.

  • اوّلاً: در هیچ تاریخی وجود ندارد که امیرمؤمنان با عمر و عثمان بیعت کرد، زیرا خلافت عمر به وسیلۀ ابوبکر تثبیت شد واو در حقیقت خلیفۀ‌ ابی بکر بود و امّا بیعت با ابی بکر از نظر شیعه بیعت نموده، فقط از نظر اهل سنت، علی پس از شش ماه یعنی پس از درگذشت فاطمه بیعت کرد.

  • اختلاف آنان بر سر یک مسأله اساسی و آن رهبری جامعه پس از رحلت رسول اکرم بود، این اختلاف اساسی هرگز با چند ازدواج موردی از بین نمی رود چنان که تاکنون از میان نرفته است. پس ازدواج دو سه نفر از فرزندان حسین بن علی با چند تن یا نواده های خلفا یا همدستان آنها، دلیل بر آن نیست که آنها در همۀ مسائل عقیدتی، فقهی و سیاسی با هم اشتراک نظر داشتند.

  • اوّلاً گاهی شهادت در راه خدا، و گزینش اختیاری مرگ سرخ، برای امام یک تکلیف بلکه عین تسلیم نسبت به خواست خدا است، حسین بن علی با کمال آگاهی راه کربلا را در پیش گرفت و می دانست کشته میشود، امّا شهادت برای او یک تکلیف بود تا مسلمانان را با ماهیت واقعی امویان آگاه سازد، و حالت بی تعهدی را از بین ببرد، و روح جهاد بر ضد حاکمان وقت را زنده کند.

  • در کجای دنیا اگر کسی به سمت پایینی منصوب شد، دلیل بر شایستگی او برای بالاترین ستمهاست؟ امیر مؤمنان بالاتر از این را در غزوۀ تبوک بر عهده گرفت، زیرا در مدینه چهار ماه تمام، تمام وظایف پیامبر که یکی از آنها امامت نماز بود بر عهدۀ او بود و لذا به او گفت: «أنت منّی بمنزلة هارون من موسی».

  • علی بیعت نکرد ولی به خاطر حفظ اسلام و ارشاد خلفا همکاری کرد و مورد مشورت آنان قرار گرفت

  • پاسخ: تزویج ام کلثوم به عمر بن خطاب یک مسألۀ تاریخی اختلافی است که هرگز نمی توان بر چنین مسأله ای تکیه کرد و نشانۀ آن این است که این قطعۀ تاریخی به صورت های متناقض نقل شده است که نمی توان به آنها اعتماد کرد، مانند: 1.علی او را به عقد عمر درآورد. 2. این کار به وسیلۀ عباس عموی علی صورت پذیرفت. 3. این کار از روی تهدید انجام گرفت. 4.عروسی صورت پذیرفت و عمر از او دارای فرزندی به نام زید شد.

  • دو ادعا در اینجا مطرح شده است و برای هیچ کدام مدرکی ارائه نشده است. ابوبکر با مرتدان نجنگید، بلکه جنگ او با کسانی بود که از پرداخت زکات خودداری کرده بودند، ثانیاً: کدام شیعه گفته است که علی قرآنی را که پیامبر برای او املا کرده بود، برای این که مردم مرتد نشوند بیرون نیاورد؟

  • آنچه اتفاق علمای شیعه است این است که فقط از زمین خانۀ مسکونی شوهر ارث نمی برند، نه از خانه و املاک دیگر پدر و سایر بستگان.

  • هدف از نصب امام معصوم از جانب خدا در مقابل مکتب دیگر که گزینش امام غیر معصوم از طرف خدا را تجویز می کند، این است که امام علاوه بر گسترش عدالت، همۀ وظایف پیامبر را جز پذیرش وحی، ادامه دهد، یعنی حکم حوادث نوظهور را بیان کند، شبهات معاندان برطرف کند، و در حد امکان، احکام نورانی الهی را اجرا کند.

  • پیامبر به هنگام هجرت، یاران خود را به دو قسمت تقسیم نکرد، گروهی را به همراه خود ببرد تا خاری به پایش نخلد و دیگری را رها کند، تا زیر ضربات دشمن جان بسپارد. خوابیدن در جایگاه پیامبر و جان نثاری در راه هدف، شأن مردان بزرگ است که بقای دین و دعوت الهی را بر همه چیز ترجیح می دهند

  • حسن بن علی همان راه حسین بن علی را رفت. تا لشکریان در اطاعتش بودند به جهاد پرداخت. آنگاه که دید تن آسای و دنیا پرستی بر آنها غالب شده است و نبرد جز نابودی باقیمانده نیروها نتیجۀ دیگری ندارد، دست از جنگ کشید، و صلح تحمیلی را پذیرفت.

  • به نظر می‌رسد تهیه کنندگان و منتشر کنندگان این مطالب اهداف خاصی را دنبال کرده، شتابزده در صدد ایجاد شکاف و تفرقه میان مسلمانان هستند. در این راه حاضرند دست به هر کاری بزنند و هر تحریفی را انجام دهند . پیش از ترجمه و توضیح متن حدیث مورد پرسش، یادآوری این نکته ضروری است که در مطالب نقل شده، اشتباهات و تحریفات متعددی صورت گرفته که به اختصار از این قرار است:

  • پاسخ: ما در اینجا با این عباس هم صدا میشویم، او میگوید:‌روز پنجشنبه که چیزی به وفات رسول خدا نمانده بود، فرمود برای من قلم و دواتی بیاورید تا برای شما چیزی بنویسم که هرگز گمراه نشوید(1) ولی از میان حاضران برخی با این کار مخالفت کردند و عمر بن خطاب گفت:‌ بیماری بر پیامبر غلبه کرده و در نقل دیگر گفت: ‌پیامبر هذیان میگوید و اصحاب به مشاجره با یکدیگر پرداختند. این سخنان به گوش پیامبر رسید و فرمود: برخیزید و از این جا بروید، شایسته نیست در محضر پیامبر به اختلاف و کشمکش بپردازید. آنگاه ابن عباس میگوید: بزرگترین فاجعه و مصیبت همان بود که میان رسول خدا و خواستۀ او که نوشتن نامه بود، مانع شدند تا آنجا که صدای زنان پشت پرده بلند شد، و مخالفان را نکوهش کردند. در این جا دو سؤال مطرح است:

  • این تکرار سؤال سوم است و پاسخ آن داده شد.

  • اصولاً باید بین گریه بر از دست رفتگان، که لازمۀ فطرت انسانی است، و چاک کردن گریبان و خراشیدن صورت، فرق گذاشت.

  • پاسخ: حقا که این شخص کوچکترین مطالعه ای در این مورد ندارد. او از کجا میگوید که صحابه اعتراضی نکردند. از آنجا که هدف گزیده گویی و خلاصه نویسی است، نمی توانیم تعداد مناظرات و احتجاجات و اعتراضاتی که بر نادیده گرفتن حق علی انجام گرفته است در این جا منعکس کنیم. کافی است در این مورد کتاب گرانسنگ الغدیر را مطالعه فرمایید در آنجا 22 مناظره و احتجاج و انتقاد از صحابه و تابعان نقل کرده است.(1)

  • پیامبر اسلام(ص) از قرآن و عترت به عنوان دو امانت گرانسنگ یاد نموده و همگان را به حرمت نهادن به آن دو فرا خواند؛(1) ولی برخی از مسلمانان نه تنها به خاندان آن حضرت احترام نگذاشتند، بلکه بر آنان ستم بزرگ روا داشتند. کنار گذاشتن علی(ع) از صحنه سیاست و غصب مقام خلافت و غصب فدک، نمونه هایی از ظلم بودند که بر علی(ع) و فاطمه زهرا(س) روا داشتند. یکی از اقدامات ابوبکر - بعد از رسیدن به خلافت - گرفتن فدک از حضرت زهرا(س) بود که ظلم بر ساحت مقدس حضرت زهرا(س) بود. ممکن است خلیفه از گرفتن فدک اهداف متعددی داشته است؛ ولی یکی از اهداف عمده ، هدف سیاسی و حکومتی بوده است ؛ زیرا ابوبکر میدانست اگر فدک در اختیار علی(ع) و فاطمه زهرا(س) قرار گیرد، آنان میتوانند با بهره‏گیری از فدک به عنوان بنیه مهمّ اقتصادی، با خلیفه مبارزه نموده و خلافت را به علی(ع) برگردانند.

  • اشهد ان علیا ولی الله، شهادت به ولایت حضرت علی هیچ گاه جزء اذان و اقامه نبوده ونیست . فقها نیز در کتاب های فقهی خود یادآور شده اند که کسی نباید این شهادت را به نیت جزء اذان یا اقامه بگوید. ولی مستحب است که انسان به دنبال شهادت به رسالت پیامبر(ص) این شهادت را نیز ذکر کند؛ و آن را جزء اذان و اقامه به حساب نیاورد.

  • اکثر محدّثان دو دختر به نامهاى سکینه و فاطمه براى امام حسین ذکر کرده اند؛ اما علّامه ابن شهر آشوب ، و محمّد بن جریر طبرى شیعى ، سه دختر به نامهاى سکینه ، فاطمه و زینب را براى آن حضرت برشمرده اند. در میان محدّثان قدیم ، تنها على بن عیسى اربلى ـ صاحب کتاب کشف الغمّه (که این کتاب را در سال 687 هـ.ق تألیف کرده است ) ـ به نقل از کمال الدین گفته است که امام حسین شش پسر و چهار دختر داشت ؛ ولى او نیز هنگام شمارش دخترها، سه نفر به نامهاى زینب ، سکینه و فاطمه را نام مى برد و از چهارمى ذکرى به میان نمى آورد. احتمال دارد که چهارمین دختر، همین رقیّه بوده باشد.

  • اساس سؤال بر این است که دفاع نکردن امام را یک اصل مسلم گرفته، در حالی که دلیلی بر این مطلب نیست. علی در حد وظیفه شرعی از حریم عصمت خود دفاع کرده است، ولی دفاع در آن روز به صورت جنگ و خونریزی مصلحت اسلام نبود

  • باید توجه نمود که اسامی خلفای سه گانه، اسامی مخصوص این سه نفر نبود، بلکه این اسامی قبل از اسلام و بعد از اسلام در میان عرب شایع و گسترده بود. این نام گذاری هرگز دلیل بر علاقه به مقام خلافت و اداره کنندگان آن نیست.

  • از نظر شیعه، امیرمؤمنان هرگز با احدی بیعت نکرده است، زیرا خود را خلیفه منصوص خدا می دانست، ولی آن گاه که دید زمام امور به دست غیر او افتاد، وظیفۀ خود تشخیص داد که در مواردی آنها را ارشاد کرده و راهنمایی نماید، زیرا در کلام خود میگوید: «دیدم اگر به دنبال گرفتن حق خویش باشم، همین اسلام موجود نیز از میان میرود».(1)

  • بیان روایات درباره این که اهل بیت امام مجتبی(ع) می‌دانستند که چه کسی حضرت را مسموم کرده، متفاوت است، که به آنها اشاره می‌شود: 1ـ از امام صادق(ع) نقل شده که امام مجتبی(ع) به اهل بیت خود فرمود: «با مسموم شدن از دنیا می‌روم»، پرسیدند: چه کسی این کار را انجام می‌دهد؟ امام فرمود: همسرم جَعْدَه، دختر اشعث بن قیس. معاویه او را فریب داده و او را وادار می‌کند که این عمل را انجام دهد.

  • بابَکِ خُرَّم‌دین، رهبر جنبش خرّمیان در نیمه نخست سده 3ق/ 9م. با وجود همه شهرت وی، آنچه به خانواده و تبار و عقاید و اهداف او مربوط می‌شود، در منابع تاریخی، بسیار اندک است و در مجموع نمی‌توان به نتیجه قانع کننده‌ای دست یافت؛ درباره اصل و نسب بابک مفصل‌ترین روایت از آن واقد بن عمرو تمیمی است. ابن ندیم و احتمالاً مقدسی از اثر او نقل می‌کنند پدر بابک روغن فروشی دوره گرد و اهل مداین بود. وی در روستای بلال‌آباد از میمد در آذربایجان، دلباخته زنی یک چشم شد و فسق آن دو بر اهالی آشکار گردید، اما بعدها ازدواج کردند و بابک به دنیا آمد. بابک فرزند ازدواجی غیر شرعی شمرده شده، و یکی از راهزنان ادعای پدری او کرده است؛ روشن است که در این روایت قصد تحقیر و طعن بابک در میان بوده است. در روایتی دیگر، وی را فرزند مطهر بن فاطمه خوانده،‌ و این فاطمه را دختر ابو مسلم خراسانی دانسته‌اند.

  • ازدواج امام جواد(ع) با دختر مأمون(ام الفضل) از مسایلى است كه اظهار نظر قطعى دربارة آن مشكل است؛ ولى مى توان برخى عوامل را تأثیر گذار دانست. ازدواج حضرت جواد(ع) با ام الفضل هم از ناحیة حضرت قابل بررسى است و هم از ناحیة مأمون كه چه اهدافى از ازدواج دختر خود با امام جواد(ع) داشت.

  • در رابطه با سیره سیاسی علی(ع) به کتاب‌های زیر مراجعه فرمایید: 1ـ فروغ ولایت، جعفر سبحانی. 2ـ سیری در نهج البلاغه، استاد شهید مطهری. 3ـ انقلاب بزرگ، علی و دو نفر فرزند بزرگوارش، دکتر طه حسین، ترجمه، احمد آرام و سید جعفر شهیدی. 4ـ تجلّی امامت، سید اصغر ناظم‌زاده.

  • خطبه و صیغه عقد ازدواج حضرت فاطمه را پیامبر خواندند(1) و این ازدواج در سال دوم هجری رخ داد. برخی در ماه رمضان و برخی در ذی الحجه و برخی در رجب گفته اند. (2) مسعودى در مروج الذهب تاریخ ازدواج على با فاطمه (س)را سال دوم هجرت دانسته (3) ومشهورترین قول در این باره اوّل ذى الحجة سال دوم هجرت است .

  • مورخان و سیره نویسان در خصوص ازدواج امّ كلثوم دختر امام علی(ع) با عمر اختلاف نظر دارند.(1) برخی بر این باورند كه ام كلثوم با عمر ازدواج نكرد. شیخ مفید بر این عقیده است كه: خبر وارد شده در تزویج ام كلثوم ثابت نیست، زیرا در سلسلة سند آن «زبیر» است كه موثق نیست و به خاطر دشمنی با علی(ع) این روایت صادر شده است.

  • امام رضا(ع)درابتدا ولایت عهدی را نپذیرفت.ودر این امر جدی بود به گونه ای مأمون که حضرت را تهدید به قتل كرد. چنان كه نقل گردیده، مأمون به امام گفت : «به خدا سوگند می خورم كه اگر ولایت عهدی را پذیرفتی، كه چه بهتر، و گرنه تو را وادار به پذیرش خواهیم كرد. واگر تن ندهی، گردنت را خواهم زد.» (1) امام به ناچار فرمود : «به شرطی كه نه كسی را برگمارم، و نه كسی را عزل كنم، و نه سنت یا قانونی را لغو كنم، و تنها از دور ناظر امور باشم.»

  • درباره مختار و انگیزه او در این قیام قضاوت‏هاى گوناگون شده است.تا آنجا كه بعضى دانشمندان طبقه اول و دوم از شیعه در باره او نظر مساعدى ندارند.اما متأخران او را به نیكویى ستوده‏اند .مختار پس از قیام نافرجام سلیمان بن صرد (رئیس پشیمانان) شیعیان را فراهم ساخت.او می دانست اگر بخواهد جنبش شیعه به نتیجه برسد، باید یكى از خاندان پیغمبر آن را رهبرى كند یا لا اقل جنبش به نام او آغاز شود.چه كسى براى این كار مناسب است؟ على بن الحسین ـ (ع) فرزند شهید آل محمد ـ و اگر او نپذیرد؟ محمد فرزند على بن ابى طالب عموى على بن الحسین (ع) .

  • بیماری امام زین العابدین(ع) تنها در ایام حادثه عاشورا بوده وعلتش شاید تقدیر الهی بود، برای این که امام سجاد(ع) زنده بماند و نسل امام حسین(ع) از این طریق حفظ شود، همان گونه که در تاریخ ثبت شده است، این بیماری سبب نجات ایشان شد. چند بار تصمیم گرفتند حضرت را بکشند، اما چون بیماری او شدید بود گفتند: بیماری او را میکشد، چرا او را بکشیم.(1) حمید بن مسلم گوید: ما به اتفاق شمر بن ذی الجوشن در خیمه‏ها عبور میکردیم تا به علی بن حسین(ع) رسیدیم، دیدیم در شدت مرض در بستر غم و بیماری و ناتوانی خوابیده است، و با شمر جماعتی از رجاله بودند، گفتند: آیا این بیمار را بکشیم؟ من گفتم: سبحان اللَّه چگونه بیرحم مردمید. همین مرض او را خواهد کشت.

  • امامان مانند انسان‌های قدرت طلب، مشتاق حکومت نبودند. چنان که امام علی(ع) خطاب به ابن عباس فرمود: «حکومت به اندازه بند کفش ارزش ندارد، مگر به واسطه آن حق را به صاحبان آن برگردانم». از منظر امامان، حکومت ابزاری است که در راستای تحقق اهداف بلند اسلامی و اجرای قوانین الهی، از آن بهره می‌گرفتند. آنان در صدد تشکیل حکومت بودند که در سایة آن، جامعه مطلوب و آرمانd تشکل دهند اما دنیاگرایان و ریاست طلبان مانند معاویه در صدد تشکیل حکومت بودند تا به اهداف نامشروع خود رسیده و بر مردم حکومت کنند. برای تشکیل حکومت دو مؤلّفه: «امام و مردم» از اهمیت برخوردار است. اگر یکی از این دو عنصر نباشد، تشکیل حکومت امکان‌پذیر نیست.

  • یكی از واجبات مهمّ مالی در اسلام «خمس» است كه از فروع دین و جزء عبادات شمرده می‏شود. از این رو باید با قصد قربت انجام گیرد. تمام مذاهب اسلامی (شیعه و سنی) در اصل وجوب خمس، اتفاق نظر دارند. تنها اختلاف میان آنان، موارد و مصارف آن است؛ لذا بیشتر اهل سنّت بر این باورند كه تنها به غنایم جنگی و گنج خمس تعلق می‏گیرد.(

  • امام نهم شیعیان حضرت جواد ( ع ) در سال 195 ه.ق در مدینه ولادت یافت . نام محمد معروف به جواد و تقى است . القاب دیگرى مانند : رضى و مقتى نیز داشته , ولى تقى از همه معروفترمیباشد . مادر گرامی اش سبیكه یا خیزران است كه این هر دو نام در تاریخ زندگى آن حضرت ثبت است . امام محمد تقى ( ع ) هنگام وفات پدر حدود 8 ساله بود . مأ مون خلیفه عباسى كه همچون سایر خلفاى بنى عباس از پیشرفت معنوى ونفوذ باطنى امامان معصوم و گسترش فضایل آنها در بین مردم هراس داشت , سعى كرد ابن الرضا را تحت مراقبت خاص خویش قرار دهد

  • پیامبر (ص) در خصوص ولایت امام علی (ع) صریحاً اقدام نمود . شیعیان باور دارند كه پیامبر (ص) در جریان غدیر رسماً علی (ع) را به عنوان رهبر و جانشین خود معرفی نمود: «من كنت مولاه فعلی مولاه...» (1) این اقدام پیامبر در پی دستور خداوند صورت گرفت، زیرا خداوند دستور داد كه پیامبر علی (ع) را به عنوان رهبر مسلمانان معرفی نماید: «ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است برسان و اگر نكنی رسالت او را انجام نداده ای ...» در خصوص ولایت امام علی (ع) صریحاً اقدام نمود . شیعیان باور دارند كه پیامبر (ص) در جریان غدیر رسماً علی (ع) را به عنوان رهبر و جانشین خود معرفی نمود: «من كنت مولاه فعلی مولاه...» (1) این اقدام پیامبر در پی دستور خداوند صورت گرفت، زیرا خداوند دستور داد كه پیامبر علی (ع) را به عنوان رهبر مسلمانان معرفی نماید: «ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است برسان و اگر نكنی رسالت او را انجام نداده ای ...»

  • یکی از مشکلات رخدادهای تاریخی عدم شفافیت آن است؛ از این رو مورخان معمولاً در میان مسایل تاریخی اختلاف نظر دارند. ظهور پیامبران از خاور میانه و علل ظهور آن[ ها از منطقه باختر و خاور دور، از مسایل تاریخی است که ابهام داشته و قضاوت دربارة آن مشکل است. ]مورخان درخصوص ظهور همه پیامبران از منطقه خاور میانه اختلاف دارد. برخی عقیده دارند که همه پیامبران از خاور میانه ظهور نکرده اند؛ زیرا پیامبران اختصاص به سرزمین و قوم خاصی ندارند._

  • پرسش : دانشمندان «ژئولوژى» معتقدند که از عمر نوع بشر در زمین میلیون‏ها سال می گذرد و بر این گفتار خود، از فسیل آثارى از انسان‏ها و نیز ادله‏اى از اسکلت سنگ شده خود انسان‏هاى قدیمى آورده‏اند. حال اگر واقعا این فسیل ها برای انسان باشد - که هست - و از معارف دینی ما هم بر می آید که این فسیل ها برای نسل های قبل از ما و غیر مرتب با نسل حضرت آدم هستند . اگر این سخنان درست باشد ، و نسلهای گذشته قیامتشان رسیده باشد ،و آنها بعد از حشر در قیامتشان به بهشت یا جهنم رفته باشند ، فسیل هاشان در این دنیا چه می کند ؟ مگر دوباره با همان بدنشان زنده نشده بودند ؟

  • از ظاهر بسیاری از آیات قرآن چنین بر می آید كه طوفان نوح (ع) جنبه منطقه ای نداشته است، بلكه حاثه ای بوده است برای سراسر روی زمین، زیرا كلمه ارض (زمین) به طور مطلق ذكر شده مانند «خداوندا بر روی زمین از كافران كه هرگز امید به اصلاحشان نیست احدی را زنده مگذار» و همچنین «ای زمین آبهای خود را فرو بر...» از بسیاری از تواریخ نیز، جهانی بودن طوفان نوح استفاده می شود، به همین جهت تمام نژادهای كنونی را به یكی از سه فرزند نوح (حام، سام، یافث) كه بعد از نوح باقی ماندند باز می گردانند.

  • میان پیامبر اسلام(ص) و بنی‌قریظه و دو طایفه دیگر بهود، پیمانی منعقد شده بود که براساس آن، تعهد کرده بودند که هرگز علیه پیامبر و یاران وی قدمی برندارند و با دست و زبان به آنان صدمه‌ای نرسانند، نیز اسلحه و مرکب در اختیار دشمنان حضرت قرار ندهند و اگر برخلاف این رفتار نمودند، پیامبر با آنان همانند دشمن رفتار نماید. یهود بنی‌قریظه، در جریان جنگ احزاب، شهر مدینه را دچار ناامنی کردند و برای ترساندن مسلمانان به خانه‌های آنان ریختند. اگر مراقبت پیامبر نبود و گروهی را برای استقرار امنیت در شهر، از لشکرگاه به داخل شهر اعزام نمی‌کرد، چه بسا نقشه شوم بنی قریظه عملی می‌شد و شهر به دست آنان سقوط می‌کرد و مجاهدان مسلمان را می‌کشتند و اموالشان را به غنیمت می‌گرفتند و زنان و اولاد آنان را اسیر می‌کردند

  • دقیقا روشن نیست که در حادثه غدیر چند هزار تن از یاران پیامبر حضور داشتند .اما آن چه که می توان قاظعانه در این مورد نظر داد این است که رسول خدا(ص) در مدینه اعلام كرد كه در مراسم حج شركت خواهد نمود و مسلمانانى كه معذور نیستند، در این مراسم شركت كنند.

  • امام علی(ع) در زمان خلافتش ضمن نامه‌ای به «عثمان بن حنیف» فرماندار بصره نوشت: «بلی کانت فی ایدینا فدک من کل ما اظلته السماء فشحّت علیها نفوس قوم و سخت عنها نفوس قوم آخرین...؛(1) آری از آن چه آسمان بر آن سایه افکنده است، «فدک» در دست ما بود. مردمی بر آن بخل ورزیدند و مردمی سخاوتمندانه از آن چشم‌پوشی کردند.» از کلام حضرت فهمیده می‌شود که «فدک» در زمان خلافت امیرمؤمنان(ع) پس گرفته نشد و در دست فرزندان حضرت زهرا(س) قرار نگرفت.

  • در زمره نام‏های فرزندان امامان معصوم‏(ع) نام‏های خلفا، همانند نام عمر به چشم می‏خورد و از جمله آن ابوبكر بن علی بن ابی طالب(ع) را ذكر كرده‏اند كه در كربلا به شهادت نایل آمد. نیز افراد زیر: عمر بن علی بن ابی طالب‏(ع) از شهدای كربلا عمر بن حسن بن علی‏(ع) از شهدای كربلا عمر بن حسین بن علی‏(ع) از شهدای كربلا عثمان بن علی بن ابی طالب(ع) از شهیدان كربلا و عمر بن علی بن حسین بن علی‏(ع)كه امام سجاد(ع) فرزندش را "عمر" نامگذاری نمود. این نامگذاری‏ها اشكالی ندارد. نه حاكی از تأیید خلفا است و نه چیز دیگر، چرا كه نامگذاری در هر اجتماعی، بسته به فرهنگ و سنت آن است. عرب‏ها برای خود یك سری نام‏های متداول داشته‏اند كه بعضاً "عَلَم" بوده و معنای خاصی نداشته و بعضی از آن ها معنا داشته مانند معاویه و حارث كه مربوط به فرهنگ آن زمان جامعه بوده است، كه از جمله آن: ابوبكر، عثمان، عمر، معاویه، عمر، یزید و.... می‏باشد این اسامی در فرهنگ زمان امامان پیشین مطلوب و مرسوم بود و امروز هم در بسیاری از كشورها و مناطق عرب نشین، این اسم‏ها مورد پسند مردم است و مردم فرزندانشان را بدین گونه نامگذاری می‏كنند.

  • این حادثه را بسیاری از عالمان اهل سنت در کتای های خود آورده اند به گونه ای که گفته می شود این روایت در زمره روایات متواتر است که تردیدی در آن وجود ندارد. دانشمندان اهل سنت که حدیث غدیر را در کتاب های خود با صراحت بیان کرده‌اند، عدة کثیری هستند که به عنوان نمونه از جمعی از آنان نام می‌بریم: 1- حافظ ابونعیم اصفهانی در کتاب ما نزل من القرآن فی علی (بنقل از خصائص صفحه 29). 2- ابوالحسن واحدی نیشابوری در اسباب النزول صفحه 150. 3- حافظ ابوسعید سجستانی در کتاب الولایه ( بنقل از کتاب طرائف). 4- ابن عساکر شافعی ( بنا بنقل درالمنثور جلد 2 صفحه 298). 5- فخر رازی در تفسیر کبیر خود جلد 3 صفحه 636

صفحه‌ها