خنده حلال

طنز

«بکوشید و خوبی به کار آورید» (1) نکوشید خیطی به بار آورید!

طنز

ششلیک همیشه می خورَد در شاندیز در سفـره نـگـاه او بـه ظــرف سـرریز!

طنز

در میانِ غصـــه هایــم گـاه گاه می کِـشم از دسـت دانــشگاه آه

طنز

به خــدا فـــازِ تــو مــرا کُشته نـازِ من!، گـازِ تـــو مــرا کــشتــه

طنز

در ایـن ایّـــامِ داغِ آفــــــتـابـــی! دلـــم کرده هــوای « مـوجِ آبـــی »

طنز

دو سالِ مـسـتمــر هـی کـار کردم خودم را نفلـــه و بـیــــمار کـردم

طنز

تازگی ها با خودم ور مــی روم گاه از دست ِ خودم در مــی روم

خلیج فارس

اگـــــر روزِ روشــن شــود نیــمه شــب وَ یا این کـــه « لقمان » شــود بـی ادب !

طنز

توی بهشت گه هوسِ سیب می‌کنم در خُلد، آرزویِ «سراندیب» می‌کنم!

طنز

گاه بـا یـک سوژه‏ ی با حال، شاعـر می‏ شـوم با شکـستِ تـیـمِ « استـقلال »، شاعر می ‏شوم

طنز

از دیدن حال بد تو در عجباتم! از فرط عجب درد گرفته عضلاتم

طنز

فیس بوک آن روزها مسدود بود پست و اینترنت به کل نابود بود