تربیت فرزند

  • وقتی کودک کاری را «اشتباه» انجام می‌‌دهد یا چیزی را «اشتباه» می‌گوید و یکی از والدین با رفتار یا گفتار توهین‌آمیز واکنشی از خود نشان می‌دهد، کودک با گفتار یا رفتاری بدتر پاسخ می‌دهد و سپس مادر و یا پدر با تهدیدهای فریادآمیز یا با تنبیه خودخواهانه مقابله می‌کند. و همین‌طور این مشاجره که در آن، هر یک هر چه می‌خواهد به دیگری می‌گوید، ادامه پیدا می‌کند. در اینجا هم به گفتگوی فرزند و مادر توجه کنین تا متوجه رفتار مناسبی که والدین میتوانند با فرزندشان انجام بدهند شوید .

  • هر پدر و مادری سعی بر آن دارد كه همه چیز را برای كودكش خوب و لذت بخش كند. سعی والدین بر آن است كه یأس، ناامیدی و شكست را از زندگی كودكشان بیرون كنند. ولی والدین باید به خاطر داشته باشند كه زندگی یك فرآیند و تجربه است. كودكان در زندگی با یأس و نامیدی و شكست مواجه خواهند شد.والدین با كمك به كودكان در كسب سه خصیصهاحترام به خویشتن، خودشناسی و حرمت نفس است كه می توانند كودك را آماده برای رؤیایی با مشكلات زندگی كنند. این مهمترین وظیفه ای است كه والدین در قبال فرزند خود دارا می باشند.

  • صفات توهین‌آمیز، همچون تیرهای سمی، بایستی فقط بر علیه دشمنان بکار گرفته شوند، نه بر علیه بچّه‌های کوچک. وقتی یکی می‌گوید: «این چه صندلی زشتی است»، اتّفاقی برای آن صندلی نمی‌افتد. نه اهانتی به صندلی می‌شود و نه مایه شرمساری آن فراهم می‌آید. صندلی در همان حال خودش باقی می‌ماند گویی که آن صفت زشت بکار رفته درباره‌اش تأثیری به حال او ندارد. با وجود این، وقتی به کودک می‌گویند که زشت، احمق یا دست و پا چلفتی است، به‌طور حتم اتّفاقی برای او می‌افتد. در بدن و در روح او واکنش‌هایی پدید می‌آید. در درون او، انزجار و خشم و نفرت ایجاد می‌شود. کودک خیال انتقام پیدا می‌کند و نسبت به این خیالات انتقام‌آمیز خود احساس گناه می‌کند و از این احساس گناه او نیز، اضطراب و تشویش پدیدار می‌شود. و شاید رفتار نامطلوب و عوارضی هم در او بوجود بیاید .

  • به زبان آوردن کلمه «انضباط»، در بسیاری از افراد حالت انقباض ایجاد می‌کند زیرا برای بسیاری، انضباط یعنی کتک‌خوردن، در اتاق حبس شدن و مورد ناسزا قرار گرفتن.متأسفانه اغلب ما انضباط را با تنبیه اشتباه می‌گیریم؛ با وجود اینکه این کلمات، معانی کاملاً متفاوتی دارند. اگر چه یک روش کامل و معین برای منضبط کردن بچه‌ها وجود ندارد و فقط آنچه ما می‌‌توانیم انجام دهیم این است که خودمان را به رویکرد مثبتی در ارتباط با انضباط متعهد سازیم؛ رویکردی که دربرگیرنده احترام، انتظارات روشن، محدودیت‌ها و پیام‌های منطقی و اختیار باشد.

  • اگر تنها یک فرزند دارید، این کودک مرکز توجه به شما خواهد بود و شما نقطه اصلی تمرکز در دنیای او خواهید بود (حداقل برای 3 سال اول زندگی) با آمدن کودک جدیدی به خانواده، زندگی کودک قبلی تغییر خواهد کرد و باید به او کمک کنید تا برای پذیرفتن عضو جدیدی از خانواده آماده شود. به طور کلی هر چه فاصله سنی بین خواهر و برادرها کمتر باشد، این دوره انتقالی مشکل تر خواهد بود.اگر فاصله آنها 3 سال یا بیشتر باشد، کودک بزرگتر کاملاً متکی به خود شده و در فعالیت های خارج از خانه جا افتاده است. او با کودکان دیگر بازی می کند و با همسالانش ارتباط برقرار خواهدکرد.

  • فرزندان خود را همان‌طوری که هستند بپذیرید و از مقایسه آنان با دیگران خودداری کنید. علاقه خود را به‌صورت جملات شیرین و شیوه‌های غیرکلامی محبت‌آمیز به او ابراز کنید. با کودکان با زبان کودکی سخن بگویید و در قالب بازی‌ها با آنها ارتباط برقرار کنید. و ..

  • ما می‌توانیم یاد بگیریم که وجود احساسات دمدمی مزاجی را در خودمان و کودکانمان بپذیریم. برای اینکه نگذاریم بی‌خود و بی‌جهت ناسازگاری و تضاد بوجود آید، باید کاری کنیم کودکان بدانند که این قبیل احساسات، نرمال وطبیعی به‌حساب می‌آیند، ما می‌توانیم قسمت زیادی از احساس گناه و اضطراب کودک را کاهش دهیم، بدین ترتیب که احساسات دمدمی مزاجی کودک را بیان و تصدیق کنیم.

  • سعی کنید رابطه مادر - فرزندی خودتان و به طور کلی رابطه انسانی تان را در سطوح بسیار بالا با دختران حفظ کنید و از نصیحت کردن های مکرر و پیوسته که باعث فاصله بین شما و دخترتان می شود پرهیز کنید و سعی کنید مکالمات عاطفی و خوش و بش های مادر -دختری در مورد موضوعات مختلف داشته باشید.

صفحه‌ها